خبر صبح/ گروه جامعه: استاد باغچه‌بان را در یک جمله می‌‌توان “مرد رویاهای بزرگ” نامید. کسی که بعد از گذشت ۵۰ سال از مرگش هنوز مردم ایران خوب او را نمی‌شناسند اما خدمات او بر آنان که تورقی در زندگی و آثارش کرده‌اند پوشیده نبوده و نیست.

باغچه‌‌بان در طول ۸۱ سال زندگی خود آغازگر حرکت‌های بدیع و بزرگی بوده که امروز تاثیر آنها در جامعه به خوبی هویداست. او علاوه بر شروع تئاتر کودک و نوجوان در ایران، مبتکر مدارس آموزش برای ناشنوایان، پایه‌گذار آموزش و پروش پیش‌دبستانی در ایران، مبدع روش‌های نوین آموزشی، خالق گوشی استخوانی و…. نیز هست؛ بزرگ‌مردی که تنها و تنها به واسطه همت و پشتکار خود توانست راهی را در پیش گیرد که تا سال‌های سال می‌تواند برای نسل‌های مختلف الگو باشد.

باغچه‌بان راز رشد و پیشرفت جامعه را خوب دانست و تلاش کرد تا با آموزش کودکان و به ویژه زنان و دختران حرکت جامعه به سمت توسعه را سرعت ببخشد.

زمانی که او برای کودکان نمایش‌نامه نوشت و با آن‌ها تمرین تئاتر کرد، شعر سرود و تلاش کرد تا به آنان حرفه و فن یاد دهد، بسیاری از روی بخل و حسد آن‌چنان او را آزار دادند که سبب شدند تا چند بار دست به هجرت بزند و از تبریز به فارس و از آنجا به تهران برود.

او از زمانه خویش بسیار جلوتر بود. بسیار به آموزش زنان و دختران اعتقاد داشت. “قصه” و “بازی” را دو اصل مهم در آموزش کودکان می‌دانست. در سال‌هایی که هنوز مردم حتی درک درستی از سواد نداشتند، از شعر، نمایش‌نامه، چیستان، دکور، ماسک و تن‌پوش برای آموزش استفاده می‌کرد. موسیقی را خوب می‌فهمید و در راه آموزش‌ از آن بهره می‌برد!

در سال‌هایی که کار ژورنالیسی می‌کرد، علی‌رغم چهره خشنی که داشت اهل طنز و فکاهی نوشتن بود. برای معلمان مجلات آموزشی منتشر می‌کرد و در یک کلمه با تمام آزار و اذیت‌هایی که می‌شد خود را وقف آموزش کرده بود؛ آموزگاری به معنای واقعی کلمه!

باغچه‌بان همواره به ثبت تجربیات خود همت گماشت؛ هر چه می‌آموخت ثبت می‌کرد و به دیگران یاد می‌داد به شکلی که انتقال تجربه و تربیت آموزگاران یکی از دغدغه های اصلی او بود. وی هم‌چنین در پایان هر دوره آموزشی، جشن پایان دوره‌ای برگزار می‌کرد تا خروجی کارش برای دیگران مشخص شود.

باغچه‌بان یک عمر زحمت کشید تا دیگران را متوجه این موضوع کند که انسان دغدغه‌مند، انسانی است که برای رشد و تعالی دیگران تلاش ‌کند.

و حالا ما پس از گذشت ۵ دهه از نبودنش حتی نتوانستیم مزاری در خور شان این مرد بزرگ بسازیم و او غریب و تنها در خانه و آرامگاه شخصی اشتری در محله چشمه‌علی شهر ری آرام خوابیده است؛ مردی بزرگ که هنوز هم شاگردان بسیاری به واسطه تفکرات او خواندن و نوشتن را فرا می‌گیرند؛ زیرا او بود که وقتی در سال ۱۳۰۳ شمسی “باغچه اطفال” را راه انداخت، تابلویی کوچک با اعلانی بدین مضمون بر سر در آن کودکستان زد با این مضمون که: «در باغچه اطفال کلاسی برای تعلیم نوشتن و خواندن و حرف زدن به بچه‌های کر و لال گشایش یافت و هر طفل کر و لالی می‌تواند به طور مجانی در این کلاس تحصیل کند. از ساعت ۴ تا ۹ بعدازظهر برای اسم‌نویسی به دفتر باغچه اطفال مراجعه کنید.»

و اگر باغچه‌بان در دوران حیاتش “جمعیت سلام” را راه انداخت تا برای بزرگان و نیکوکارانی که زنده هستند بزرگ‌داشت برگزار کند، چه خوب که ما نیز این سنت حسنه او را زنده نگه بداریم و بعد هم برای این‌که نام و یاد بزرگانی چون باغچه‌بان در بین مردم مانا باشد، علاوه بر انتشار آثار و تالیفاتش، نقطه‌ای مهم و خاص در هر شهر را به نام او بگذاریم/مهرداد حمزه