خبر صبح/ گروه جامعه: چرا امام علی(ع) با وجود طرفداران بسیار در جامعه و حق آشکار ایشان برای زمامداری مسلمین، سکوت پیشه کردند؟ پاسخ این پرسش مهم تاریخی را باید در تلاش حضرت امیر برای حفظ وحدت مسلمین دانست. آن حضرت مقابله با ابوبکر و عمر در برابر احتمال گسستن وحدت مسلمانان و بروز شکاف در جامعه نوپای اسلامی را جایز ندانستند و از حق خود گذشتند و حتی در طول خلافت سه خلیفه، ابوبکر، عمر و عثمان آنها را  از مشورت‌های خود در زمینه اداره امور مسلمین بهره‌مند کردند. ایشان پس از ترور عثمان نیز از قبول خلافت خودداری می‌کرد. چنانچه در خطبه معروف خود فرمودند اگر نبود هجوم فوج  فوج مردم و اصرار آنها بر قبول خلافت، افسار این شتر را بر گردن آن می‌نهادم تا هرکجا می‌خواهد برود.

اگر به سیاست اخلاقی امام علی (ع) نگاهی بیندازیم، در می یابیم که تلاش‌های مستمر ایشان برای جلوگیری از شروع جنگ جمل بود.  در واقع، علی (ع) آغازکننده جنگ نبود. در جنگ صفین نیز،  امام بارها معاویه و لشکر شام را به اطاعت از احکام الهی و پایان درگیری فراخواندند و در حین جنگ نیز با وجود تلاش لشکر مقابل برای بستن آب، از مقابله‌به‌مثل خودداری کردند که این مسئله یادآور اعتقاد آن حضرت به رعایت اخلاق و حقوق انسانی حتی در طول جنگ است. اگر ماجرای حکمیت و نتیجه آن را از نظر بگذارنیم در می‌یابیم که در جبهه علی(ع)، یک دسته او را متهم کردند که در امامت خود شک داشته و با تن دادن به حکمیت از دین خارج ‌شده است. انشقاقی که نقطه آغاز خوارج شد و حیاتشان در طول تاریخ اسلام تا امروز نیز ادامه یافته است. خوارج بنا بر اعتقاد افراطی خود، مخالفانشان را واجب القتل می‌دانستند و حتی زن و فرزندان آنان را نیز مستثنا نمی‌دانستند اما حضرت علی(ع) تا زمانی که آنها دست به شمشیر نبرده بودند، با آنها مقابله نکرد و حتی حقوقشان از بیت‌المال را قطع نکرد. پس از ضربت خوردن حضرت علی(ع) به دست ابن ملجم، ایشان در وصیت خود چند موضوع مهم شامل رسیدگی به ایتام، ملاحظه همسایه، توجه به قرآن، امربه‌معروف و نهی از منکر و مهم‌تر از همه حفظ وحدت در میان جامعه را محور قرار دارند. تاکید ایشان بر وحدت جامعه اسلامی به این معنا بود که  این حضرت فاصله گرفتن مسلمانان بر سر مسائل سیاسی را جایز نمی‌دانستند./ فضل اله صلواتی