خبر صبح/ شیوا صفری: زنان، دانشگاه ها را به تسخیر خود در آورده اند ولی پس از پایان تحصیل، در مسیر پیشرفت متوقف می‌شوند. با اینکه ۶۰ درصد صندلی های دانشگاه‌های ایران هر سال به زنان می‌رسد و مردان از این نظر در اقلیت قرار گرفته اند اما عرصه کسب و کار هنوز عرصه تاخت و تاز مردان است. زنان، یا به عرصه تولید و اشتغال وارد نمی شوند یا اگر به این عرصه راه پیدا می کنند، به واسطه «طبیعتشان» پس از مدتی از این عرصه حذف می‌شوند. آنها یا ازدواج می کنند و به ناچار از ادامه اشتغال دست می‌شویند یا به خاطر فرزندآوری راهی جز ترک شغل نمی بینند.

ناخودآگاه به یاد گفتگویی با استاد برجسته دانشگاه تبریز می افتم که معتقد بود تحصیلات عالیه برای زنان بی فایده است. وی این حرف را از استادش به یادگار داشت. مثال می زد که از ۲۰ نفر خانم که باهم همکلاس بودند امروز فقط یک نفر در زمینه تخصصشان حرفی برای گفتن دارند و اثری از بقیه نیست و در مقابل از ۲۵ نفر همکلاسی آقا نزدیک به بیست نفرشان در حیطه ی تحصیلاتشان کاری برای خود دست و پا کرده و ادامه تحصیل داده اند برای خودشان کسی شده اند!

قوانین تشویقی یا بازدارنده

رهبر انقلاب در دیدار با نخبگان و دانشجویان بسیجی مدال‌آور دانشگاه شریف ضمن سفارش بر ازدواج و فرزندآوری زنان نخبه، به ایجاد شرایط مناسب ادامه تحصیل و فعالیت در جامعه نیز تاکید داشتند. بحث‌هایی چون افزایش مرخصی زایمان برای زنان، دورکاری و یا کاهش ساعت کاری برای زنان دارای عضو معلول یا بیمار خاص مطرح است. در صورتی که این وضع تمایل کارفرمایان به استخدام نیروی بانوان را کاهش می‌دهد. ضمن اینکه با این قوانین، اتفاق خاصی در حوزه زنان رخ نمی‌دهد. اما چه می‌شد اگر به جای چنین مصوباتی، دولت برای زنانی که بیش از ۳ فرزند دارند، هزینه استخدام پرستار را بپردازد یا در نزدیکی اداره‌ها مهدکودک برای فرزندان زنان شاغل وجود داشته باشد؟ این کارها می‌تواند برای حضور زنان در بازار کار راهگشا باشد.

امروزه زنانی که می‌خواهند کار کنند فرزند خود را به کجا باید بسپارند؟ این می شود که زنان به داشتن یک فرزند بسنده می‌کنند. در این شرایط به باور بسیاری از بانوان فعال اقتصادی، قوانین به جای اینکه به کمک زنان بیاید، روند خروج آنان از حوزه کسب و کار را تسهیل می کنند. برای نمونه «مدت طولانی مرخصی زایمان بیش از اینکه به کمک زنان بیاید، باعث از دست دادن اشتغال آنان می شود»؛ برای نمونه کارفرمایان در بخش خصوصی به خاطر اینکه نمی‌خواهند یک نیرو ماه‌ها برای زایمان مرخصی بگیرد، ترجیح می‌دهند زنان متاهل را استخدام نکنند؛ همزمان تن دادن برخی زنان به اشتغال با دریافت دستمزدی کمتر از مردان نه تنها باعث شده حضور زنان در بازار کار کمتر جدی گرفته شود، بلکه همین وضع هم باعث می شود زنان به مرور کمتر به حضور در عرصه اقتصادی تمایل نشان دهند و عطای اشتغال را به لقایش ببخشند.


جنس ضعیف با جیب خالی

برداشت ها از اشتغال زنان به واسطه‌ی جنسشان و مسئولیتی که در خانواده دارند، متفاوت است. گاهی در نقش زنان به عنوان همسر و مادر با نقش اجتماعی آنان دچار سردرگمی می‌شویم. اما فارغ از نقش‌ها، زنان حضور در اجتماع و اشتغال را به هر دلیلی حق خود می‌دانند. گروهی نیاز مالی را دلیل اشتغال می‌دانند. عده‌ای حضور در اجتماع و استقلال مالی را هدف تاخت و تاز در بازار کار قرار داده اند. و از عمده دلایل بانوان امروزی هم می توان به داشتن تحصیلات دانشگاهی و استفاده از آن اشاره کرد. غافل از اینکه آیا بساط این حضور به درستی چیده شده است؟ دلایل حضور در بازار کار به چه قیمتی؟ ظرافت و حساسیت بانوی خانواده چند؟

مهناز چند ماهی در مغازه فروش لباس در یکی از پاساژهای تبریز کار می کرد و در ازای ۶ ساعت کار صبح و عصر ۷۰۰ هزار تومان حقوق می گرفت. اما بعد از اینکه به خاطر مشکلات مالی دست به فروش گران‌تر محصولات، دور از چشم صاحب مغازه می زد، کارش را از دست داد و دادگاهی شد.

جز او زنان بسیاری در فروشگاه های شهر با دریافتی کمتری کار می کنند. البته این تنها فروشندگان مغازه‌ها نیستند که باید با این شرایط بسازند. روی دیوارهای شهر پر از اعلامیه‌هایی است که خواهان «استخدام» منشی‌ها، بازاریاب‌ها و کارپردازهای خانم است، و البته حقوق کمتری به آنان می‌پردازند.

این البته مختص تنها زنانی که در شغل های دون‌پایه مشغول فعالیت می‌شوند، نیستند که به مرور از ادامه حضور در بازار کار سرخورده می‌شوند. زنان پس از دانش آموختگی از دانشگاه مدتی وارد بازار کار می‌شوند اما از آنجا که نمی‌توانند «سقف های شیشه‌ای» را بشکنند، سرخورده شده و از این عرصه کنار می‌روند. ضمن اینکه دستمزد پایین‌تر زنان در مقایسه با مردان یکی دیگر از عواملی است که  باعث می‌شود آنان تمایل خود به حضور در بازار کار را از دست بدهند. و این می شود که زمینه برای ارتقای زنان در بازار کار وجود ندارد.

شاید این وضع نتیجه مشکلات فرهنگی است. اینکه فضای کار از نظر فرهنگی برای حضور زنان آماده نیست. و این امر از آنجا نشات می گیرد که در سال های گذشته آدرس غلط داده شده است. از یک سو شمار بالایی از زنان را به دانشگاه ها راه داده اند ولی زمینه را برای حضور آنان در بازار کار فراهم نشده است.

آسیب های روحی و جسمی در کمین زنان شغلی

۳۸ درصد زنان ۱۵ تا ۶۵ ساله – یعنی زنان در سنین کار- تمایل به مشارکت در بازار کار دارند. اما برخی آمارهای رسمی، این تمایل را یازده درصد به حساب می آورد تا به این ترتیب در محاسبه نرخ بیکاری، این نرخ پایین تر به نظر بیاید. زمانی که کارمند محترم می‌خواهد سر به بالین بگذارد، یک دنیا پرونده و گرفتاری و مشکلات مانند انیمیشن تلویزیونی دور سرش ستاره‌وار شروع به چرخش می‌کنند .چه بخواهیم چه نخواهیم این وضعیت بسیاری از کارمندان ماست. حالا در نظر بگیرید این کارمند زن باشد و مسئولیت های خاص خودش از قبیل خانه داری و فرزندداری نیز به آن اضافه شود. آن‌هایی که بی‌توجه به سلامتی جسم و روح خود، هر روزی که می‌گذرد بیشتر به خود و به تبع آن خانواده و اطرافیان آسیب می‌زنند. بانوان کارمندی که ساعت‌های زیادی را پشت میز می‌گذرانند، خواه ناخواه دچار مشکلات پشت میزنشینی خواهند شد. عوارض نشستن‌های طولانی در محل کار، معضلات تغذیه نامناسب و افسردگی‌های روحی از مواردی هستند که به دلیل ناآگاهی، بسیاری از کارمندان زن ما با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.