خبر صبح/ گروه گزارش: دور میدان جهاد (نصف راه) ایستاده ام. ظاهرا همه چیز عادی است. ساعت از ۲ گذشته است و مردم در حال رفت و آمد هستند. تاکسی‌های زردرنگ از یک طرف می‌روند به طرفی دیگر. اتوبوس‌های خط واحد مسیر همیشگی شان را طی می‌کنند. هواپیمایی که بالای سرم در دل آسمان پرواز می‌کند می‌گوید آن بالا هم همه چیز مثل سابق است. مردم از پیر و جوان و بزرگ و کوچک دارند می‌روند و می‌آیند. تنها چیزی که متفاوت جلوه می‌کند ماسک‌هایی است که روی صورت عده‌ای نشسته است و روی صورت عده‌ای نه. مسیرم را می‌اندازم توی خیابان راه آهن. از حاشیه ادامه می‌دهم و می‌روم جلو. راه زیادی نرفته ام که بنر روی بانک اما می‌گوید اوضاع آن قدر‌ها هم که ما فکرش را می‌کنیم عادی نیست: «با عنایت به شیوع گسترده بیماری کرونا، در صورت بسته بودن این شعبه به یکی از شعب زیر مراجعه کنید.» در پایان هم آدرس چند شعبه دیگر را نوشته اند تا مراجعه کنندگان برای دریافت خدمات به آنجا رجوع کنند. این همان بانکی است که عکسش در کانال‌های شبکه مجازی تبریز دست‌به‌دست می‌شد و تاثر کاربران را برانگیخته بود.

می‌روم نزدیک تر. دست هایم را سایه بان چشمان و سرم می‌کنم و صورتم را می‌برم نزدیک شیشه بانک. یک شعبه کوچک و جمع وجور است اما بیشتر مردم و کسبه اطراف بانک می‌گویند که برخی از کارمندان آن به کرونا مبتلا شده و در نتیجه تصمیم گرفته اند تا شعبه را تعطیل کنند. بانک خالی، صندلی‌ها خالی و در‌ها بسته و قفل شده است. ظاهرا تنها چیزی که آن میان قادر به جولان دادن است فقط و فقط خود کروناست. وحشتناک است. حس می‌کنم همین هوایی که اطرافم جریان دارد، همین شیشه‌هایی که سرم را چسبانده ام بهش تا داخل بانک را بهتر و دقیق‌تر رصد کنم، همین آدم‌هایی که دوروبرم می‌پلکند و همه چیز و همه چیز، آمیخته با این ویروس است.


مراقب باشیم جای دیگری تعطیل نشود

با یکی از کسبه‌ی اطراف بانک هم کلام می‌شوم. از اوضاع بانک می‌پرسم و اینکه چه شده و چه نشده است. می‌گوید: «کرونا بیداد می کند ظاهرا در این بانک هم برخی از کارمندان مبتلا شده اند و تصمیم گرفته اند تا بالکل بانک را تعطیل کنند.» می‌پرسم: «این روز‌ها که ظاهرا بانک‌ها خوب دارند پروتکل‌های بهداشتی را رعایت می‌کنند. دولت استفاده از ماسک را اجباری کرده و دریافت خدمات از ادارات را در ازای استفاده از ماسک ممکن کرده است. چند روز پیش که خودم به بانک رفتم این چیز‌ها را به چشم خودم دیدم. توی این باجه‌های خدمات بانکی هم از ازدحام بیشتر از دو سه نفر معمولا جلوگیری می‌کنند.» می‌گوید: «والا مردم همیشه فکر می‌کنند این اتفاق برای دیگران است و برای خودشان نه. ولی فقط توی محیط به این کوچکی کافی است تا یک نفر مبتلا بوده و رعایت نکرده باشد. مثلا توی سلام و احوال پرسی‌ها یا روابطی که به هرحال ناخودآگاه بین کارمند‌های یک مجموعه پیش می‌آید.»

دوباره می‌ایستم روبه روی بانک. درست مقابل دوربینی که کار گذاشته اند. اگر کسی داخل مجموعه بود و از دوربین، بیرون را رصد می‌کرد حتما به من مشکوک می‌شد که چقدر دارم این حوالی می‌پلکم. به کرونا فکر می‌کنم، به جان‌هایی که گرفته، به خسارت‌هایی که زده، به حال و روز ناخوشایندی که به وجود آورده است. دوباره مسیری را که رفته ام برمی گردم. کمی آن سوتر و در خیابانی دیگر روبه رویم یک رستوران است. خیره می‌شوم به در ورودی اش که هرچند ثانیه یک مرتبه باز و بسته می‌شود. یک خانم و آقای مسن از در می‌آیند بیرون. ماسک هم دارند. یک خانم جوان با مانتووشلوار اداری می‌رود داخل. ماسک ندارد. دو پسر جوان دیگر شانه به شانه هم وارد رستوران می‌شوند، بدون ماسک. یک خانواده چهارنفره از رستوران می‌آیند بیرون، درحالی که یک پرس غذا هم دستشان مانده است. پدر ماسکش روی چانه است، اما خانم و دو فرزند کوچک، هرسه شان، ماسک‌ها را کیپ صورتشان کرده اند. همین چند وقت پیش بود که مینو محرز، عضو کمیته کشوری ستاد مبارزه با کرونا، از رستوران‌ها و مراکز تهیه و تولید غذا به عنوان یکی از مراکز مستعد انتقال کرونا صحبت کرده بود و به دلیل رعایت نکردن فاصله اجتماعی، حضور در یک محیط بسته و استفاده نکردن از ماسک گفت که این مکان‌ها به شدت آمار مبتلایان به کرونا را افزایش می‌دهند.

آمار‌ها اصلا شوخی نیست

آذربایجان شرقی وضعیتش قرمز است. آمار‌ها می‌گویند میزان مرگ ومیر‌های ناشی از کرونا ۲‌برابر و میزان بستری‌ها ۴ برابر نسبت به ماه‌های ابتدایی شیوع کرونا افزایش داشته است. در این میان، مکان‌هایی مثل بانک‌ها جزو مکان‌های پرخطر محسوب می‌شوند. به نظر می‌رسد بانک مرکزی به عنوان متولی و سیاست گذار امور بانکی در این روز‌های کرونایی باید اقدامات اساسی‌تر و پیش گیرنده تری را در نظر بگیرد. کاهش ساعات کاری بانک‌ها آن هم برای یک بازه زمانی کوتاه، نه تنها کارایی و اثربخشی لازم را نداشته بلکه ظاهرا فشار و استرس بیشتری را هم به مردم منتقل کرده است تا در همان زمان محدود خود را به بانک‌ها برسانند و به هر شکل ممکن کار خودشان را انجام بدهند. افزایش سقف برداشت وجه نقد از دستگاه‌های خودپرداز، بالا بردن سقف انتقال وجه به صورت کارت به کارت، تمدید تاریخ انقضای کارت‌ها و افزایش پذیرش شمار تلاش‌های ناموفق متوالی برای رمز دوم هم ظاهرا چندان کارساز واقع نشده است. این در حالی است که هنوز اقدامات مؤثرتری مثل احراز هویت الکترونیکی، امکان افتتاح حساب به صورت غیرحضوری، ایجاد راه‌های ارتباطی غیرحضوری بیشتر به منظور دریافت خدمات الکترونیک، ممنوعیت کامل دریافت و پرداخت وجه نقد و… از جمله کار‌هایی است که باید انجام شود یا دست کم تلاش شود تا در دوره بلندمدتی که قرار است با کرونا دست و پنجه نرم کنیم، محقق شود و مهیا.