خبر صبح / مریم دالانی: تا چند سال قبل ورزش های مختلف آذربایجان و کلانشهر تبریز در رده های ملی حرفی برای گفتن داشتند! در کشتی به ویژه در سنگین وزن همیشه یکی دو نفر از شهر تبریز پای ثابت حضور در تیم ملی بودند؛ در دوچرخه سواری نام آذربایجان و باشگاه پتروشیمی می درخشید؛ در والیبال و بسکتبال نام شهرداری تبریز لرزه بر اندام حریفان می انداخت؛ به ویژه در بسکتبال که دو سال پیش حریف قلدر و قهرمان دایمی لیگ یعنی مهرام تهران را شکست دادیم و قهرمان شدیم؛ و در هندبال و ورزش های رزمی که آذربایجان یکی از قطب های ورزش ایران بود؛ و… اما به نظر در چند سال گذشته به غیر از پهلوان پرویز هادی در کشتی و چند جوان جویای نام میانه ای در تکواندو و البته بانوان کاراته کای استان که همین چند روز پیش در سطح کشور قهرمانی را جشن گرفتند، دیگر حرفی برای گفتن نداریم. باور ندارید گزارش زیر را باهم مرور کنیم تا ببینیم که چگونه ورزش هایی مانند والیبال، دوچرخه سواری، کشتی، هندبال، بسکتبال، پینک پنک و… در آذربایجان شرقی زیر سایه ی خطرناک تراکتور یکی یکی در حال نابود شدن هستند.

کشتی در آذربایجان شرقی

کشتی در ایران یکی از پرطرفدارترین ورزش هاست و ریشه در تاریخ و سنت‌های ایرانی دارد به طوری‌که معمولاً به عنوان ورزش ملی ایران از آن یاد می‌شود. کشتی از دوران باستان در ایران تمرین می‌شده و در میان سبک‌های گوناگون ملی و محلی “کشتی پهلوانی” فراگیرترین سبک آن بوده ‌است. در آذربایجان هم مرسوم ترین کشتی پهلوانی را با نام “عاشیرما” می شناختند. این نوع کشتی علاوه بر مسابقات محلی که گه گداری برگزار می شد، در مراسماتی مانند عروسی ها هم به صورت سنتی اجرا می شد. اما با ورود مدرنیته به آذربایجان این نوع کشتی جای خود را با سبک های جدید کشتی به نام های “کشتی آزاد” و “فرنگی” عوض کرد. آذربایجان سال ها بعد از برافتادن کشتی سنتی خود، همچنان پهلوانان زیادی را به ویژه در سنگین وزن تقدیم کشتی آزاد و فرنگی ایران کرده است؛ از پهلوان “جبار بایرام جهانی” که در سال ۱۳۳۵ قهرمان دوم جهان شد تا “رحیم پشم فروش” که در سال ۱۳۴۰ همزمان قهرمان کشتی آزاد و فرنگی کشور شد؛ و در این اواخر “ایوب بنی نصرت” و پهلوان “پرویز هادی” و دیگران….

اما کشتی آذربایجان این روزها به غیر از پهلوان “پرویز هادی” دیگر حرفی برای گفتن ندارد. اصلاً این روزها دیگر کودکان آذربایجانی چیزی به نام کشتی را قبول ندارند و از همان کودکی آرزوی فوتبالیست شدن را در سر می پرورانند. و این عوامل باعث شده است که باشگاه های کشتی استان یکی یکی در حال برچیده شدن باشند و اگر دیر بجنبیم، شاید در همین نزدیکی ها دیگر چیزی به نام ورزش کشتی در آذربایجان معنی و مفهوم نداشته باشد.

والیبال  و رویای قهرمانی که بر باد رفت

این روزها والیبال را باید ورزش دوم ایرانی ها نامید. چون بعد از فوتبال همین ورزش پرتحرک است که مردم را پای گیرنده های تلویزیونی میخکوب می کند. والیبال ایران و تیم ملی فعلی کشور مدیون حضور والیبالیست های ارومیه ای است. حضور شش بازیکن در تیم ملی بزرگسالان و چندین بازیکن در تیم ملی جوانان که اخیراً قهرمان جهان هم شدند، نشان می دهد که والیبال، ورزش اول ارومیه و آذربایجان غربی است. اما در سایر شهرهای آذربایجان همچون تبریز دیگر شاهد آن شور و شوق والیبالی نیستیم. تا همین چند سال پیش والیبال شهرداری تبریز تنها امیدواری بچه های تبریز و آذربایجان شرقی برای بازی والیبال بود؛ امیدی که البته با برچیده شدن این تیم ناامید شد و دیگر نامی از تبریز و آذربایجان شرقی در والیبال ایران به چشم نمی خورد.

پینگ پنگ در آذربایجان شرقی

این روزها غیر از مهران احدی، بازیکن میانه ای تیم ملی، دیگر هیچ نامی از پینگ پنگ آذربایجان شرقی در تیم ملی نمی بینیم. تا همین چند سال قبل پدیده های زیادی در این ورزش داشتیم که در تیم ملی هم حضور فعال داشتند. ولی به لطف کم توجهی مسئولان، دیگر ورزش پینگ پنگ تبریز توان معرفی چهره هایی جدید برای حضور در تیم ملی را ندارد.

بسکتبال؛ رویای نیمه تمام

“شهرداری تبریز قهرمان لیگ برتر بسکتبال کشور شد”؛ این تیتر خبری بود که در سال ۹۶ ورزش آذربایجان را دچار شور و شعف خاصی کرد. تبریز بعد از چندین سال توانسته بود با شکست دادن “مهرام” تهران، به سلطه ی چندین ساله ی این تیم در ورزش بسکتبال پایان دهد. اما این قهرمانی فقط برای چند ماهی توانست دوام بیاورد و با فروپاشی تیم خوب شهرداری تبریز، رویای قهرمانی بسکتبال در تبریز و آذربایجان ناتمام ماند. تیمی که قرار بود سال بعد نماینده ی ایران در جام باشگاه های آسیا شود از هم پاشید و دیگر بسکتبال تبریز و آذربایجان نتوانست روی خوش ببیند. در تیم ملی کشور هم جایگاه خوبی برای آذربایجان شرقی دیده نمی شود و بیشتر ورزشکاران کشور در این ورزش از سایر استان ها هستند.

تکواندو و همّت جوانان میانه ای

تکواندو ایران بی شک بخشی از استعدادهای خود را مدیون آذربایجان و شهرستان میانه است. چندین سال است که جوانان میانه ای پای ثابت تیم ملی بسکتبال هستند. به حق باید این شهرستان را پایتخت تکواندوی آسیا نامید. چون همین اسفند سال ۹۷ بود که میانه با کسب ۳ مدال طلا، یک نقره و یک برنز بهترین عملکرد را در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا کسب کرد. هم اکنون شش بازیکن از شهرستان میانه عضو تیم ملی تکواندوی ایران هستند. ورزش تکواندی آذربایجان منهای شهرستان میانه چیزی برای گفتن ندارد و باید در این رشته پرطرفدار ورزشی هم مسئولان مربوطه تلاش وافری داشته باشند تا سایر شهرهای استان از جمله تبریز هم حرفی برای گفتن داشته باشند.

دوچرخه سواری و تور آذربایجان

از دوچرخه سواری آذربایجان، تنها نام “تور دوچرخه سواری ایران-آذربایجان” باقی مانده است. ورزش دوچرخه سواری در آذربایجان که با همین نام پر و بال گرفته و شکوفا شد، این روزها حال و روز چندان خوشی ندارد. تا همین چند سال قبل نام پتروشیمی آذربایجان لرزه بر اندام  ورزشکاران دوچرخه سوار ایران و آذربایجان می انداخت. اما این روزها دیگر نامی از این تیم ورزشی در میان نیست و تیم ملی ایران یکی از پتانسیل های قهرمان ساز خود را از دست داده است.

این فوتبال پرخرج و بی ثمر

ورزش قهرمانی یکی از مبارک ترین اتفاقات یک استان می تواند باشد، هم از این جهت که می تواند نشاط و امید را به جامعه تزریق کند و هم این که انگیزه ای باشد برای جوانان و نوجوانان تا پا جای بزرگان گذاشته و انگیزه ی لازم برای ادامه ی زندگی سالم را داشته باشند. اما متاسفانه تب تند فوتبال باعث شده است که در چند سال گذشته سایر رشته های کشور و استان مورد کم لطفی و بی مهری قرار بگیرند. در خود آذربایجان حضور تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز از یک سوی انگیزه و نشاط لازم برای جوانان منطقه را فراهم آورده است و از سوی دیگر تمامی رشته های ورزشی را هم از نظر مالی و هم از نظر فرهنگی زیر سایه شوم خود برده است. به طوری که با هزینه هایی که برای تیم فوتبال تراکتور می شود دیگر جایی برای ترغیب و تشویق جوانان برای ورزش های دیگر نمی ماند. و چون ظرفیت فوتبال محدود است، اول این که استعدادهای زیادی که می توانستند در سایر رشته ها موفق باشند در تب فوتبال سوخته و از بین می روند و دوم این که ورزشی که می تواند عاملی باشد برای ممانعت از کژروی های جامعه، تنها بخش محدودی از جامعه را (علاقمندان فوتبال) دربرمی گیرد و بخش عمده ی جامعه از ورود به ورزش بازمی مانند. با یک حساب سر انگشتی می توان گفت که با حقوق یک سال یک مربی و یا یک فوتبالیست تیم تراکتورسازی، می توان برای ۱۰۰ ورزشکار نیازمند در رشته های دیگر به مدت یک سال هزینه  کرد.

چندی پیش در همین نشریه اشاره شد که بیشترین مدال کشوری و جهانی را در استان بچه های رزمی کار کسب کرده اند. جالب است که بدانید کمترین هزینه ی دولتی و خصوصی نیز برای همین عزیزان کم ادعا خرج شده است. البته فقط هنرهای رزمی نیست که از فوتبال تبریز بهتر کار کرده است، در چند سال گذشته در رشته های دیگری چون دوچرخه سواری، پینگ پنگ، بسکتبال، دو و میدانی و… رتبه هایی را کسب کرده ایم که در تاریخ کشور بی نظیر و کم نظیر بوده است.

فقر ورزشکاران پرافتخار

آیا در چنین شرایطی و با توجه به حضور استعدادهایی که تنها به گوشه ای از آن اشاره شد، درست است که بودجه های کلان هر چند توسط بخش خصوصی، برای فوتبال هزینه شود و بقیه رشته ها بدون توجه به سوی نابودی حرکت کنند؟ اگر در وهله اول به آن ورزش های ارزشمند پرداخته بودیم و امروز به صورت پلکانی به فوتبال رسیده بودیم، انتقادی نبود، اما مشکل اینجاست که ورزشکاران ما در رشته های دیگر در فقر دست و پا می زنند و فوتبال فربه  تبریز، قدم از قدم بر نمی دارد. هزینه های زیادی هم می شود اما دریغ از یک عنوان قهرمانی برای فوتبال تبریز و آذربایجان!