خبر صبح/ گروه سیاست: از هنگام شکل گیری نخستین دولت فراگیر و متمرکز ایران پس از فروپاشی ساسانیان، یعنی صفویان در ۱۵۰۱ تا امروز، یعنی طی ۵۱۹ سال، هیچ استراتژیست دریایی ، به اندازه نادرشاه افشار در توانمندسازی نیروی دریایی موفق نبوده است.

صفویان از آغاز تاسیس با چهار کانون و محور تهدید روبرو شدند:

۱- خلافت عثمانی در باختر؛

۲- ازبکان در شمال خاوری؛

۳- روس ها در شمال؛

۴- و پرتغالی ها در خلیج فارس و دریای عمان.

صفویان به ویژه از پادشاهی شاه عباس کبیر، با هر ترفندی از پس سه تهدید نخست برآمدند؛ یعنی با قدرت، تهدیدهای عثمانی، ازبک و روس را درهم شکسته و یا برآن ها به هر ترفند فائق آمدند.  ولی در جنوب بدون یاری انگلستان نتوانستند از عهده پرتغالی ها که بر برخی از کرانه ها و جزایر ایران، مانند هرمز و قشم چیره شده بودند، برآیند.

 پس از پایان کار صفویان، نادر شاه، که به گمانم برترین استراتژیست ایران پس از اسلام بوده است، با وجود کانون جغرافیایی خیزش، یعنی خراسان که دور از دریا بود، با حلاجی ژرف کوشید تا بر آب های جنوب و نیز بر دریای خزر چیره شود. برای دستیابی به چنین هدفی، نادر دو سد بزرگ در برابر خود دید: انگلیس و روس.

یادآوری این نکته مفید است که پس از پایان دوره ۲۳۵ ساله صفوی، ایران حتی یک شناور رزمی برایر رویارویی با ناوگان  پرتغالی ها نداشت.

پر افتخارترین و توانمندترین شاهان صفوی که تلاش گسترده ای را به کمک انگلیس برای نوسازی ارتش زمینی آغاز کردند، در دریا حتی یک ناو جنگی مجهز به توپ که نیاز حیاتی برای پاسداری از تمامیت سرزمینی کشور بود، نساختند. پس از فروپاشی صفویه، که دوران وابستگی تام تکنولوژی دریایی ایران به بیگانگان بود، برای نخستین بار در تاریخ کشور (پس از اسلام) حرکتی جدی و ریشه‌ای و بی‌سابقه برای زیرسازی اصولی نیروی دریایی توسط نادرشاه به عمل آمد. نادر با شَم عالی سیاسی – نظامی، استراتژی خویش را برای دستیابی به ناوگان عظیم رزمی بر سه محور استوار ساخت:

۱- خرید ناوهای جنگی مدرن جهت رفع نیازهای فوری از جمله در لشکر کشی به سواحل جنوبی خلیج فارس. لازم به یادآوری است که انگلیسی ها به لطایف الحیل سعی در کارشکنی کرده و حاضر به تامین ناو برای اردوکشی های نادر نبودند؛

۲- زنده کردن ‌تکنولوژی سنتی ساخت کشتی و تغییر گردش تولید از کشتی‌های تجاری به ناو جنگی؛ این کار از طریق تلفیق تکنولوژی بومی و دستآوردهای نظامی غرب در زمینه ساخت شناورهای دریایی انجام گرفت؛ و بنادر “بوشهر و “کُنگ” جهت استقرار کارگاه‌های کشتی‌سازی انتخاب شده و الوار لازم نیز به خاطر قطع وابستگی تاریخی به کشورهای دیگر و محاصره‌ی اقتصادی بریتانیا از جمله ممانعت از واردات چوب از هند به ایران، به طریق شگفت‌آوری، از جنگل‌های شمال و توسط کارگران که به دلیل نبود جاده ارابه رو، الوارها را روی دوش خود حمل می‌کردند به کرانه‌های خلیج فارس می‌رسید؛

۳- ساخت کشتی با تکنیک غرب. نادر هم‌چنین برای نحستین بار در تاریخ ایران، تصمیم گرفت در دریای خزر نیروی دریایی ایجاد نماید. گرچه در اینجا نیز بهره‌گیری از امکانات و منابع داخلی را مد نظر داشت،‌ ولی با توجه به ضعف تجربیات پیشین ایرانیان در زمینه ساخت ناوجنگی در این خطه، لزوماْ برای آغاز کار، اتباع بیگانه (از پروس=آلمان) بکار گرفته شدند. البته این اقدامات با طبع دولت روس به هیچ وجه سازگار نبود و آن دولت از وجود نیروی دریایی ایران در دریای خزر سخت ناراضی شد.

 تشریح نتایج اقدامات بی‌سابقه نادر در تشکیل ناوگانی رزمی با تکیه بر استقلال نیاز به تحقیقاتی گسترده و مستقل دارد. ولی یادآوری همین نکته کافی است که برای نخستین و آخرین بار، از آغاز پادشاهی صفویه تا پایان پادشاهی پهلوی، انگلیسی‌ها موفق به اخذ کوچکترین امتیازی از ایران از افشاریه در جنوب نشدند. در شمال و دریای خزر نیز روس‌ها از اقدامات شگفت نادر هراسناک شده بودند. علاوه بر آن نه تنها سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان تحت حاکمیت کامل ایران در آمد ،‌ بلکه شیوخ سواحل جنوبی نیز که قبل از نادر پیاپی یکپارچگی سرزمینی ایران را مورد تجاوز قرار می دادند، تا حدود زیادی منکوب شدند.

 انگلیسی‌ها نیز که از اقدامات نادر کاملاً هراسناک شده بودند، سیاست کاملاً محتاطانه‌ای در قبال دولت ایران بکار بردند. شواهد کافی وجود دارد که بیگانگان و به ویژه انگلیسها با تولید کشتی جنگی در داخل ایران مخالف بوده و مخالفت آن ها با فروش کشتی، به خاطر ترس از استفاده احتمالی نادر از طرح و ساخت آنها یا تلفیق در تکنولوژی بومی بود. چنانچه پس از چندی، به همین دلیل، با فروش کشتی های جنگی به نادر، موافقت به عمل آوردند. بحث در این باره بسیار مفصل است؛ امید که پژوهشی در باره استراتژی نادر شاه و جزئیات طرح وی آغاز شود./ یداله کریمی پور