خبر صبح/ نوشتن درباره خسارت‌های اقتصادی فعالیت‌های دلالی و دلال‌بازی مهم است، اما مهم‌تر از آن نوشتن درباره این است که چرا مردم سراغ فعالیت‌های دلالی می‌روند، به‌خصوص خرید و فروش سکه و دلار که در هفته‌های گذشته نوسانات زیادی داشت. این‌که چرا پول‌های سرگردان از بازارهای دلالی سر ‌د‌رمی‌آورند را می‌شود در چند مورد بیان کرد؛ مهم‌ترین آن مقررات سخت‌گیرانه و دست و پا گیر در‌خصوص فعالیت‌های تولیدی است. خیلی از تولید‌کنندگان ما در سخت‌ترین شرایط مشغول به‌ کار هستند و وقتی با آن‌ها وارد صحبت می‌شوید، می‌بینید که در پایان سال مالی نه تنها سودی نمی‌برند که حتی بعضی سال‌ها ضرر هم می‌دهند و نه به خاطر صرفه مالی بلکه به دلایل دیگری مثل اشتغال‌زایی و غیره مشغول به کار هستند و اگر سرمایه‌شان را از کار بیرون بکشند و در بانک بگذارند سود بیشتری خواهند برد.

از ضعف مالیاتی تا وام‌های سنگین

وقتی صحبت از مشکلات تولید می‌شود، نمی‌توان از بحث مالیات گذشت، نهادهای مالیاتی در عمل اصلا به این موضوع کار ندارند که تولید کننده چقدر درآمد کسب کرده، چقدر هزینه داشته است، زیان کرده یا سود؟ و بدون توجه به این موارد از واحد تولیدی درخواست مالیات می‌کنند. در هیچ جای قانون نیامده که باید از واحد زیان‌ده مالیات گرفت، هیچ اقتصاددانی را نمی‌توان پیدا کرد که بگوید در شرایط رکود اقتصادی باید مالیات را زیاد کرد، چون این موضوع رکود را تشدید می‌کند و اتفاقا در دوران رکود باید از تولید‌کننده حمایت کرد؛ اما متأسفانه مجری این قوانین اصلا به این موضوعات توجه ندارد و در مجموع انواع و اقسام سخت‌گیری‌ها در مباحث بیمه اتفاق می‌افتد، در بحث عوارض هم تولید‌کننده با سختی‌هایی مواجه است و بانک‌ها هم با نرخ بالای بازپراخت وام‌ها شرایط را سخت‌تر می‌کنند. موارد اینچنینی باعث می‌شود در نهایت کسی جرئت نکند که پا به عرصه تولید بگذارد یا اگر در این عرصه مشغول است، ترغیب می‌شود تا از آن دست بکشد.

تولید بیمار؛ دلالی فربه

تا زمانی که شرایط تولید این باشد شما مطمئن باشید فعالیت‌های دلالی ادامه خواهد داشت و بیشتر هم خواهد شد. من صنعتگری را می‌شناسم که با شرایط سخت مشغول به کار است، نه دارایی، نه بیمه و نه شهرداری با او مدارا نمی‌کنند و حالا به فکر این است که فعالیتش را به آلمان منتقل کند و از ایران برود و در آن‌جا فعالیت کند. این سخت‌گیری‌ها منجر به این می‌شود که ساده‌ترین سرمایه‌گذاری سپردن پول به بانک‌ها باشد. پس پول‌های سرگردان دست مردم به بانک‌ها می‌رود و همین‌که بخشی از اقتصاد مثل بازار ارز دچار التهاب می‌شود، پول‌ها به آن بخش سرازیر می‌شود. وقتی در یک هفته ارز از ۱۱هزار تومان به ۱۴هزار تومان می‌رسد، کسی که پولش در بانک بوده با خودش چرتکه می‌اندازد که هیچ جایی نیست که پول من را یک هفته‌ای چند ده درصد افزایش بدهد، پس پول را از بانک بیرون می‌کشد و وارد بازار ارز می‌کند، تقاضای هنگفتی در بازار ارز ایجاد می‌شود و نتیجه اش می شود حباب دلار.

دود دلال بازی در چشم خودمان

این موضوع را هم باید گفت افرادی که سرمایه‌شان را به بازار دلالی وارد می‌کنند، شاید در کوتاه مدت سود شیرینی عایدشان شود، ولی در دراز مدت دود این رفتار به چشم خودشان و دیگران خواهد رفت. در همین مورد اخیر، گرانی دلار باعث افزایش قیمت اقلام وارداتی ما و ایجاد تورم در جامعه شد. بعد از مدتی این گرانی بر روی زندگی همه حتی آن کسی که از آن التهاب سود برده است، تأثیر خواهد گذاشت.

از طرف دیگر تورم می‌تواند باعث تعطیلی واحدهای تولید و بیکاری در جامعه شود که بیکاری هم به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر ما و اطرافیانمان تأثیر خواهد گذاشت. حتی فرض کنیم که فرد خودش از آوردن سرمایه‌اش به بازار دلالی هیچ آسیبی نبیند، اما سؤال اینجاست که آیا پذیرفتنی است که ما به قیمت ضرر هموطنان، همشهریان، همسایگان و دیگر مردم جامعه سودی ببریم.

دکتر مصطفی کریم‌زاده