خبر صبح/ گروه دانش و زندگی: نوجوان که باشی انگار همه چیز آوار می شود روی سرت. نه کودکی که تو را نوازش کنند و نه جوانی که برایت سقفی از آرزوها بکشند و خواسته هایت را برآورده کنند. مانده ای در برزخ زندگی. خلوتی می خواهی برای تنهایی هایت. اتاقی؛ جایی که بتوانی با خودت بعضی از مسائل را حلاجی کنی. اغلب وقت‌ها حوصله هیچ کس را نداری، حتی پدر و مادرت را. اصلا این حالات دست خودت نیست. یک برهه‌ای است که باید بگذرانی؛ اما تنهایی بیشتر به تو می‌چسبد. گاهی هم هوس می‌کنی با دوستانت به سینما و تفریح بروی؛ اما انگار در این دوران منهای خانواده شده‌ای. از راه که می‌رسی می‌روی به اتاقت و در را می‌بندی به روی خودت. وجود اتاق شخصی برای نوجوان محدوده امن حریم خصوصی او را نشان می‌دهد؛ اما به عنوان عاملی مستقل در اخلاق و سبب‌ساز و فاکتور راه‌انداز پرخاشگری دارای سهم اندکی است؛ چرا که پرخاشگری عاملی است که به طور قوی از محیط زندگی خانوادگی و همسالان نوجوان آموخته شده و تقویت می‌شود. اتاق شخصی یکی از موضوعاتی است که نوجوان در این سن بیش از پیش به آن نیاز دارد. دوست دارد در جایی خلوت کند. استراحت کند. در این خصوص اما دیدگاه‌ها متفاوت است. با سرکار خانم لیلا جنترانی، کارشناس ارشد مشاوره، مشاور کودک و نوجوان هم کلام می‌شویم:

 از همان ابتدا اتاق کودک و نوجوان جدا شود

وجود اتاق شخصی برای نوجوان محدوده امن حریم خصوصی او را نشان می‌دهد؛ اما به عنوان عاملی مستقل در اخلاق و سبب‌ساز و فاکتور راه‌انداز پرخاشگری دارای سهم اندکی است؛ چراکه پرخاشگری عاملی است که به طور قوی از محیط زندگی خانوادگی و همسالان نوجوان آموخته شده و یا تقویت می‌شود. تا به حال در این زمینه که داشتن یا نداشتن اتاق شخصی در پرخاشگری نوجوان موثر است تحقیقاتی انجام نشده؛ اما اینکه در خلقیات نوجوان تاثیر بگذارد، مهم است. اینکه از کودکی اتاق خواب و محل خواب کودک از والدین جدا شود در مسائل تربیتی نوجوان بسیار مهم است. به دلیل اینکه بسیاری از اوقات نوجوانان برای تنهایی، استراحت و تحصیل اتاق شخصی می‌خواهند و این حریم باید از والدین جدا شوند. این جدا بودن اتاق، بسیار کمک می‌کند که حریم‌ها حفظ شود. بسیاری از مشکلات تربیتی که به وجود می‌آید به دلیل این است که اتاق‌ها و حریم‌ها مشخص نیست و فرزندان اتاق خواب ندارند یا برخی از ارتباطات والدین دیده می‌شود که می‌تواند مشکلات خلقی شدید برای نوجوان و کودک به وجود آورد؛ اما بزهکاری جوانان به مشکلات روان‌شناختی و تربیتی نوجوانان برمی‌گردد و به داشتن یا نداشتن اتاق خواب ربطی ندارد. پس بسیار مهم است که از همان ابتدا اتاق کودک و نوجوان جدا شود و در نوجوانی هم به این اتاق ها نیاز است. با توجه به فضای کوچک خانه های امروزی، اغلب کودکان و نوجوانان اتاق خواب اختصاصی ندارند و اگر در خانه‌ای یک اتاق خواب است این اتاق خواب باید مخصوص پدر و مادر باشد. اگر تنها یک اتاق خواب در خانه وجود دارد باید مخصوص والدین باشد؛ چون آنها روابط خاصی دارند و باید حریم شخصی و امنیت شان حفظ شود.  دوره نوجوانی اولین مرحله‌ای است در زندگی که شخص می‌خواهد مستقل باشد و در یک اتاق شخصی باشد تا بتواند به عشقش فکر کند. اعضای بدنش را بشناسد، ولی از یک طرف والدین مانع این موضوع می‌شوند که نوجوان در یک اتاق تنها باشد، در را ببندد و نگذارد که والدین سر از کار او در بیاورند و از سوی دیگر این نیاز نوجوان است که تنها باشد و به موضوعاتی فکر کند که شاید برای والدینش خوشایند نباشد.

اگر قرار است نصیحت کنیم مسلما تنها بودن را ترجیح می‌دهند

از ویژگی‌های نوجوانی، مستقل بودن است. فرد دوست دارد ساعاتی را تنها باشد یا به دلایل خاص دیگری مانند خستگی و بی‌حوصله بودن دوست دارد با خودش خلوت کند. شاید همانگونه که در سوال هم مطرح شده است والدین خیلی از این کار خوششان نیاید؛ در کنار اینکه والدین باید بدانند که این‌ها ویژگی‌های نوجوانی است و باید به این ویژگی‌ها احترام بگذارند. راهکار دیگری به غیر از شناخت ویژگی‌های دوران نوجوانی و جوانی که به والدین توصیه می‌شود، این است که برای اینکه فرزندان از اتاق خواب‌ها بیرون بیایند و خیلی به اتاق‌ها نروند و درها را به روی خودشان نبندند و برای والدین نگرانی ایجاد نکنند، بهتر است که به نوجوانان محبت کنند. انسان ها بنده محبت هستند و هر جا که محبت باشد به سمت آن می روند. هنگامی که ما والدین قرار است غر بزنیم و نصیحت کنیم و دائما فرزندمان را سرزنش کنیم، مسلما تنها بودن و در اتاق بودن را به در کنار ما بودن ترجیح می‌دهند. هنگامی که یک نوجوان به اتاق می‌رود و در را می‌بندد اوضاع و شرایط ارتباطی والدین با نوجوان درست نیست. بهتر است که سرزنش، انتقاد، نصیحت و مقایسه کردن و یا حتی ارتباطات‌های نادرست والدین حل شود تا آنها از این حالت در بیایند و جذب محبت والدین شوند. یک بار داستانی از امام محمد  غزالی خواندم که پادشاهی از در حمامی رد می‌شود و خدمتکار حمام را می بیند که سیاه و کثیف است و چهره خوشایندی ندارد؛ اما با عشق و علاقه به پادشاه نگاه می‌کند. پادشاه می‌گوید: چرا این به خودش اجازه می‌دهد که اینگونه و با محبت به من نگاه کند و به وزیرش دستور می‌دهد که او را بکشید. وزیرش می‌گوید: برای چه این کار را انجام دهیم؟ نمی‌توانیم به او بگوییم که چرا اینگونه نگاه کردی. آنها از آن مکان عبور می‌کنند و یک سال از آن ماجرا می‌گذرد و باز هم پادشاه از آن مسیر می‌گذرد. می ایستد و می گوید: این تون‌دار حمام نیست، کجاست؟ پادشاه هم به دنبال محبت است. هر چند از تون‌دار حمام خوشش نیامده که چرا با او این برخورد را داشته؛ اما به دنبال محبت است. همه ما انسان ها به دنبال محبت هستیم. پس والدین باید به جای سرزنش کردن و غر زدن، به فرزندان با محبت نگاه کنند تا فرزندان از اتاق هایشان بیرون بیایند. اتاق بسته برای کودکان و نوجوانان سم است؛ چون ما نمی دانیم که در آن اتاق‌ها چه می‌گذرد. بنابراین ما باید با محبت کردن، به اتاق‌ها وارد شویم و بدانیم که به آنها چه می‌گذرد.