خبر صبح/ گروه اقتصاد: برای تدوین استراتژی صنعتی درگام نخست باید بدانیم و آگاه باشیم که صنایع موجود در چه جایگاهی و در کدام نقطه قرار گرفته اند و در گام دوم تعیین شود صنایع قرار است به کدام نقطه و به چه جایگاهی دست پیدا کنند اما نبود شفافیت در ارائه آمار و ارقام مرتبط با صنایع مانع از این می شود که در گام نخست جایگاه فعلی صنایع را مشخص کنیم. زمانی که مشخص نیست امروز به لحاظ صنعتی در کدام نقطه قرار گرفته‌ایم چطور می‌توان مشخص کرد که در نهایت صنایع باید به چه نقطه‌ای و چه جایگاهی دست پیدا کنند تا اهداف قابل دست‌یابی برای واحدهای صنعتی تعریف و تدوین شود.

 شرایط به گونه‌ای است که صنایع برای بقا می‌جنگند نه برای رقابت. در شرایط کنونی واحدهای صنعتی بیشتر از آنکه به دنبال تغییر و نوآوری باشند در تلاش هستند تا وضعیت فعلی خود را حفظ کنند و این معضل به نبود استراتژی صنعتی در کشور ارتباط پیدا می‌کند. در گذشته تدوین استراتژی غیرواقعی و غیرعملیاتی مورد توجه قرار گرفته، این در حالی است که در تدوین سند راهبردی صنایع ، اهداف باید براساس معیارهای اسمارت تعریف شود. اهداف صنعتی باید مشخص، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، قابل زمان‌بندی، عملیاتی و واقع‌بینانه باشند و علاوه بر  آن در تدوین استراتژی صنعتی جایگاه کنونی صنایع و هدف نهایی نیز مشخص شود.

حال سوال اینجاست آیا اهدافی که تاکنون برای صنعت تدوین شده از این پارامترها برخوردار هستند؟ آیا این اهداف عملیاتی هستند؟ و آیا این اهداف بر مبنای منابع موجود در کشور تدوین شده اند؟ نخست باید منابع موجود در کشور را شناسایی کرد. در گام بعدی باید ارزیابی کرد آیا سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در زمینه این منابع درست بوده است یا خیر؟ اگر نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتری در این منابع هستیم این سرمایه‌گذاری‌ها باید توسط بخش خصوصی صورت گیرد یا از طریق سرمایه‌گذاری خارجی محقق شود؟

 سرمایه گذاری در زمینه منابع قابل دسترس‌تر موضوعی است که در سند استراتژی راهبردی صنایع باید مورد توجه قرار گیرد و البته پس از سرمایه‌گذاری در بخش‌های تعیین شده باید نظارت‌ها نیز جدی تر از گذشته اعمال شود یعنی علاوه بر تدوین اهداف واقعی و عملیاتی در سند راهبردی ، نظارت روی روند اجرای اهداف نیزاز اهمیت بسیاری برخوردار است. اپیدمی کلی نگری برای تعریف و اهداف صنعتی مشکلی اساسی است که امروزه با آن مواجه هستیم. زمانی که یک هدف کلی برای صنایع تدوین می‌شود به دنبال آن باید جزئیات  بیشتری نیز مشخص شود یعنی اهداف تدوین شده باکدام منابع قرار است عملیاتی شوند؟ و اینکه آیا از منابع انسانی متخصص برای اجرایی کردن این اهداف برخوردار هستیم و آیا سرمایه کافی در اختیار واحدهای تولیدی است و اگر نیست از چه طریق و با کدام روش این سرمایه‌گذاری‌ها محقق شود؟

در کمال تاسف بسیاری از صنایع که در گذشته موفق عمل کرده‌اند اکنون از رقبای خود عقب‌تر هستند و این معضل ناشی از نبود استراتژی واقعی و عملیاتی برای صنایع کشورمان است.  با تغییر دولت‌ها و روی کارآمدن مدیران جدید دولتی  بسیاری از پروژه‌هایی که از گذشته استارت خورده‌اند به کندی پیش می‌روند یا مسیر پیشروی این پروژه ها متوقف می شود بنابراین تدوین یک استراتژی واحد که بر مبنای آن روال ثابتی برای صنایع و واحدهای تولیدی در نظر گرفته شود ضروری به نظر می‌رسد. نکته مهم تر اینکه برای سرمایه‌گذاری ایجاد ثبات اقتصادی در بخش‌های مختلف همچون نرخ تورم و نرخ ارز ضروری است و این مهم با حمایت‌های دولت میسر خواهد شد تا مسیر سرمایه‌گذاری‌ها چه در بخش خصوصی و چه در جذب سرمایه‌گذاری خارجی برای صنایع تسهیل شود./ فراز نظارتی زاده