خبر صبح؛ مریم دالانی – درگذشته رمضان و حال‌و‌هوای حاکم بر سحر و افطار و سفره‌های زیبا والبته ساده‌اش چقدر دوست‌داشتنی و آرام‌بخش بود. در گذشته نه‌چندان‌دور در شهر و روستا و محله‌ها هر چه می‌دیدیم، صفا و صمیمیت و معنویت بود. با افزایش امکاناتِ شهر‌نشینی و ماشینی از این حال‌و‌هوا در خانواده و اقوام و همسایگان و محله‌ها به سرعت کاسته شده است. یکی از عرصه‌هایی که در گذشته مردمان این سرزمین از جایگاهی عمیق برخوردار بود و آرامش و صمیمیت را به همراه داشت، مناسبت‌های دینی و مذهبی بود. سال‌هاست که استقبال از رمضان، سفره‌های سحر و افطار، رفت‌و‌آمدهای اقوام و خویشان و همسایگان، جلسات زیبا و بی‌ریا و سرشار از معنویتِ قرآن‌خوانی و مناجات‌خوانی و آن سحر‌خوانی‌های باصفا بر روی پشت بامِ منازل، همگی به فراموشی سپرده شده است. بگذریم از مریضی‌های زخم‌معده و ضعف بدنی و… که در آستانه این ماه شیوع پیدا می‌کند و از سویی دیگر شکستن حرمت این ماه و روزه‌دارانش با روزه‌خواری‌های جسورانه و چندش‌آوری که حس‌‌حالِ روزه‌داران را به هم می‌ریزد. حقیقتا چرا این‌گونه شده است؟ البته که علل و عوامل مختلفی دارد. تجملات، زندگی ماشینی و آپارتمانی، کم‌شدن دید و بازدیدهای خانوادگی و دوستانه و در بین همسایگان، افطاری دادن در رستوران‌ها، باغ‌تالارها، هتل‌ها با حضور روزه‌داران و زخم معده‌ای‌ها و… همگی دست به دست هم داده و یکجا صفا و صمیمیت معنویت را دفن کرده و رخوت و بی‌حالی را جایگزین کرده است. سراغ علی اکبر علیزاده فعال اجتماعی رفته و از ایشان درباره آفت تجملات و تجمل گرایی پرسیدیم که این روزها بدجوری دامن ماه مبارک رمضان را هم گرفته است.

تشریفات و در کم‌رنگ شدن حال‌و‌هوای معنوی تأثیر زیادی داشته است

علیزاده در این خصوص به خبرنگار ما گفت: «مثل بسیاری دیگر از رخدادها و موضوعات ملی و دینی و مذهبی، تشریفات و تظاهر و سطحی‌نگری‌ها در کم‌رنگ شدن حال‌و‌هوای معنوی و صفا و صمیمیت‌ها تأثیر زیادی داشته است. وقتی نمادهای دینی و مذهبی از عمق به سطح کشیده می‌شود؛ مثلا گنبد و گلدسته‌ها، کاشی‌کاری‌های دیوار و محراب‌ها، نوع چوب و ساخت منبر، ابزار و وسائل صوتی و تصویری، نورپردازی و انواع لوسترها، دکورها و… در یک مکان و مجموعه مذهبی مثل مسجد یا تکیه و حسینیه‌ای، دغدغه اصلی است و درب اکثر این مکان‌ها در اکثر ماه‌های سال بسته است و فقط برای مناسبت‌های معدودی در سال باز می‌شود. درب آن مراکز و مساجدی هم که در طول سال فعال هستند با کُندی و بی‌میلی توسط نگهبان هنگام نماز باز و بلافاصله پس از نماز به روی مردم بسته می‌شود. یا وقتی غریبه‌ای وارد یکی از این بناها و مراکز می‌شود، با نگاه‌های عجیب و غریبی مواجه می‌گردد، چنان که گویی وارد ملک شخصی کسی شده است. به صورت طبیعی پر‌مسلم و واضح است درچنین فضایی از حال‌و‌هوای معنوی و صفا و صمیمیت خبری نخواهد بود.»

وی افزود: «در منظومه گذشته فرهنگ و رفتار دینی و مذهبی این سرزمین این‌گونه بود که مرکز و مجموعه مذهبی مشخصا در مسجد خلاصه شده بود و از این همه تکیه و مجموعه‌های معظم با عناوین مختلفِ خیریه‌ای، فرهنگی، اعتقادی، خدماتی، آموزشی و… با رویکرد دینی و مذهبی اثری نبود و تمام موضوعات در همان مسجد توسط علما و بزرگان و معتمدان با کیفیت بسیار عالی مدیریت و انجام می‌شد و در نتیجه فضایی سرشار از صفا و صمیمیت و معنویت حاکم بود، اما در حال حاضر به‌گونه‌ای شده است که انواع تابلو، بنر، پلاکارد، اطلاعیه و‌… -که دراکثرشان بیشتر به ترویج و تبلیغ اشخاص پرداخته می‌شود تا دین و مذهب- در سطح شهر و معابر و هرجا که دست و نردبان و بالابرها یاری می‌کند آویزان است و با جاذبه‌های سطحی از توده مردم و اقشار مختلف، برادران و خواهران دعوت می‌شود در مکان‌های متفاوت با مسجد شرکت کنند، ولی به مصداق ضرب‌المثل معروف، مهمان صرفا از درب باز وارد جایی نمی‌شود بلکه با دیدن روی باز انگیزه ورود پیدا می‌کند، فلذا این محافل و مراکز که به ظاهر برای عموم مردم تعریف می‌شود، متأسفانه در عمل در انحصار تعداد معدودی که اکثرا از دانش و علم و معرفت لازم و کافی برخوردار نیستند، قرار می‌گیرد. با این وضع و اوضاع چگونه توقع می‌رود تا عموم مردم حضور پر‌رنگ و صمیمی داشته باشند؟

این فعال اجتماعی با اشاره به صفا و صمیمت های گذشته تاکید کرد: «آری آنچه در گذشته باعث تأثیر‌گذاری این‌قبیل برنامه‌ها و مراسم در مناسبت‌های مذهبی بود، بی ریایی و عاری بودن از هرگونه ظاهر سازی و انحصارطلبی گروهی و صنفی و قبیله‌ای بود، هیچ‌کس -حتی فرد غریبه‌ای که برای اولین بار حضور پیدا می‌کرد- خود را بیگانه نمی‌دید و بیگانه انگاشته نمی‌شد. عیار اخلاص و تواضع بسیار بالا و مشهود و محسوس بود، فلذا جلسات و فضاهای متناسب با این مناسبت‌ها از هر نوعش جذاب و اثرگذار بود.»

وی در پایان تاکید کرد: «به هرحال اگر بنا باشد در این مناسبت‌ها مجددا حال‌و‌هوای معنوی و ارزشی و صفا و صمیمیت حاکم گردد، باید از هرگونه عاملی که مانع حضور گرم و صمیمی اقشار مختلف مردم با سلایق و نگاه‌های متفاوت می‌گردد، اکیدا اجتناب و پرهیز شود.