خبر صبح/ گروه جامعه: در بین شهروندان سایر استان ها تبریز همواره شهر متدین شناخته شده است. مردمانی با فرهنگ و اصیل که اعتقادات و دین نقش پر رنگی در زندگیشان داشته است. این را می توان در تاریخ پر آوازه ی این شهر به عنوان اولین پاییخت تشیع جستجو کرد. اما این روزها حال تبریز از بابت برخی مسائل خوب نیست. یکی از آنها وضعیت پوشش بانوان شهرمان است. روزگاری بود که دیدن بدحجابی در کوچه و محل برای اهالی آنجا غیر طبیعی می نمود و مردم به چشم دیگری به آن شخص نگاه می کردند. اما امروز وضعیت به گونه ای تغییر یافته است که گویا بدحجابی مد رایج زمانه شده است و حجاب محصور…

وضعیت حجاب در تبریز به گونه ای رقم خورده است که اگر خانواده ای نه چندان متدین!!! برای مدت کوتاه از خیابانی هایی مانند ولی عصر، آبرسان، شهناز و… برای خرید یا گذرگاه استفاده کند، چیزی جز رواج بی حیایی را تجربه نخواهد کرد. دختران و زنان شهر من تبریز، چنان خود را می آرایند که بی حجابان کشورهای غیر اسلامی چنان نمی کنند. دل یک دغدغه مند زمانی بیشتر به درد می آید  که مردان همین شهر که به غیرت و مردانگی  شهره هستند، سینه سپر می کنند و ناموس بزک کرده شان را دوشا دوش خود در خیابان ها به نمایش می گذارند. بدتر از همه ی آنها تغییر دیدگاه ها و ارزش هاست. جامعه ی ما به سمت ارزش دهی به افراد بدحجاب است. همه ی ما شاید بارها شاهد تفاوت نحوه ی برخورد یک فروشنده با یک فرد بدحجاب و یک فرد محجبه بوده ایم. ادارات و بانک و مراکز مختلف دیگر هم به سمت ارزش دهی به این افراد قدم برمیدارند. سابق بر این فرد بدحجاب وقتی در جمعی ظاهر می شد ناخودگاه ترد شده محسوب می شد ولی چندین سال است که این روال حالت عکس به خود گرفته و محجبه ها در ستیز شکستن حصرهاست. آن جا که داشتن ظاهر آراسته و روابط عمومی بالا ملاک استخدام شرکت های خصوصی شد باید زنگ خطر تغییر عقیده ها زده می شد. اما گویی کسی اعتراضی به وضعیت موجود ندارد!

دور باطل در علت یابی بدحجابی

جوان بدحجاب شهرم می گوید: من این مانتوی جلو باز و ساپورت و ساحلی و روسری نازک و…. را از خیاطی شخصی و خانوادگیم تهیه نکرده ام. همین فروشگاه های شهرم این لباس و نوع پوشش را عرضه می کند، مدل شهرم ایجاب می کند و من تنها یک استفاده کننده هستم.

فروشنده البسه می گوید: خواست بازار ایجاب می کند. وقتی گرایش جامعه و مشتری را به سمت اجناس خاص  می بینم ناگزیر برای امرار معاش با سلیقه ی مشتری پیش بروم.

امر به معروف کنندگان داستان را پیچیده تر از آن می دانند که با یک امر به معروف و نهی از منکر ساده حل شده قلمداد شود. امروز نه زمانه زور است که  زمینه را برای تاختن روشنفکران غرب‌گرا فراهم کنیم و نه زمان قدیم که جامعه روال خود را در دین و اعتقاد داشته باشد.

مسئولین و متولیان امور کشوری و استانی هم اغلب در پی صدور بیانیه و سخنرانی شرح واقعه بدون ارائه راهکار هستند.

فرد به فرد افراد جامعه و مسئولین عقیده و نظر خود را دارد. کمتر مسئول دغدغه مند پیدا می شود که قدم های آنچنانی برای حل این مشکل برداشته باشد. این را می شود از پیشرفت روز به روز بدحجابی مشاهده کرد. شوربختانه حجاب به مانند خیلی از مسائل فرهنگی  و ریشه ای متولی خاصی ندارد که در این زمینه پاسخگو باشد! این می شود که در دور باطل حل مشکل،  بدحجابی روز به روز در باور مردم رسوخ پیدا می کند و هر روز با نمود و وسیله ای تازه تر خود را ارائه می دهد.

خوب، بد، زشت…

از بانوان بی حجاب نشسته در ماشین که ادعای حریم شخصی دارند، بگذریم می رسیم به دوچرخه سواران مدعی سلامتی که به نام ورزش با هر نوع پوشش که دلشان می خواهد انزار عموم را محل تفریحات شخصیشان قرار داده اند. عده ای این مسئله را با عنوان دوستدار محیط زیست و ورزش قلمداد می کنند ولی این توجیه آن زمان می تواند تایید شده باشد که این اقدامات بیشتر برای آقایان که می توان گفت بیشتر از خانم ها رانندگی می کنند باید اجرایی شود. و چنانچه از دیدگاه ورزش هم نگاه کنیم بازهم توجیه آنچنانی برای دوچرخه سواری یک  بانوی مسلمان آن هم با طرز پوشش نامناسب را در پی ندارد چرا که بانوانی که مایلند با دوچرخه سواری ورزش کنند، می تواند در پارک های بانوان که در سطح شهر وجود دارد و مخصوص استفاده بانوان است به این ورزش بپردازند و نیاز ورزشی خود را برطرف کنند.

سر صحبت را با چند نفر از بانوان شهرمان که منتظر اتوبوس هستند باز می کنم. خانم جوانی تمام عیار از دوچرخه سواری خانم ها دفاع می کند و می گوید: بالاخره باید از یک جایی شروع شود. تا کی مردم به دید بد به دوچرخه سواری خانم ها نگاه کنند.

این شهروند تبریزی می گوید: البته خانم ها هم باید مراعات کنند. نحوه پوشش خیلی مهم است. وقتی خانمی با رعایت حجابش- منظورش پوشش مانتو- می تواند از این وسیله به عنوان وسیله ی ورزشی یا هر عنوان دیگر استفاده کند، چرا باید محدود باشد.

وی اضافه می کند: یک زمانی رانندگی خانم ها آنقدر کم بود که مردم به رانندگی خانم ها با دید متفاوتی نگاه می کردند ولی امروزه دیگر این حرکت ها جا افتاده هستند. روزی می رسد که دوچرخه سواری هم عادی می شود و مسلما بعد از آن نوبت موتورسواری خانم هاست.(می خندد)

خانم میانسالی هم به بحث اضافه می شود و می گوید: دوچرخه سواری خانم ها در کل چیز بدی نیست ولی با چهارچوب دوچرخه های موجود ایرانی مناسب شان خانم مسلمان نیست. مخصوصا اینکه عده ای اصلا مراعات حجاب را نمی کنند.

وی ادامه می دهد: من چند سالی در  کشور مالزی زندگی کرده ام. خانم های این کشور هم مانند ما مسلمان هستند و به راحتی از دوچرخه استفاده می کنند با این تفاوت که دوچرخه آنها به گونه ای طراحی شده است که برای فیزیک بدنی خانم ها مناسب هستند. استفاده از این نوع دوچرخه ها به خودی خود مانع از هتک حرمت جایگاه زن می‌شود.

صحبت از دوچرخه سواری خانم با حرف های بانوی جاافتاده ی جمع پایان می یابد وی می گوید: یک سری از کارها هستند که مناسب شان و جایگاه خانم ها نیستند به نظر من دوچرخه سواری هم از آن دسته از کارهاست./ فرزانه اسدزاده