خبر صبح/ گروه شهری: اصلا این خاصیت تبریزی‌هاست که از هر شرایطی مناسبت‌ترین اوضاع را برای خود فراهم می‌کنند؛ مثلا به زعم مسئولین استانی نرخ بیکاری هم بالا باشد مردم بالاخره کاری- شده دستفروشی یا کارگری در صنایع نفتی جنوب کشور و…- برای خود دست و پا می کنند و این می‌شود که  اعلام می کنند «نرخ پایین بیکاری به دلیل روحیات اجتماعی مردم ما است که هر کجا شغل باشد آنجا هستند». یا در نظر بگیرید همین الان تبریز از نظر آلودگی در حد بحران و بلکه یک چند متر هم آن‌طرف‌تر است، اما همچنان زندگی مردم ادامه دارد. هر ازگاهی به نشانه‌ی انجام حرکتی مدارس تعطیل می‌شوند! بیانیه‌ای صادر و هشداری داده می‌شود!! اما در نهایت آب از آب تکان نمی‌خورد. نه اتفاق آنچنانی در حال رخ دادن است که احساس کنیم امروز و فردا در حال مردنیم و نه عکس العملی… آن چندنفری هم که روانه بیمارستان شده‌اند، طفلی‌ها یا بومی تبریز نیستند یا توهم مرض گرفته‌اند!!

همه کمافی‌سابق همان اتومبیل‌های تک‌سرنشین دودزای غیراستاندارد مخل آرامش را سوار می‌شویم و همان مسیر هر روزه را طی می‌کنیم و به سردردهای الکی توجه نمی‌کنیم و چشممان که می‌سوزد، به نظرمان طبیعی است و سرطان را مثل نقل‌ و نبات مزه‌مزه می‌کنیم و به زندگی خود ادامه می‌دهیم؛ البته مسئولین هم در کنار ما با همین مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند و چون کسی هم به فکر مسئولین نیست، به‌ناچار آن‌ها هم به فکر بقیه مردم نیستند و همه دور هم در حال مرگ‌ومیر هستیم و آزارمان هم به یکدیگر نمی‌رسد و خیلی به‌طور سینه‌خیز و کانال به کانال داریم منقرض می‌شویم!!

این می شود که به این نتیجه می رسیم که خودمان هم مقصر هستیم. زباله‌ها را خودمان می‌ریزیم، در تعمیر خودروهایمان خودمان تعلل می‌کنیم، پیاده‌رفتن را بی‌کلاسی می‌دانیم و با دوچرخه رفتن را بی‌کلاسی‌تر! خلاصه بیایید کمی هم خودمان را مورد انتقاد قرار دهیم. نه همه تقصیرها گردن مسئولین است نه سرطان! به‌طور غیرعمد مسئولین و سرطان کنار هم قرار گرفته‌اند!!