خبر صبح/ پری اصغری مقدم: سرمایه ی اجتماعی، شامل مجموعه‌ای از ارزش‌های اخلاقی، هنجارها، روابط مبتنی‌بر اعتماد، تعاون و همکاری متقابل، اجتماعات، انجمن‌ها و مؤسساتی هستند که به‌واسطه ی هنجارها و ارزش‌های مشترک شکل می گیرند و مهمترین کارویژه ی آنها نیز تسهیل کنش متقابل اجتماعی است. این انجمن ها و موسسات می‌توانند نقش مفید و ارزنده‌ای در توسعه ی پایدار و پیشرفت جامعه داشته باشند؛ به ویژه در شرایط حساس فعلی که باید به سمتی حرکت کنیم که نخبگان کشور در قالب نهادهای بسیجی، دانشگاه ها و… به عنوان سرمایه های اجتماعی کشور، بتوانند نقش واقعی خود را در کشور ایفا کنند و به کانون حل و فصل مشکلات و مسایل کشور تبدیل شوند. امروز بیست ‌و دومین روز از ماه مرداد، به‌عنوان روز تشکل‌ها و مشارکت‌های اجتماعی نام‌گذاری شده است، به‌همین‌مناسبت بهانه‌ای شد تا با صاحب‌نظران در این عرصه درخصوص جایگاه تشکل‌های مردم‌نهاد در توسعه ی کشور و همین طور کلانشهر تبریز و نگاه ویژه به این تشکل‌ها، گفتگویی را انجام دهیم.

 

پیوند عمیقی میان متولیان دولتی و نخبگان وجود ندارد

    میر محمد حسینی، صاحب امتیاز یک موسسه ی فرهنگی، درباره ی تشکل‌های اجتماعی می‌گوید: «سرمایه ی اجتماعی از آنجا اهمیت دارد که می‌تواند رابطه ی عمیقی بین افراد جامعه و نهادهای اجتماعی برقرار سازد، چراکه افراد جامعه با برقراری تماس با یکدیگر و پایدار ساختن آن‌ها، قادر به همکاری با هم خواهند شد».

   این فعال اجتماعی، با تأکید بر اینکه مشارکت اجتماعی، یکی از شاخص‌های مهم سرمایۀ اجتماعی است، خاطرنشان می‌کند: «تجربه ثابت کرده که راه‌حل بسیاری از مشکلات و مسائل مربوط به حوزۀ اجتماعی بدون مشارکت اجتماعی میسر نیست. بنابراین شکل‌گیری و شکل‌دادن به جامعه، تقویت مشارکت شهروندان در ادارۀ امور محلی و شهری در بسیاری از کشورهای جهان در قالب نهادهای مردمی انجام می‌گیرد».

 وی در ادامه از کلان‌شهر تبریز به‌عنوان شهر تشکل‌های اجتماعی یاد می‌کند و می‌گوید: «مدیریت شهری کلانشهری مانند تبریز در تشویق مشارکت مردم در ادارۀ امور شهر، آگاهی از نیازها و خواسته‌های شهروندان، اولویت و اهمیت‌قائل‌شدن برای گسترش فضاهای فرهنگی و اجتماعی، آموزش فرهنگ شهرنشینی و تلاش برای دستیابی به توسعۀ پایدار موفق نخواهد بود، مگر اینکه مشارکت مردم را در این تصمیم‌گیری‌ها در نظر بگیرد».

 وی با بیان اینکه تشکل‌ اجتماعی به تشکلی گفته می‌شود که در جهت پاسخ به نیاز اجتماعی شکل می‌گیرد، تصریح می‌کند: «این تشکل باید بتواند ظرفیت‌ها و توانمندی‌های جامعه را در راستای حل مسئلۀ اجتماعی به کار گیرد تا در نهایت جامعه از فعالیت آن منتفع شود. افراد از این طریق مسائل و مشکلات مربوط به جامعۀ خود را دیده و نسبت به رفع آن اقدام می‌کنند و این موضوع باعث تقویت احساس یگانگی اجتماعی خواهد شد».

 وی تشکل‌های اجتماعی را شامل دسته‌بندی‌های مختلفی می‌داند و ادامه می‌دهد: «در توصیف عمومی آن می‌توان گفت تشکل‌ها مجموعه‌هایی هستند که در سطح شهر، کشور و حتی بین‌الملل، حرکت‌هایی را برای شکل‌گیری جریان‌های اجتماعی انجام می‌دهند».

حسینی اظهار می‌دارد: «متأسفانه در کشور ما پیوند عمیقی میان متولیان دولتی و نخبگان وجود ندارد، یعنی آن پیوند لازم و مناسب که باید میان مدیران فرهنگی‌اجتماعی و نخبگان ما ایجاد می‌شده، هنوز آن‌طور‌که باید‌وشاید، رقم نخورده است.»

 
مهم‌ترین بستر ایجاد تشکل، مسجد است

وی با ابراز تأسف از اینکه هنوز در این حوزه قانون و زیرساخت مناسب وجود ندارد و حرکت‌های اجتماعی ساختار یافته صورت نگرفته است، در پاسخ به این سؤال که چه راهکار عملیاتی برای رفع این نواقص پیشنهاد می‌شود، خاطرنشان می‌کند: «الگوها و نمونه‌هایی به‌عنوان یک مدل پیشنهادی معرفی شوند. تبریز شهر تشکل‌هاست و می‌توان با سرمایه‌گذاری روی این کلان‌شهر یک اتفاق بزرگ در کل کشو رقم زد».

حسینی، مهم‌ترین بستر برای ایجاد تشکل‌های مردمی و اجتماعی را مساجد دانسته و می‌گوید: «می‌توان در این پایگاه‌های فرهنگی با تکیه بر کانون‌های فرهنگی‌هنری، بسیج و پتانسیل‌هایی همچون ائمۀ جمائات به اهداف پررنگ تشکل‌های اجتماعی رسید. دانشگاه ها هم می توانند مهملی مهم برای ایجاد تشکل های علمی باشند که متعاقب آن می توانند در حل و فصل مشکلات شهری، کمک حال مدیریت شهری باشند.» 

وی قانون و مقررات موجود در راستای حمایت از تشکل‌ها را نیز دارای نقص و کمبود دانسته و معتقد است در حوزۀ برنامه‌ریزی‌ها، حمایت‌ها و پشتیبانی تشکل‌ها باید قوانین متقنی وجود داشته باشد تا با عنوان یک بازوی اجرایی به کمک تشکل‌ها بیاید.

مسائل حاشیه ی شهر را می توان به دست تشکل‌ها حل کرد

وی در ادامه تأکید می‌کند: «در صدر انقلاب هم جهاد سازندگی نمونه‌ای از یک تشکل کارآمد بود که به‌صورت مردمی و با حمایت امام‌خمینی(ره) شکل گرفت و به انقلاب ایران هم رنگ‌و‌بوی خاصی بخشید.».

حسینی تصریح می‌کند: «برای قوت‌گرفتن این جریان در شهر تبریز با پتانسیل مساجد و دانشگاه های ریز و درشتی که در این کلانشهر وجود دارند، می‌توان بر روی مقوله‌هایی مانند توانمند‌سازی، آموزش ارائۀ الگوهای موفق و… کار کرد».

وی در پایان اضافه می‌کند: «باید به‌دنبال این راهکار باشیم که برای نسل امروز این نگاه را ایجاد کنیم و این مهم محقق نمی‌شود مگر با برداشتن قدم‌های اصولی و معرفی نمونه‌های موفق، اصلاح فرهنگ نسبت به این مقولۀ مهم و دادن دست پیمان و اخوت میان متولیان فرهنگی و اجتماعی و نخبگان. به‌عنوان‌مثال، حاشیه‌نشینی و آسیب‌های اجتماعی که شهرهای امروز از جمله‌ کلان‌شهر‌ تبریز با آن مواجه‌اند، تنها با بهره‌گیری درست و بهینه از توان و استعداد موجود شهروندان در قالب چهارچوب نهادمند و از طریق برنامه‌های مشارکتی قابل رفع است.»