خبر صبح/ فرزانه اسدزاده: با مرور تغییر سبک معماری امروزی یا بهتر بگویم تبدیل معماری گنبدی به  معماری مستطیلی و… در می‌یابیم که این تغییرات چه تاثیر عمیقی بر فرهنگ خانواده‌های ایرانی گذاشته است. اگر در گذشته، منازل مسکونی، محلی برای گفتگو، دور هم‌نشینی، بحث، گفتمان، برگزاری جلسات عروسی و عزا و… به شمار می‌رفت، منازل مسکونی امروزه صرفا به خوابگاه‌هایی بدل شده‌اند که خانوارها، پس از پشت سر گذاشتن یک روز کاری با حضور در آن، صرفا به استراحت می‌پردازند. در بناهای امروزی دیگر خبری از حیاط بزرگ با درخت‌های انگور و توت نیست. در سبک زندگی امروز کمتر کسی در فضای خانه‌اش محلی برای باغچه در نظر می‌گیرد باغچه‌های کوچک که کمِ کم گل رز زینت بخششان و منبع آبیاریشان حوض حیاط- که محل شستشوی میوه و سبزی روزانه- بود.

این ها تنها گوشه‌‌ای از تاراج زیست محیطی شهرها در قالب سبک زندگی نوین بود. چرا که تصویر تبریز به عنوان شهری پر از درخت و باغ‌های میوه و … هنوز از ذهن‌ها پاک نشده است. چه زمین‌هایی که با تغییر کاربری به برج خشک بتنی تبدیل شدند و چه باغاتی که در اثر بی‌توجهی مالک و مسئولین، ریشه‌کن شدند. و و این داستان همچنان ادامه دارد. مالکین باغ‌ها در شهرها سود سرمایه‌گذاری در زمینش را به رنج باغداری ترجیح می‌دهند و به راحتی سودهای کلان و منافع فردی باغات و فضاهای سبز را فدای منافع شخصی می‌کنند.

   و امروز پس از نابودی اکثر باغات تبریز در چند سال اخیر، شاهد رشد چشمگیر شهروندان تبریزی برای باغداری شده‌ایم. منطق اکثر کسانی هم که به این پیشه روی آورده‌اند داشتن مامنی برای استراحت پایان هفته و تعطیلات است. اما این تب تند تا چه اندازه می‌تواند برای عوامل زیست محیطی و اجتماعی مفید باشد به نظر بحث کارشناسی می‌طلبد!

رونق روستاها زیر سایه استراحتگاه شهرنشینان

روستای گرگر که در ۱۸ کیلومتری شهرستان هشترود قرار دارد، را می توان نمونه‌ای از روستاهایی دانست که شاهد رونق چشمگیر بوده است. به این ترتیب که این روستا پس از سی سال خالی از سکنه بودن در سالهای اخیر به لطف اهالی قدیم خود، تبدیل به روستای گردشگری شده است. اهالی این روستا، اغلب ساکن تبریز، کرج، تهران و… هستند اما با همان منطق باغداری و داشتن استراحتگاه بومی، اقدام به ساخت ویلا و کاشت درخت در زمین‌های آباء و اجدادی خود کرده‌اند تا از فضای دنج و بکر آن در ایام تعطیلات و سفرهای خود استفاده کنند. حالا این روستا بیش از ۲۵ خانه باغ و ویلا دارد. و اهالی آن از جای جای ایران در روزهایی مشخص و تعطیلات گرد هم می‌آیند و از فضا و ظرفیت‌های موجود روستای خود استفاده می‌کنند.

خسرو شهروند تبریز بوده و یکی از اهالی این روستاست که آخر هفته‌های خود را در ویلاباغی که چهارسالی می شود با زحمت فراوان ساخته است، می‌گذراند. وی در مورد مزیت‌های این کارش می‌گوید: به جای استفاده از ظرفیت‌های گردشگری عمومی که تا تعطیلاتی رخ می‌دهد همه به آنجا هجوم می‌آورند، از ظرفیت‌های بومی و منطقه‌ای خودمان استفاده می‌کنیم.

خسرو که مالک فروشگاه ام.دی.اف در تبریز است در ادامه می‌گوید: هزینه‌های گزاف مسافرت‌ها، مطابق نبودن فرهنگ‌ها با سایر اماکن گردشگری، داشتن زمین اجدادی در روستا، استفاده از ظرفیت‌های آب و هوایی روستا و… مرا مجاب کرد تا در این روستا ویلایی بسازم تا ضمن آباد کردن این روستا مکانی برای استفاده شخصی خودم و خانواده‌ام باشد.

سلمان دیگر مالک ساختمان ویلایی در این روستاست. وی اصالتاً تبریزی است و بیش از ۱۷ سال است که به تهران سفر کرده و دیگر بنای بازگشت به تبریز را ندارد ولی روستای پدری خود را به ترافیک جاده شمال ترجیح می‌دهد.

وی دلیل سرمایه‌گذاری خود را تنها لذت بردن از طبیعت این روستا می‌داند و می‌گوید: با وجود طولانی بودن مسیر ولی دل من برای این خاک می‌تپد.

سلمان می گوید: مشقت‌های فراوانی از قبیل مسیر خاکی نامناسب، نبودن امکانات زیرساختی را متحمل شده‌ایم ولی اهالی امید داریم همانطور که مجوز برق روستا را گرفتیم سایر زیرساخت‌ها را نیز به کمک اهالی فراهم خواهیم آورد.

 

تفکر سطحی برای سرمایه‌گذاری

علاوه بر ساخت و سازهای روستایی و رونق روستاها به لطف داشتن استراحتگاه‌های بومی، تب تند باغدار شدن در بین اهالی تبریز هم از دیگر مسائلی است که همه در شغل‌های مختلف از کارگر و کارمند گرفته تا سایر اقشار سعی در مالکیت ویلاباغ‌های نچندان اصولی دارند. در برهه‌های مختلف زمانی موج‌های خاصی در بین مردم رخ می‌دهد که از جمله‌ی آن می‌توان به داشتن خانه‌های لوکس، وسایل دکوری و تزئینی کم استفاده، داشتن ماشین‌های ارس پلاک و… و موج باغ‌داری را نیز می‌توان به آنها اضافه کرد. از طرفی هم بنگاه‌های معاملاتی نیز از این دریای گل‌آلود بازار معاملات بی‌نصیب نمی‌مانند. افزایش سرسام‌آور اجاره‌خانه‌ها از طرفی و  قیمت املاک و زمین هم از طرف دیگر، این بازار را آشفته کرده است و همه را به سوی تفکر چنگ‌اندازی به داشتن حداقل خانه‌باغی سوق داده است بی‌آنکه تفکر عمیقی پشت آن باشد. چرا که اکثر باغات ایجاد شده نه کسانی دارند که فن باغداری حرفه‌ای بدانند و نه آنکه از لحاظ زیست محیطی امکاناتی از قبیل داشتن آب و چاه مجاز هستند. با این حال شهروندان استفاده حداقلی را برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌کنند.