خبر صبح/ مهدیقلی رشیدی مقدم: جامعه در سایه ی یکایک افراد آن موجودیت پیدا می کند و ادامه ی این موجودیت در پرتو همت و تلاش همه ی افراد آن ممکن می گردد؛ همتی که باید به صورت یک هدف مشترک عمومی در جامعه در آید. ایستایی یک جامعه مرهون علت های بی‌شماری است؛ از عوامل مهمی که پویایی یک جامعه با آن محقق می گردد کار و تلاش و دانایی افراد آن است و این واقعیت از زمان پیدایش زندگی اجتماعی انسان‌ها تغییری نیافته است و رشد و پیشرفت هر جامعه ای بستگی به میزان جدیت، کارآیی و دانش افراد خود و به همین مقدار عقب ماندگی و افول آن نیز در گرو جهالت و عافیت طلبی آنها می باشد. از این رو کشور و یا هر جامعه ای که خواهان برداشتن گام هایی به سوی ترقی و توسعه می باشد باید شهروندان و افراد خود را از آموزش با کیفیت و سالمی بهره مند سازد و در غیر این صورت آن جامعه محکوم به اسارت و پس رفت خواهد بود.

 بنابراین تعلیم و تربیت همانقدر که در پیشرفت جامعه دخیل بوده بلکه در بهبود و سلامت زندگی فردی افراد آن نیز تآثیر بسزایی دارد. افراد باسواد و تعلیم یافته علاوه بر اینکه سرنوشت اجتماعی جامعه ی خویش را رقم می زنند، رفاه  و سطح کیفی سایرین را نیز ارتقاء می دهند و برای ادامه ی حیات خود هم بهره های فراوانی می برند.

 دید گاه و طرز اندیشیدن و زیست افراد تعلیم یافته با افراد بی نصیب از تعلیم و تربیت همسو نبوده و کاملا متفاوت می باشد. از این رو ارج نهادن و توجه متولیان جامعه به تعلیم و تربیت سبب ارتقای صحیح و منطقی مبانی ارتباطی فیما بین افراد و کسب مهارتهای علمی در جامعه گشته و ضمن ایجاد حس مسئولیت پذیری و همکاری باعث شکوفایی استعدادها شده و قدرت درک درست از واقعیت های پیرامون و اجتماعی را که در آن زندگی می کنند به شهروندان و افراد آن می بخشد. در نتیجه  ضعف و عقب ماندگی ها به خوبی تشخیص داده می شود و در رویارویی با حوادث و مشکلات اجتماعی شکیبا بوده و توانایی آن را دارند تا با تدبیر و آگاهی و دانایی خود آنچه را که مانع پیشرفت آنها می باشد از پیش روی بردارند.