خبر صبح/ لیلا مقیمی: بررسی ها نشان می دهد، مردانه بودن فضای شهری، میزان قابل توجهی از احساس ناامنی زنان در شهر را تشکیل می دهد و حضور زنان را صرفا به دلیل زن بودن با انواع و اقسام خطرات مواجه می‌کند. فضای مردانه ای که تصویر عدالت شهروندی را در اذهان به هم می‌زند و آن را زیر سوال می برد، چرا که نیمی از جمعیت شهرنشین را از بدیهی‌ترین حقشان (دسترسی به فضاهای عمومی) محدود می‌کند. از طرفی دیگر، سبب می‌شود که زنان به‌ویژه زنان فرودست‌تر جامعه، دسترسی بسیار محدودتری به مشاغل و فرصت‌های اجتماعی داشته باشند.

در این میان بافت های فرسوده نیز از این قاعده مستثنی نیستند و به دلیل ناکارآمدی‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی، محملی می شوند، برای بروز پاره‌ای از ناهنجاری‌های اجتماعی از جمله عدم امنیت زنان ساکن در این مناطق. زنان در بافت‌های فرسوده از امنیت کافی برخوردار نیستند، نه به دلیل فرسودگی در کالبد آن که به دلیل درهم آمیختگی فرسودگی‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که به طور همزمان در این نوع بافت‌ها مشاهده می‌شوند و آرامش موجود در آنجا را سلب می کنند. به همین دلیل است که بیشترین میزان بی‌سوادی و کم سوادی، آمار بالای طلاق، شکل‌گیری گروه‌های تولید و توزیع مواد مخدر، افزایش فحشا و جرم و جنایت‌ها و همچنین همه آیتم‌هایی که به واسطه آن می‌توان ناهنجاری‌های اجتماعی را تعریف کرد در بافت‌های فرسوده، موج می‌زنند. ناهنجاری‌هایی که به گفته امیرحسین شبانی، عضو هیات علمی دانشگاه ریشه در کیفیت و توانمندی‌های پایین زندگی ساکنان بافت‌های فرسوده دارد. «از آنجایی که بسیاری از افرادی که در بافت‌های فرسوده زندگی می‌کنند، جزو اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند و از توانمندی‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار پایینی برخوردارند و همچنین به دلیل گوناگونی فرهنگ‌ها حجم زیادی از اتفاقات نامطلوب را در این بافت‌ها می توانیم ببینیم. در حقیقت بافت‌های فرسوده و مساله‌دار شهری بخشی از فضای شهر هستند که به دلیل لمس عقب‌افتادگی‌های متعدد در طول زمان مستعد رشد و توسعه انواع ناهنجاری اجتماعی و خشونت به ویژه علیه زنان شده اند.»

مساله ای که تنها مختص به ایران نیست

مساله عدم امنیت زنان در بافت های فرسوده، اما تنها مختص به ایران نیست. در همه جای دنیا وقتی سکونت‌های غیررسمی بر اساس اصول، ضوابط و سیاست‌های از پیش تعیین شده شکل نگرفته باشند قطعا با این مشکل دسته و پنجه نرم خواهند کرد. به همین خاطر هم است که “شبانی” ما را می‌برد به هند، کشوری که به خاطر وجود فاصله‌های طبقاتی با این پدیده درگیر است. «مصداق این موضوع را در کشور هند می توان دید، اما تفاوت این کشور با ایران این است که هند رویکرد مسکن اجتماعی را به عنوان سکونت‌گاه‌هایی برای اقشاری که در این نوع بافت ها زندگی می‌کنند، تجویز کرده است. مسکن اجتماعی یک مسکن حمایتی است که سعی می کند تا افراد ناتوان و کم‌توان اقتصادی را مورد حمایت‌های اجتماعی قرار دهد و آنها را صاحب‌خانه کند تا اینگونه از وضعیت بلاتکلیفی که آنها را مستعد زندگی در فضاهای ناایمن می‌کند، نجات دهد. این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که هیچگاه نمی‌توان طرح‌های شهری را بدون مشارکت شهروندان به نتیجه رساند، بنابراین ساکنان بافت‌های فرسوده هم باید حق شهروندی داشته باشند تا نظراتشان دیده شود. به هر حال ما باید قبول کنیم که حاشیه‌نشین‌ها افرادی ناتوان هستند و این شرایط، شرایط خود ساخته نیست، بلکه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی متعدد آنها را مجبور به زندگی در این بافت ها کرده است». 

مثلث زندگی در شهر  را انسان، فضا و فعالیت می سازد

“پلیس محله” از جمله راهکارهایی است که به گفته کارشناسان می‌تواند راهکاری برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و تامین امنیت زنان باشد. شبانی در این باره می گوید: «به نظر من، نظارت یکی از مواردی است که در بافت‌های فرسوده و مساله‌دار کم است، نظارتی که باید از طرف مدیران شهری مثل پلیس و یا سایر مراجعی که حکم نظارتی می‌توانند داشته باشند به سمت این مناطق معطوف شود. از سوی دیگر، بخش مهمی از ساختار شهری که موجب رشد و توسعه شهر می‌شود، نظارت خود شهروندان را هم برمی‌تابد که البته این موضوع نیاز به شهروند آگاه و مسوول دارد، شهروندی که دغدغه محیط پیرامون‌اش را داشته باشد. بنابراین وجود پلیس محله و همچنین ساخت خانه‌های امن در بافت‌های فرسوده شاید بتواند تا حدودی از ناهنجاری‌های اجتماعی بکاهد، اما همانطور که اشاره کردم ساکنان در این مناطق باید از توانمندی‌ها و آگاهی‌های لازم برخوردار شوند.»

 او می‌افزاید: «بازسازی و بهسازی کالبدی بافت‌های فرسوده شاید تا حدودی از شدت آسیب‌های اجتماعی بکاهد، اما نباید فراموش کرد که انسان، فضا و فعالیت هر سه مثلث معنی زندگی در شهر را می‌سازند و اگر هر کدام از رأس‌های این مثلث با رأس‌های دیگر همخوانی نداشته باشند به نتیجه‌ای نخواهیم رسید. چنان که محلاتی وجود دارند که از لحاظ ظاهری و کالبدی مساله خاصی ندارند، اما مسائل اجتماعی و فرهنگی آنها مدیریت شهری را درگیر می کند.»