خبر صبح/ گروه فرهنگ و هنر: در روایات اسلامی از جمله منقول از بحارالانوار مجلسی،کشف الاسرار شیخ انصاری، تاریخ طبری بلعمی و دهها ماخذ دیگر، در باره پرواز حضرت سلیمان نبی(ع) پیامبر بنی اسرائیلی، قصه های شگفت و خیال انگیز و البته زیبا آمده است.

مثلا گفته شده درازای فرشی که سلیمان (ع) با آن پرواز می کرد، ۱۰۰ فرسخ(۵۳۰ کیلومتر) یعنی تقریبا به اندازه فاصله مستقیم تهران- تبریز و پهنایش ۴ فرسخ(۲۱ کیلومتر) بود. ۶۰۰۰ صندلی برای نشستن دانشمندان و پیامبران و همراهان بر آن تعبیه شده بود. صندلی هایی که برخی آن را از جنس طلا و نقره دانسته اند.

سلیمان بدین وسیله به سرزمین کربلا یا استخر(شیراز) ، یمن و…پرواز می کرد.‌البته بر این فرش  که مساحتش بیش از کشور بحرین بود، جاهایی هم برای حیوانات و چارپایان در نظر گرفته شده بود.

در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز داستان مشابهی به کیکاووس شاه کیانی نسبت داده شده است.

غرور، کیکاووس را وا می دارد که علاوه بر زمین، آسمان را هم به تصرف درآورد. البته طرح ریزی این خیال با ابلیس بود. زیرا آسمان جایگاه مقدسین و فرشتگان دانسته می شد و آدمی نباید در آن دخالت می کرد.

کیکاووس به منظور عملی کردن آرزویش، ضمن مشورت با دانشمندان، چندین جوجه عقاب را به همین منظور پرورش می دهد. هنگامی که عقاب ها بزرگ و توانمند می شوند، به دستور کیکاووس پای آن ها را به تختی می بندند و گوشت چندین بره را به نوک‌ نیزه های بلند تعبیه شده بر تخت قرار داده و عقاب ها را وادار به پرواز می کنند.

عقاب ها که چند روز گرسنه نگاه داشته شده اند، در طلب گوشت به پرواز درآمده و کیکاووس و تختش را نیز بلند می کنند. البته پس از مدتی عقاب ها خسته شده و شاه و تختش به زمین سقوط می کنند.

به عنوان مومن به اسلام، پذیرش قصه قالی شگفت و چگونگی پرواز سلیمان و قصص مشابه، همانند ایجاد شکاف در دریا توسط موسی(ع) و شق القمر و اقامت یونس نبی(ع) در شکم ماهی ضروری است؛ سمعا و طاعه.

ولی چه ضرورت، لزوم و مبنایی وجود دارد که داستان پرواز کیکاووس و پرورش زال توسط سیمرغ و… افسانه و به کلی دروغ پنداشته شود؟!!خب من هم بسان فردوسی این داستان ها را دو پهلو و پر راز و رمز دانسته و کوتاه آن که آن را اسطوره‌ای می‌پندارم. اسطوره هایی که شاید حاوی واقعیاتی نیز باشند. مگر اسطوره همان History نیست؟!

لطفا به دیدگاه حکیم در این باره بنگرید:

سخن هر چه گویم همه گفته‌اند

بر باغ دانش همه رفته‌اند

اگر بر درخت برومند جای

نیابم که از بر شدن نیست رای

کسی کو شود زیر نخل بلند

همان سایه زو بازدارد گزند

توانم مگر پایه‌ای ساختن

بر شاخ آن سرو سایه فکن

کزین نامور نامه شهریار

به گیتی بمانم یکی یادگار

تو این را دروغ و فسانه مدان

به رنگ فسون و بهانه مدان

ازو هر چه اندر خورد با خرد

دگر بر ره رمز و معنی برد

یداله کریمی پور