خبر صبح؛ شیوا صفری- شمارگان (تیراژ) کتاب و نشریات در هر جامعه ای یکی از مهمترین شاخص های توسعه یافتگی و رشد فرهنگ و تمدن است. از همین چند دهه قبل که تیراژ کتاب در اروپا، آمریکا، ژاپن و حتی کشور ترکیه میلیونی بود، پایین بودن نرخ مطالعه به عنوان یکی از چالش های فرهنگی کشور مطرح شد. در همان زمان هم گفته می شد، مردم فلان کشور حتی هنگام نشستن در مترو کتاب می خوانند و سخنانی از این دست که سبب ساز غصه و اندوه فرهیختگان بود. یادش به خیر عزیزی که آن روزها دستی بر «آتش فرهنگ» این مرز و بوم داشت این مشکل را به عنوان یک مانع رشد فرهنگ در شورای فرهنگ عمومی استان مطرح کرد.

نزول نرخ مطالعه، صعود آسیب های اجتماعی

چند دهه قبل که با گسترش دانشگاه های تبریز و سایر شهرهای استان و افزایش بی شمار استادان و دانشجویان همزمان شده بود، جمعیت تحصیلکردگان استان رو به فزونی نهاده بود و اغلب فرهیختگان به این نتیجه رسیده بودند که آسیب های روز افزون اجتماعی ناشی از پایین بودن نرخ مطالعه است چرا که بنا به گفته ی مولانا «هرگاه گفتگو به پایان رسد، لت کوب آغاز می شود!» و گفتگو و مذاکره زمانی پایان می یابد که طرفین فاقد مهارت های کلامی باشند. مهارت های کلامی هم تنها از طریق مطالعه و آشنایی با فرهیختگان تقویت می شود و افراد یک جامعه کتاب را به عنوان یک کالای اساسی در سبد خانوار قرار داده باشند. هم اکنون اگر به مراکز اصلاح و تربیت جوانان و نوجوانان مراجعه کنید و از آنها درباره ی علت «نزاع منجر به چاقوکشی و مرگ» یکی از طرفین سئوال کنید از خلال صحبت های آنها درخواهید یافت که این قبیل افراد با مطالعه بیگانه بوده اند. «طلاق» ناشی از ضعف زوج ها در مهارت های کلامی و اصول زندگی است. بچه های طلاق که حاصل این فرایند معیوب هستند، خشونت را در جامعه رواج می دهند. «ضعف منطق و تعصب های کور» که از عوامل خشونت های مرگبار به حساب می آیند، ناشی از پایین بودن نرخ مطالعه است. عدم موفقیت جوانان تحصیلکرده در یافتن شغل مناسب، همسر مورد علاقه، تشکیل زندگی سالم و عدم توفیق در حرفه ای که به آن روی آورده اند، همه و همه ناشی از نبود انگیزه ی لازم در راستای مطالعه کتابهایی است که روح و ذهن در چشمه سار اندیشه های متعالی شستشو می یابد و ملت را برای زندگی سالم، بانشاط، درآمد زا و پرشور آماده می سازد و زمینه ی توسعه یافتگی همه جانبه ی کشور فراهم می آید.

امروزه عده ای سبب نزول نرخ چاپ کتاب و حتی مطبوعات را ورود اینترنت به عرصه ی رسانه ای دنیا می دانند. این عده در پاسخ به این پرسش که چرا در آمریکا و اروپا و ژاپن برای خرید برخی کتابها صف های طولانی تشکیل می شود، چه پاسخی آماده کرده اند!؟

آیا ریشه ی مشکل در ضعف -یا بهتر بگویم- و نبود کادرهای مجرب نقد و بررسی کتاب نیست؟ آیا مشکل از آنجا آغاز نمی شود که رسانه ملی برای ارتقای شاخص مطالعه، برنامه ی علمی و هدفمندی ندارد؟ برنامه ای که اداره کنندگان آن را، استادان درجه اول و اهل مطالعه ی کشور تشکیل داده باشند و نه معدودی که با دانش و اطلاعات ناقص خود روند نقد و بررسی محتوا را به بیراهه هایی بکشند که حاصل آن دفع مخاطبان باشد. «ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستی بخش» آیا ریشه ی این مشکل در کمبود مسئولان اهل مطالعه نیست؟ آیا مشکل از آنجا آغاز نمی شود که یارانه ها طی سالهای گذشته به هدر رفته است؟ آیا تاکنون ناشرانی که در سال های قبل به آنها کاغذ یارانه ای و یا پول داده شده است، مورد نظارت دقیق، سیستماتیک و مستمر قرار گرفته اند که این یارانه ها را صرف چه کاری کرده اند؟ و آیا اصولا سیستم نظارتی برای نظارت کار بر ناشرانی که مثل قارچ روییده اند و سالی سکندری چند عنوان کتاب بی محتوا- که یکی از عوامل نزول نرخ مطالعه به حساب می آید- آن هم برای خالی نبودن عریضه چاپ کرده اند، وجود دارد؟ البته سیستمی متشکل از استادان دلسوز دانشگاه که به کتاب عشق می ورزند و بر کار چاپ و نشر اشراف در خور تحسینی داشته باشند و نه گروهی کارمند که با کتاب بیگانه اند!

خیر…! دلیل پایین آمدن فاجعه بار نرخ مطالعه در این است که ما برای ارتقای شاخص مطالعه یا صورت مساله را پاک می کنیم و یا توپ را به زمین دیگران می  اندازیم. کودکستان، مدرسه، دانشگاه، ارشاد، ناشران، رسانه ها و… همه مقصر هستیم واگر بیش از این تعلل بورزیم، طولی نخواهد کشید که خشونت ناشی از جهل، افسار گسیخته به همه جا می تازد و همه چیز را خراب می کند.

ارتقاء فرهنگ برای ارتقاء امنیت

آیا ارگان های ذیربط، پابه پای رشد فناوری های ارتباطی، خود را بازسازی کرده اند؟ آیا تغییرات ایجاد شده در ذائقه ی ذهنی مردم رصد شده است؟ آیا نیازهای جدید جامعه در زمینه ی محتوا سنجیده شده و تالیف در راستای این قبیل نیازها هدایت شده است؟ آیا متولیان فرهنگ به نقش بی بدیل متون ادبی و فرهنگی در تقویت وحدت ملی، ارتقای امنیت اجتماعی، گرایش جامعه به قانون مداری، استحکام همدلی، رشد مشارکت جویی و … اندیشیده اند؟ آیا برای تقویت زبان فارسی و استفاده از فرهنگ عامه در غنا بخشیدن به آن تلاش شده و آیا برای مقابله با تهاجم فرهنگی، برای غنی تر کردن متون نمایشی و ابداع بازیهای رایانه ای اقدامی صورت گرفته است و آیا زمینه ای فراهم شده است که مطالعه به مثابه ی یک نیاز درونی، نهادینه شود؟ واقعیت این است که با افت شدید شمارگان کتاب و نشریات طی سالهای اخیر، زنگ خطری به صدا درآمده است که صدای پدیدآورندگان و دست اندرکاران صنعت چاپ و نشر را درآورده است. در این خصوص به سراغ چند تن از ناشران و نویسندگان رفته و درد دل های آنها را نسبت به صدا درآمدن زنگ خطر برای کتاب و کتابخوانی جویا شدیم.

معضل اصلی؛ رکود بازار کتاب

نویسنده و مدیر انتشارات ایران شناخت ضمن تشریح روند نزولی شمارگان کتاب و به تبع آن پایین آمدن نرخ مطالعه، گفت: وضعیت نشر کتاب بسیار تاسف بار شده به نحوی که امروزه تیراژ کتاب به کمتر از هزار جلد رسیده است.

وی در ادامه یادآور شد: این امکان وجود دارد که ناشران و نویسندگان خوبی داشته باشیم ولی نبود عرضه کنندگان و توزیع کنندگان خوب یکی از علل بروز رکود در بازار کتاب است. متاسفانه تهرانی ها حاضر نیستند شهرستانی ها را در چرخه خودشان بپذیرند و مافیای سراسری کار شهرستانی ها را با مشکل روبه رو کرده است. از سوی دیگر برخی کتابفروشی ها استدلال می کنند در چنین وضعیتی، مولف باید کتاب را تهیه کرده در اختیار آنها بگذارد و توقع بازگشت سرمایه هم نداشته باشد.

مدیر انتشارات ایران شناخت ادامه داد: نسل نو پول صرف خوشگذرانی می کند ولی کتاب در سبد هزینه های او جایگاهی ندارد. و این نشان از ضعف کارکردی نهادهای متولی فرهنگ در دهه های گذشته دارد که نه تنها نتوانسته ارتباط نزدیک میان مردم و کتاب را بیشتر کند، بلکه این فاصله سال به سال در حال گسترش بوده است.

 

فضای مجازی علیه کتاب

این پژوهشگر حوزه فرهنگ، فضای دیجیتال را به عنوان یکی از مسایل رکود بازار کتاب مورد ارزیابی قرار داد و در این زمینه هم یادآور شد: نسل عوض شده و اطلاعات از طریق فضای مجازی منتقل می شود. به همین لحاظ بایستی در فضای مجازی فضاسازی شود. ناشران می توانند با ایجاد موج در فضای مجازی، نشر کتاب را از رکود نجات دهند. همچنین برگزاری جلسات نقد و بررسی کتاب در جلسات آزاد اندیشی کمک زیادی به رونق بازار کتاب خواهد کرد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: فرهنگ و هنر ما با اقتصاد کتاب بیگانه بوده و به کتاب همواره به عنوان مقوله ای تزیینی و اهدایی نگریسته به همین دلیل دستگاه های دولتی از چند درصد اعتباری که باید صرف خرید محصولات فرهنگی شود استفاده بهینه ای نکرده اند.

تعطیلی سریالی کتابفروشی ها 

یکی از پیشکسوتان توزیع و نشر کتاب در استان هم طی سخنانی گفت: در تبریز دوران مشروطه نزدیک به ۴۰ کتابفروشی فعالیت داشتند در حالی که جمعیت آن زمان تبریز کمتر از ۲۰۰ هزار نفر تخمین زده می شود. اما تبریز دو میلیون نفری هم اینک کمتر از ۴۰ کتابفروشی دارد و در سال های گذشته تعدادی از آنها هم تغییر کاربری داده اند.

وی افزود: پخش کنندگان کتاب در تهران، شرایط سختی را برای توزیع وضع کرده اند. کتاب ناشران و مولفان را به صورت امانی و مشروط به فروش قبول می کنند و در قبال آن فقط چک می دهند.

وی ضمن تاکید بر خصوصی بودن کار چاپ و نشر کتاب، یادآور شد: فروش اینترنتی یا ویزیت حضوری کتاب بایستی به صورت خصوصی انجام شود تا کسب منافع شخصی به عنوان انگیزه ای قوی باعث پیشرفت کار و برون رفت از این مشکل شود.

این فعال فرهنگی از برپایی نمایشگاه های کتاب به عنوان یکی از مهمترین مشکلات رکود بازار کتاب یاد کرد و افزود: برای رونق بازار کتاب بایستی فروشگاه های سیار جان بگیرد و ناشران از بازاریاب های کارآمد استفاده کنند.

کار واقعی به جای ایده آلیسم

دکتر کاظمی استاد دانشگاه هم در این خصوص یادآور شد: یکی از مشکلات توزیع کتاب، عدم دسترسی آسان و سریع مردم به کتاب است. بنابراین باید اورژانس کتاب راه اندازی شود تا مردم بتوانند سریع به کتاب دسترسی پیدا کنند. از سویی وقتی مشکلی پدید می آید باید به طور مداوم و سیستماتیک به آن رسیدگی شود.

کمیته های سلیقه ای 

یکی دیگر از ناشران طی سخنانی یادآور شد: حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در قالب تازه های کتاب و خرید حداقل ۵۰ نسخه برای توزیع در کتابخانه های کشور، روش پسندیده ای است چرا که هموطنان دیگر ما در سایر استان ها با کتابهای چاپ آذربایجان رابطه برقرار می کنند که نقش موثری در بالا رفتن شمارگان چاپ دارد. در این زمینه، کمیته های خرید کتاب سلیقه ای خرید می کنند و اگر دست کم از هر عنوان کتاب ۱۰۰ تا ۱۵۰ نسخه خریداری شود، نقش موثری در رونق بازار کتاب خواهد داشت.

وی در ادامه به مشکلات توزیع برای ناشران شهرستانی هم ورود کرد و گفت: با وجود مافیای پخش، کار فروش کتاب از رونق افتاده و بیشتر کتابهای چاپ شهرستان ها روی دست ناشران مانده است.

عدم اشراف کتابفروشان به کتابها

یحیی فتح، پژوهشگر حوزه فرهنگ هم در ادامه به خبرنگار ما گفت: امروز یکی از عوامل از رونق افتادن بازار کتاب عدم اشراف کتابفروشان به محتوای کتابهای موجود در کتابفروشی است. در گذشته کتابفروشان افراد فرهیخته ای بودند که نسبت به کتابها اشرافی اجمالی داشتند و مشتریان را راهنمایی می کردند. در حال حاضر به جهت گسترش شهر، دسترسی اهالی مطالعه به کتاب سخت و پرهزینه نیز شده و گاهی برای خرید یک جلد کتاب ۲۰ هزار تومانی مجبور به تحمل ۱۰۰هزار تومان جریمه می شوند. زیرا کتابفروشی ها فاقد پارکینگ هستند و لذا بایستی به سرعت خود را به سامانه ی منظم و دقیق اینترنتی مجهز کنند و برای توفیق در این زمینه شرکت های بزرگ و موفق دنیا را الگو قرار دهند. در اینترنت فروشنده ای موفق خواهد بود که از لحظه ی خرید تا لحظه ی رسیدن کالا به دست مشتری، موضوع را پیگیری کند تا از این طریق اعتماد مشتری جلب شود حتی اگر کتاب معیوب و ناقص بود، بلافاصله و به سرعت آن را تعویض کند. متاسفانه پدیدآورندگان کتاب در تبریز از تکنولوژی عقب افتاده اند و تصور می کنند وجود یک یا چند دستگاه کامپیوتر و حسابداری و انباردای رایانه ای کافی است. کتابفروش باید فروشگاه خود را با بزرگترین شرکت های اینترنتی دنیا مقایسه کند و بدیهی است که نظم و دقت حرف اول را می زند. دیگر اینکه راه اندازی چند دستگاه تریلر یا اتوبوس به منظور نزدیک کردن کتاب به محل زندگی اهالی مطالعه از روش هایی است که شمارگان هر کتاب را چند برابر خواهد کرد. به علاوه، مزایای  مطالعه بایستی به صورت مستمر در رسانه ی ملی گوشزد شود تا انگیزه کتابخوانی در مردم بیدار گردد. برای توفیق در این زمینه استان باید یک هیات امنای فعال داشته باشد که برای صدا و سیما برنامه پیشنهاد بدهد و مشکلات چاپ و نشر را مورد ارزیابی مستمر قرار داده، راهکارهای متناسب با فناوری های روز را ارائه نماید.

کالای ضروری در سبد خرید!

این نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ افزود: یکی از روش هایی که تاثیر زیادی در افزایش شمارگان کتاب خواهد داشت، برگزاری مسابقه های فصلی کتابخوانی در موضوع های آزاد خواهد بود. اگر شرکت های بزرگ اقتصادی اسپانسر و حامی این مسابقات شوند و به کسانی که کتاب را به عنوان یک کالای ضروری در سبد خانواده ی خود قرار داده اند، جایزه اهدا کنند، بی گمان عادت مطالعه در نوجوانان و جوانان ایجاد می شود و تا آخر عمر با آنها خواهد بود.

 «چو شادی بکاهد، بکاهد روان»

وی تاکید کرد: پرواضح است، مردم زمانی به کتاب روی خواهند آورد که نیاز به تقویت عقل و خرد را در خود احساس کنند و این نیاز هنگامی در آدمی ایجاد می شود که شاد و سرزنده باشد. جناب فردوسی سروده است: «چو شادی بکاهد، بکاهد روان/ خرد گردد اندر میان ناتوان» بنابراین ایجاد زمینه شادی و خرمی در جامعه یکی از وظایف حکومت است که در آن صورت، شمارگان کتاب به عنوان شاخص توسعه ی فرهنگی، ارتقا خواهد یافت و موجب سرافرازی و سربلندی ایرانیان در بین سایر ملت ها می شود. روش های تامین این نیاز فرهنگی بایستی توسط کارشناسان مربوطه تعیین شود.


کتاب های بی مایه حمایت نشوند

وی اشاره ای هم به سنگین بودن وظیفه ی ممیزی های کتاب در ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی کرد و گفت: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بایستی از چاپ کتابهای کم ارزش که در بین کتابهای وزین بدنمایی می کنند، پیشگیری کند. اگر قرار باشد هر کسی توهمات و پریشان گویی های خود را به نام کتاب چاپ و منتشر کند و ناشرها هم برای کسب درآمد بیشتر آنها را یاری کنند، اهل مطالعه رفته رفته احساس می کنند، قفسه های کتابفروشی از علم و ادب و هنر خالی شده اند (هر چند که پر از کتاب باشند) و لذا همانطور که با فوتبال بیمار قهر می کنند با کتاب هم قهر می کنند و من تصور می کنم مشکل اصلی در ممیزی هاست.

وی افزود: افراد ممیزی مثلا از محتوای کتابهای تاریخی و ادبی مورخان و شاعران پیشین اطلاعی ندارند و لذا ممکن است، متوجه نشوند که نویسنده نماها دست به سرقت ادبی زده اند و اگر چنین کتابی وارد بازار شود، آنها که کتاب شناس اند، پی به سرقت ادبی می برند، اعتماد خود را نسبت به سیستم چاپ و نشر از دست می دهند.

کتابفروشی های سیار

این پژوهشگر حوزه فرهنگ و ادب در پایان متذکر شد: حرف آخر اینکه اگر کتابفروشی های سیار و مدرن در استان راه اندازی شود، از یک سو شمارگان کتاب افزایش پیدا می کند و از سوی دیگر نیازی هم به خریدن ناز مافیای پخش نخواهد بود. بلکه آنها به سراغ سیستم پرقدرت و منظم می آیند تا کتابهایشان در شهرها و روستاهای این دیار نیز توزیع شود.