خبر صبح/ گروه گزارش: “همسر آزاری” یکی از چهره های ناخوشایند خشونت است که به اَشکال مختلف بروز می‌یابد و نمایی تار و تیره را در روح و روان هم آزاردهنده و هم مورد آزار قرارگیرنده، به وجود می‌آورد. همسرآزاری واژه‌ای است که شاید همۀ ما پس از شنیدن آن به یاد خشونت‌های فیزیکی و اذیت و آزار جسمی بیفتیم، درحالی‌که این موضوع ابعاد عاطفی، روانی و کلامی نیز دارد. همسرآزاری از زمان گذشته که دوران «مردسالاری» بوده وجود داشته و تاکنون نیز ادامه داشته است.

آذربایجان شرقی همواره یکی از مناطق با آمار بالای همسر آزاری در کشور بوده است؛ به طوری که طبق گفتۀ مدیر کل بهزیستی استان در سال ۹۵ بیش از ۵۵۵ مورد همسر آزاری و در سال ۹۶ هم ۴۹۰ مورد همسرآزاری ثبت شده است. البته این آمار رسمی و ثبت شده در این حوزه است و قطعاً آمار واقعی خیلی بیش از اینها می‌باشد.

مسئله همسرآزاری را باید فرهنگی حل کرد نه حقوقی!

شاید یکی از مهمترین عوامل در جلوگیری از افزایش این نوع خشونت ها که بنیان خانواده را نشانه رفته است، نقش بازدارنده قانون باشد. عباس شیخ‌الاسلامی، وکیل پایه‌یک دادگستری درخصوص اصلاح قانون مجازات، اظهار می‌کند: «اذیت و آزار عمدی دیگران در قانون مجازات ما جرم تلقی شده و قانون‌گذار در این ‌خصوص تفکیکی بین اذیت و آزار دیگران و آزار همسر، قائل نشده است.»

شیخ‌الاسلامی خاطرنشان می‌کند: «به‌دلیل اینکه همسرآزاری در خانواده‌ها بیشتر اتفاق می‌‎افتد، جا دارد که در اصلاح قانون مجازت دیده شود و اگر به‌طور‌ مثال مجازات اذیت و آزار دیگران، دو سال حبس است، برای همسرآزاری پنج سال مدنظر قرار گیرد؛ چه فرد مورد آزار قرارگرفته زوجه باشد، چه زوج.»

وی ادامه می‌دهد: «برای همسرآزاری، دیه در نظر گرفته می‌شود و اگر فرد توان پرداخت نداشته باشد، به‌صورت تقسیط دریافت می‌شود.»

شیخ‌‌الاسلامی می‌گوید: «نباید فکر کنیم با حبس و مجازات همۀ مشکلات حل می‌شود، زیرا اگر این‌گونه نیز فکر کنیم، متوجه می‌شویم پس از مدتی فایده‌ای ندارد و مشکلات طبیعی می‌شود، ضمن اینکه باید کارهای فرهنگی و حمایت‌های خاص انجام شود. باید به دادگاه‌های کیفری به‌عنوان آخرین راه نگاه کنیم، زیرا شوهری که به زندان برود، قطعاً کینۀ عمیقی به دل می‌گیرد و دیگر درصدی برای پیوند زندگی نیست.»

این وکیل پایه‌یک دادگستری اضافه می‌کند: «در کنار ارگان‌های فرهنگ‌ساز باید مداخلۀ پیش از بحران صورت بگیرد. اگر بر روی فرهنگ‌سازی، آموزش‌های پیش از ازدواج و مداخلۀ پیش از بحران کار کنیم، بسیار منطقی‌تر است تا به فکر تشدید مجازات باشیم.»

همسر آزاران، از پیگردهای قانونی مصون نیستند

یک جامعه‌شناس در این ‌باره می‌گوید: «همسرآزاری نظیر خشونت‌های خانگی، دو عامل تقویت‌کننده دارد؛ یعنی عواملی که موجب می‌شود درحالی‌که فرد اقدام به خشونت علیه افراد دیگر در جامعه نمی‌کند، در محیط خانه به خشونت بپردازد.»

دکتر حامد بخشی ادامه می‌دهد: «نخستین دلیل، رابطۀ نزدیک و لمسی بین افراد خانواده است. سابقۀ تماس جسمانی بین اعضای خانواده (نظیر درآغوش‌کشیدن یا گرفتن دست و نظایر آن) زمینۀ هنجاری لازم برای خشونت‌های فیزیکی را فراهم می‌آورد، یعنی فرد آمادگی هنجاری بیشتری دارد تا یک خشونت فیزیکی را به بدن فرد وارد آورد. دوم، ولایت و قیومیتی است که افراد خانواده نسبت به یکدیگر دارند و تا حدودی از پیگردهای قانونی، خود را در امان می‌بینند و این درحالی است که خشونت‌های فیزیکی نسبت به غریبه‌ها و حتی خویشاوندان به‌راحتی با پیگردهای قانونی و قضایی همراه می‌شود.»

 بخشی خاطرنشان می‌کند: «تحقیقات نیز نشان می‌دهد که افرادی که یک شب به‌خاطر ارتکاب به خشونت خانگی در بازداشت به سر برده‌اند، نسبت به ارتکاب مجدد خشونت فیزیکی پرهیز بیشتری نشان می‌دهند.»

 وی با بیان اینکه گونۀ متداول همسرآزاری، خشونتی است که شوهر علیه همسرش اعمال می‌کند، می‌گوید: «همسرآزاری گونه‌ای از طیف وسیع‌تر خشونت‌های خانگی است. خشونت‌‌های خانگی شامل ‌همسرآزاری، فرزندآزاری و آزار کهن‌سالان می‌شود.»

 عضو هیئت‌علمی پژوهشکدۀ گردشگری جهاد دانشگاهی عنوان می‌کند: «علاوه‌براین دو عامل، مقبولیت هنجاری خشونت خانگی (در اینجا همسرآزاری) نیز موجب تقویت بروز این رفتار می‌شود. از‌این‌رو به نظر می‌رسد درحالی‌که در سالیان اخیر خشونت فیزیکی بیشتری نسبت به همسر رسانه‌ای می‌شود، اما نسبت به گذشته شدت و فراوانی همسرآزاری کاهش یافته است.»

 وی اظهار می‌کند: «با‌این‌حال عامل دیگری وجود دارد که می‌تواند فراوانی خشونت‌های خانگی علیه همسر را افزایش دهد و آن افزایش تنش و کشمکش بین زوجین است، در‌حالی‌که زناشویی گذشته ‌بر هنجار سروری شوهر و تبعیت زن استوار بود، امروزه ارزش برابری جنسیتی موجب شده تا زمینۀ کشمکش و اختلاف بین زوجین افزایش یابد و طبیعی است که در بستر کشمکش، احتمال بروز خشونت بالا می‌رود.»

 بخشی می‌گوید: «اگرچه پیمایش مدونی درمورد همسرآزاری در سال‌های اخیر انجام نشده است، انتظار می‌رود با افزایش تحصیلات و طبقۀ اجتماعی، نوع همسرآزاری متفاوت شود و از اشکال فیزیکی بارز به شیوه‌های بیشتر روانی و کلامی یا اجتماعی متمایل شود.»

این جامعه‌شناس خاطرنشان می‌کند: «همسرآزاری قابلیت یادگیری دارد و چنانچه رسانه‌ها به طبیعی‌سازی یا هنجارسازی آن در فیلم‌ها و سریال‌ها بپردازند، موجب ترویج آن می‌شود؛ با‌این‌حال، به نظر می‌رسد رسانه‌های کنونی نقش مستقیمی در بروز آن نداشته باشند.»

آزارهای عاطفی، مصداق شوهرآزاری است

“خشونت خانگی» شاید تنها آزار فیزیکی زن توسط مرد را به یادمان بیاورد، اما در طی سال‌های اخیر بعضاً از پدیده‌ای به‌نام «شوهرآزاری» می‌توان یاد کرد که ممکن است جنبۀ فیزیکی هم نداشته و بیشتر از بعد عاطفی آزار مدنظر باشد.

 مجید ابهری، رفتارشناس و آسیب‌شناس اجتماعی در‌این‌باره، می‌گوید: «انسان دارای ظرفیت محدودی است که وقتی رفتارها از یک مرزی خارج شود، ممکن است موجب بروز رفتارهای مخفی و آشکار در افزاد شود.»

 وی اظهار می‌کند: «آزارهای عاطفی و توجهی، از جمله ‌آزارهایی است که از جانب زن به مرد می‌رسد. ۶٠درصد زنان ایرانی پس از تولد اولین فرزند، توجه خود را بیشتر از سمت شوهر به فرزند معطوف می‌کنند که این امر زمینۀ بروز ناهنجاری‌های رفتاری در مردان و در نتیجه بروز مشکلات در زندگی زناشویی را فراهم می‌آورد.»

این مشاور خانواده خاطرنشان می‌کند: «از ‌جمله ‌آزارهای دیگری که از سوی زن به مرد وارد می‌شود، می‌توان به اسراف، چشم‌وهم‌چشمی و برقراری رفت‌وآمدهایی که مورد رضایت شوهر نیست، اشاره کرد.»

 ابهری اضافه می‌کند: «آزار دیگران ناشی از ناهنجاری‌های زبانی و روان‌نژندی به‌نام “سادیسم” است که فرد از آزار دادن دیگران لذت برده و می‌تواند این رفتار را در مورد نزدیکان و اطرافیان انجام دهد که همسرآزاری نیز ممکن است زیرمجموعۀ سادیسم باشد.»

 وی می‌گوید: «انواع همسر آزاری از سوی مرد به زن ممکن است آزارهای فیزیکی، عاطفی، جنسی و گفتاری باشد که آزارهای فیزیکی در کنار آزارهای جنسی به‌مراتب خطرناک‌تر است.»

 این آسیب‌شناس اجتماعی عنوان می‌کند: «زمانی که زوجه یا زوج از سوی همسر مورد آزار قرار گیرد، ممکن است دچار اضطراب، افسردگی، بی‌خوابی، اختلالات هورمونی و بیماری‌های روحی و عصبی شود و در نهایت ممکن است دست به خودکشی نیز بزند.»