خبر صبح/ بیایید ابتدا از سنت، یک تعریف ساده و قابل فهم ارائه بدهیم. سنت، آیین یا آداب و رسوم شامل مجموعه رفتارها و شیوه‌های زندگی یک ملت یا جماعت است. آن‌ها میراثی از گذشته‌های دور و برشی از حافظه تاریخی یک ملت هستند که در طول خط زمانی همراه نسل‌های یک ملت پیش آمده‌اند و امروز به دست ما رسیده‌اند.

باید پذیرفت که این حرکت تاریخی و عبور از قرن‌ها موجب مخلوط‌شدن سنت‌ها با ناخالصی‌هایی شده است که ما نام آن را «ادا» می‌گذاریم. منظورم از ادا، دروغ‌های واقعیت‌نماست. دروغ‌هایی که اگر حذف شوند، به اصل سنت آسیب نمی‌زنند که هیچ، بلکه آن را عمیق‌تر، غنی‌تر و شفاف‌تر نیز می‌کنند. ممکن است این سؤال پیش بیاید که چطور اداها را از واقعیت‌ها تمیز دهیم؟

پاسخ من در یک کلمه خلاصه می‌شود: زمان. گذشت زمان نه فقط درباره سنت، بلکه در دیگر عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی نیز ناخالصی‌ها را عیان می‌کند. نکته مهم، داشتن جسارت در حذف این اختلالات و ناخالصی‌ها و خالص‌کردن سنت‌هاست. مثلا درباره سبزه عید، وجود این عنصر در سفره هفت‌سین، نمادی از رویش و مواجهه انسان با طبیعت است. احترام به طبیعت در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما، بر کسی پوشیده نیست. بیان این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که سبزه‌های سفره هفت‌سین بیشتر از گندم تهیه می‌شود. گندم، خود در فرهنگ ایرانی، نمادی از موهبت هستی است که برای رویش آن، از عناصر چهارگانه طبیعت بهره گرفته شده است. رفتار ما با سبزه به‌عنوان یک نماد فرهنگی به‌ویژه هنگامی ‌که از گندم رسته باشد، قابل تأمل و نقد است. ما نمی‌گذاریم جوانه‌های سبز به نهایت رشد برسند، سپس با اتمام تعطیلات، آن‌ها را به‌صورتی نازل به طبیعت برمی‌گردانیم. آیا به ادامه این رفتار ناگزیریم؟  آیا نمی‌‌توان شکل رفتاری کامل‌تر و نحوه مواجهه متعالی‌تری با این نماد را انتخاب کرد؟ خلاصه صحبت‌هایم در این بخش، این است که باید در مواجهه با سنت‌هایمان، روح آن را دریابیم و بدون آنکه به حافظه سنت آسیبی برسد، سره را از ناسره جدا کنیم. به‌عبارت دیگر، سنت‌ها مطلق نیستند و می‌‌توان درباره آن گفت‌وگو کرد و پیشنهادهای اصلاحی داد.

ادامه صحبتم، خطاب به کسانی است که اصولا اعتقادی به وجود سنت‌ها ندارند، همچنین کسانی‌که به‌روشنی نمی‌دانند حفظ سنت‌هایی مانند نوروز در عصر جدید، چه فایده‌ای دارد. تفاوت انسان‌ها در عصرهای مختلف، ناشی از تفاوت آن‌ها در باورها و سپس در سنت‌هایشان است. جغرافیای زندگی، زبان، دین و مواردی از این دست، پایه‌های تشکیل‌دهنده سنت‌ها هستند. نمی‌‌توان سنت‌ها را از آدم‌ها گرفت؛ زیرا این کار به‌مثابه تخریب پایه‌های وجودی و هویتی افراد است. در دنیای امروز و با غلبه فضای مجازی، شاهد پدیده‌ای هستیم که من نام آن را «مافیای رسانه» می‌گذارم. این مافیا به‌دنبال آن است که در گام نخست، خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های ملل را در سراسر جهان حذف کند و در گام بعد، به مخاطب تهی‌شده از سنت، چیزی را بخوراند که به نفع صاحبان این مافیاست. در این راه از جذابیت‌های فریبنده برای نیل به هدف خود استفاده می‌کند؛ طوری‌که مخاطب گمان می‌کند به‌طور مثال آداب و ذائقه غذاخوردن را خودش انتخاب کرده است، در‌حالی‌که این‌طور نیست.

حتما ضرب‌المثل «ترک عادت موجب مرض است» را شنیده‌اید. مفهوم عادت، فراتر از آن چیزی است که در اذهان عمومی گمان می‌رود. با اطمینان می‌گویم که حذف سنت‌ها، مرض‌های فرهنگی و اجتماعی را به‌دنبال خواهد داشت که بروز نشانه‌های آن مستلزم یک چیز است: باز هم زمان.

نسرین شعبان‌زاده