خبر صبح/ گروه جامعه: شکی نیست که در خانواده‌های ایرانی، پدر نقش کلیدی ایفا می‌کند. نقش مرد، هم به‌عنوان همسر و هم به‌عنوان پدر وقتی از خانواده حذف شود و به‌اصطلاح خانواده با «فقدان پدر» روبه‌رو شود، آثار زیان‌باری بر خانواده خواهد گذاشت. در قبال فرزندان، پدر نقش هم‌بازی کودک، نقش عاطفی و پرورشی، ارائه‌دهندۀ خدمات و امکانات، هویت‌بخشی، نقش حمایتی، مراقبتی و تربیت اجتماعی را برعهده دارد. در قبال همسر نیز به‌عنوان تکیه‌گاه و محافظ حریم خانواده و همراه و همدرد همسر به حساب می‌آید. به‌هر‌دلیلی ممکن است فقدان پدر در خانواده رخ دهد. یکی از این موارد حبس پدر به‌علت ارتکاب جرم است. اما به نظر می‌رسد حبس که درراستای کاهش آثار سوء‌جرم و همچنین جبران خسارات وارده در نظر گرفته می‌شود، پیامدهایی برای زندانی، خانواده و همسر وی دارد که کمتر بدان توجه می‌شود.
با محبوس‌شدن پدر به‌عنوان سرپرست، خانواده درمعرض مشکلات معیشتی قرار گرفته و از سوی‌دیگر تمایل اعضای خانواده به انجام رفتارهای بزهکارانه افزایش می‌یابد. همسر خانواده ناچار است با فعالیت اقتصادی سطح پایین، چرخۀ خانواده را بچرخاند و در این مسیر با مشکلات و معضلات دیگری روبه‌رو می‌شود. کنترل از فضای خانواده خارج شده و اعضای خانواده به‌جهت برچسبی که از سمت جامعه می‌خورند، به انزوای اجتماعی دچار شده و حمایت جامعه را به‌جهت تضعیف شبکۀ اجتماعی از دست می‌دهند. کودکان به‌درستی اجتماعی نشده و درنتیجه با زندانی‌شدن یک فرد احتمال افزایش افراد مستعد جرم بالا می‌رود. همچنین کودکان، دچار بی‌هویتی شده و از دوستان، مدرسه و جامعه گریزان می‌شوند. درصورت طولانی‌مدت‌بودن دوران حبس، ازدواج، اشتغال و تحصیل فرزندان نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌شود.
در اغلب موارد ممکن است ساختار خانوادۀ زندانی از هم پاشیده و پیامدهای آن دامن مادر و فرزندان را بگیرد. مادر قدرت حمایت خود از فرزندان را از دست می‌دهد و فرزندان نیز به‌سمت انحرافات و بزهکاری اجتماعی سوق پیدا می‌کنند. در نتیجه خانواده کارکرد خود را در جوانب مختلف از دست می‌دهد. خانواده‌ای که سرپرست خود را به‌علت محبوس‌شدن از دست می‌دهد، نه فقط حین حبس وی، بلکه پس از آن نیز کارکرد سابق خود را نخواهد داشت. در برخی موارد که مادر در زندان محبوس می‌شود نیز آثار و پیامدهای مشابه، البته با تأکید بر آثار روانی و عاطفی دامن فرزندان را می‌گیرد. این درحالی است که در جرائم غیرعمد، خانواده‌های سالم بیشتری به‌سمت خانواده‌های کژکارکرد یا با کارکرد نامناسب سوق پیدا می‌کنند.
به‌همین‌جهت بایستی به‌دنبال راهکارهایی برای تغییر مجازات حبس بود. درحال‌حاضر در کشور ما، سه روش پرداخت جریمه، به‌کار گماشتن مجرم و تعویق یا تعلیق حکم قضایی درحال اجراست؛ اما تا زمان همگانی‌شدن آن زمان بسیاری لازم است. به نظر می‌رسد ساختار قضایی کشور باید با جدیت بیشتری به‌دنبال تغییر احکام حبس به‌سمت مجازات‌های جایگزین باشد. ازسوی‌دیگر جامعه نیز در قبال پیامدهای حبس مسئولیت دارد. اینکه در جامعه مطرح می‌شود «کمک به زندانی، یعنی تشویق جرم» حرف ناپخته و ناصحیحی است؛ چراکه درصد قابل‌توجهی از زندانیان به علل غیرعمد در زندان محبوس شده‌اند. ترویج سلامت اخلاقی زندانیان غیرعمد، حمایت از توانمندی و مهارت آن‌ها، مشارکت در هزینه‌های زندگی خانواده از راهکارهایی است که عموم مردم بایستی به‌دنبال آن باشند. نباید فراموش کرد که آزادی زندانی، آزادی یک فرد نیست، بلکه آزادی یک خانواده و شاید آزادی یک جامعه باشد./ حمید مسعودی