گروه شهری/ فرزانه اسدزاده: چند سالی است که دیگر نمی‌توان از خنکی هوای پاییزی و برف و سرمای زمستانی تبریزمان آنچنان که باید و شاید استفاده کرده و لذت ببریم. بله قصه قصه‌ی وارنگی هوا در زمستان و در نتیجه آلودگی هوای این کلانشهر است. چنان با این آلودگی کنار آمده‌ایم که می‌شود گفت کاملا قورتش داده‌ایم!! چاشنی این داستان هم بی‌تفاتی مسئولین است که شکر خدا مردم هم با این بی‌تفاوتی کنار آمده‌‌اند. شاهد این مدعا هوای چند روز اخیر تبریز بود که از نظر آلودگی در حد شدید و بلکه یک چند متر هم آن‌طرف‌تر بود، اما همچنان زندگی مردم ادامه داشت. هر از گاهی به نشانه‌ی انجام حرکتی بیانیه‌ای از سوی یک مسئول صادر و هشداری داده می‌شد!! اما در نهایت آب از آب تکان نخورد. نه به نیروگاه تبریز به جای مازوت، گاز رسید و نه اتفاق آنچنانی رخ داد که احساس کنیم همین روزها در حال مردنیم و… آن چندنفری هم که شاید روانه بیمارستان شدند، احتمالاً توهم مرض گرفته‌بودند!!

از طرفی هم همه کمافی‌سابق همان اتومبیل‌های تک‌سرنشین دودزای غیراستاندارد مخل آرامش را سوار می‌شویم، همان مسیر هر روزه را طی می‌کنیم و پیاده‌رفتن را بی‌کلاسی می‌دانیم و با دوچرخه رفتن را بی‌کلاسی‌تر!  به سردردهای الکی توجه نمی‌کنیم و چشممان که می‌سوزد، به نظرمان طبیعی است و سرطان را مثل نقل‌ و نبات مزه‌مزه می‌کنیم و به زندگی خود ادامه می‌دهیم؛ البته مسئولین هم در کنار ما با همین مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند و چون کسی هم به فکر مسئولین نیست، به‌ناچار آن‌ها هم به فکر بقیه مردم نیستند و همه دور هم در حال سرو کله زدن با چهارمین عامل مرگ و میر در جهان هستیم و آزارمان هم به یکدیگر نمی‌رسد و خیلی به‌طور سینه‌خیز و کانال به کانال داریم منقرض می‌شویم!!