خبر صبح/ گروه جامعه: تنوع زیستی از منظر قومی، زبانی و فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران ، پیشینه های فرهنگی و تاریخی و اشتراکات فرهنگی در همسایگی با کشورهای مختلف و استان های غیر هم زبان و غیره نشان از اهمیت توجه به آمایش سرزمینی فرهنگ در این جغرافیای پهناور دارد. نگاهی ساده و حتی سطحی به این تنوع ها حاکی از آن است که مدیران فرهنگی در ایران نقش به سزایی در پیشرفت و پسرفت اراده‌های مردمی نسبت به مسائل اجتماعی دارند و گاه یک انتخاب یا انتصاب نادرست می تواند خسارت های جبران ناپذیری به فرهنگ بومی آن منطقه بگذارد.

تعاریف

فرهنگ: از فرهنگ تعاریف متعددی ارایه شده است که متجاوز از ۱۶۰ تعریف می‌باشد که بعضی از این تعاریف مفهوم عام و برخی دیگر مفهوم خاصی از این واژه را به دست می دهند.

یکی از اولین تعاریف نسبتاً جامع از فرهنگ در سال ۱۸۷۱ توسط تایلور (E.B.Taylor) ارایه شده است. (همایون، ۱۳۵۸). این مردم شناس انگلیسی اعتقاد داشت که فرهنگ عبارت است از مجموعه پیچیده‌ای از علوم، دانش‌ها، هنرها، افکار، اعتقادات، قوانین و مقررات، آداب و رسوم، سنت ها و به طور خلاصه کلیه آموخته ها و عاداتی که یک انسان به عنوان عضو جامعه اخذ می کند.

به اعتقاد «سمئر» جامعه شناس امریکایی، فرهنگ مجموعه آداب و رسوم و سنت ها و نهادهای اجتماعی است. اسپنسر در کتاب اصول جامعه شناسی خود از فرهنگ به عنوان محیط فوق جسمانی انسان یاد می کرد و درصدد جدا ساختن فرهنگ از عوامل جسمانی و طبیعی است. وی اعتقاد داشت که محیط فوق جسمانی خاص انسان است در حالی که انسان از لحاظ دو محیط دیگر (طبیعی و جسمانی) با حیوان دارای وجه مشترک است (محسنی، ۱۳۷۵). شاید لازم باشد تعاریف گوناگونی را که از فرهنگ ارایه گردیده است عنوان کرد، تا مفهوم دقیق تری از این پدیده ذهنی و ناملموس به دست آید.

از تعاریف فوق یک وجه مشترک می توان یافت و آن وجود سلسله ای از باورها و اعتقادات عجین شده در انسان است که ضمیر ناخودآگاه او را هدایت می کند و به قول «ادگار شاین» لایه مصنوعات و ابداعات، ارزش ها و مفروضات اساسی وجود انسان را اشغال کرده است. (Edgar Shain , 1987)

تنوع فرهنگی: غالباً به مفهوم گوناگونی فرهنگ و در معیاری وسیع تفاوت فرهنگ جوامع مختلف انسانی در مناطق مختلف زمین است.( فرهنگ علوم اجتماعی- نوشته‌ی گولد و کولب – ترجمه‌ی محمد جواد زاهدی-نشر مازیار- چاپ دوم ۱۳۸۴- ص ۲۷۱)

رسانه: واژه‌ی رسانه در زبان فارسی واژه‌ی نسبتاً جدیدی محسوب می‌شود. این واژه که گاه به معنای مفرد و گاه به معنای جمع به کار می‌رود، معادلی برای واژه‌ی Medium  (رسانه) و نیز Media  (رسانه‌ها) است. همان‌طور که از واژه‌ی رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه، رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های من و شما به فرد یا افراد دیگر. مستقل از تاریخچه‌ی این واژه، امروزه معمولاً آنچه به عنوان رسانه در گفتگوها و مقالات و نوشته‌های ما مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه های ارتباطی (Communication Media) اشاره دارد.

آمایش سرزمین: شامل تنظیم روابط و کنش‌های متقابل بین عوامل انسانی، اقتصادی و عوامل محیطی به منظور ایجاد سرزمینی مبتنی بر بهره‌گیری بهینه و پایدار از استعدادهای انسانی و محیطی می‌باشد. به عبارت دیگر مطلوب‌ترین، عادلانه‌ترین و پایدارترین آرایشی که به سه مولفه مهم جمعیت، سرمایه و منابع طبیعی و محیطی در یک منطقه یا سرزمین داده می‌شود، برنامه آمایش سرزمین اطلاق می‌گردد. (دکتر حمید قیومی تعریف و تبیین علم آمایش سرزمین)

 آمایش سرزمین به معنای بهره‌برداری بهینه از امکانات در راستای بهبود وضعیت مادی و معنوی و در قلمرو جغرافیایی خاص است. در این طرح مزیت‌های فضای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی، ساماندهی و نظام بخشی می‌شود. این کار با هدف ایجاد رابطه منطقی بین توزیع جمعیت و انجام فعالیت‌ها در پهنه سرزمین با توجه به ویژگی‌های فضایی مناطق است. بر اساس تعاریف و مفاهیم متفاوت از توسعه، برداشت‌های گوناگونی نیز از آمایش در ابعاد، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی آن ارائه شده است. در فرهنگ لغات لاروس، آمایش چنین تعریف شده است: بهترین نوع توزیع جغرافیایی فعالیت‌های اقتصادی با توجه به منابع طبیعی و انسانی.

خط مشی عمومی: در یک تعریف عام و خلاصه می‌توان خطﻣﺷﻲ عمومی را تصمیمی دانست که در قبال یک مشکل عمومی اتخاذ میﺷود.(قلی پور،۱۳۸۹: ۹۶) طبق نظر ویلیام جنکینز در کتاب «تحلیل سیاست‌ها»، خط مشی عمومی مجموعه‌ای از تصمیمات به‌هم ‌وابسته است که به‌وسیله گروه‌ها یا بازیگران سیاسی با هدف دستیابی به اهداف خاص یا به‌دست آوردن ابزار مناسب برای دستیابی به آن اهداف اتخاذ می‌شود.(Jenkins, ۱۹۷۸:۱۰ )

از نظر جان دیویی(Dewey,۱۹۷۲:۱۲-۱۶) مسائل و مشکلات را ﻣﻲتوان به دو بخش عمومی و خصوصی تقسیم کرد. چنان چه مسائل و مشکلات دارای تأثیر عمیق، فراگیر و گسترده باشند عمومی محسوب ﻣﻲشوند و مردم در مواجهه با آنها نقشی فعال داشته و به سازماندهی نیروها پرداخته و برای حل آنها اقدام ﻣﻲکنند. اما اگر گسترۀ تأثیر آنها محدود باشد، جزو مشکلات خصوصی ﻣﻲشوند که معمولاً از پشتیبانی و حمایت کافی مردم برخوردار نیستند و مشمول تعریف خط مشی عمومی نمی شوند. البته باید توجه داشت که خطﻣﺷﻲ فقط اتخاذ تصمیم نیست بلکه فرایندی است، شامل تمامی اقداماتی که از زمان احساس مشکل شروع شده و به ارزیابی نتایج حاصل از اجرای خطﻣﺷﻲ ختم میﮔردد.

 بر این اساس فرایند تدوین خط مشی نیازمند پشتوانه‌ای از علوم مختلف خواهد بود. سیاستگذاری یا “خط‌مشی‌ گذاری عمومی” شاخه‌ای نوین از علم سیاست است که با توجه به عرصه عمومی آن و چند وجهی بودن مسائلی که خط‌مشی‌ها برای حل آنها تدوین می‌شوند از علومی همچون حقوق، اقتصاد، جامعه شناسی و روان شناسی به تناوب و تناسب بهره مند می شود(مولر،۱۳۷۸: ۱۱)

 

قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

« وسائل ارتباط جمعی (‌رادیو تلویزیون) باید در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از ‌برخورد سالم اندیشه‌های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلتهای تخریبی و ضد اسلامی جداً پرهیز کند» صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می‌باید از طریق دادن آگاهی‌های مکتبی، سیاسی و اجتماعی و ایجاد احساس مسئولیت در مردم و افشای ‌توطئه‌ها و نقشه‌های دشمنان داخلی و خارجی انقلاب در جهت حفظ و تداوم انقلاب تلاش نماید و زمینه را برای رشد و شکوفایی استعدادها و‌ باروری خلاقیت‌های انسان تا مرز خلیفه‌اللهی آماده نماید.

رسالت ارشادی و پیامبرگونه این رسانه عمومی، حضور فعال در کلیه جریانات اجتماعی و‌ ایجاد روحیه امید و اعتماد در جامعه است. همچنان که باید واقعیت‌های تلخ و خطراتی که امت را تهدید می‌کند پیشگویی کرده و به موقع هشدار دهد ‌مردم را به سوی خیر و کمال مطلق دعوت نموده و در تنگناها و مشکلات راهگشای روشنی بخش باشند. بدیهی است که صدا و سیما هرگز نباید خود ‌را مرجع حل مشکلات قلمداد نماید، بلکه تنها با ایفای نقش ارشادی و آگاهی دهنده، زمینه ساز حرکتی شتاب‌گیر و انقلابی در متن جامعه اسلامی ‌باشد. در این راه باید کلیه رویدادها و وقایع را آنگونه که هست به اطلاع مردم رساند و با بهره‌گیری از خلاقیت‌های هنری و اندیشه‌های پربار به آموزش‌فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، علمی، فنی و هنری و بالا بردن سطح آگاهی و دانش جامعه بپردازد.

نگاهی گذرا به ۹ فصل و ۶۵ ماده درج شده در قانون خط مشی کلی و اصول برنامه‌های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد اصولی جامع و کامل بر این رسانه تدوین شده اما گاه سلایق و نظرات مدیران اعم از مدیران ملی و استانی باعث کم رنگ شدن این خط مشی شده است. به طور مثال چند عنوان از این اصول را در اینجا  ذکر می کنیم:

‌ماده ۵ – صدا و سیما باید به مثابه یک دانشگاه عمومی به گسترش آگاهی و رشد جامعه در زمینه‌های گوناگون مکتبی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی،‌اقتصادی و نظامی کمک نماید.

ماده ۶ – ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط اسلامی.

ماده ۷ – صدا و سیمای جمهوری اسلامی متعلق به تمامی ملت است و باید منعکس‌کننده زندگی و احوال تمامی اقوام و اقشار مختلف کشور باشد .‌بدیهی است که در این میان تکیه اصلی باید بر اکثریتهای اعتقادی (‌مسلمانان)، اقتصادی (‌مستضعفان) و سنی ‌(کودکان و نوجوانان) باشد.

ماده ۸ – به موجب آیه شریفه “‌واعتصموا بحبل‌اله جمیعاً و لاتفرقوا” حرکت کلی صدا و سیما باید در جهت وحدت، الفت، و انسجام هر چه بیشتر‌جامعه و برحذر داشتن مردم از پراکندگی و تفرقه باشد.

ماده ۹ – پذیرش انتقادات و نظرات سازنده مردم و ایجاد رابطه متقابل با جامعه و منظور داشتن این وسیله به صورت جزیی از کل نظام اجتماعی‌جهت غنی کردن برنامه‌ها و نفی تأثیر یک جانبه.

حضور هنرمندان و فعالان حوزه رسانه در شبکه های سراسری به قدمت تولد آنهاست اما با این حال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امکان حضور و فعالیت هنرمندان به اصطلاح شهرستانی در صدا و سیما رشد چشمگیری داشت و ایجاد رشته‌های مرتبط با آن مانند کارگردانی ، نمایشنامه نویسی ، بازیگری ، گریم و …. موجب ایجاد انگیزه برای جوانان مستعد در این عرصه بود .

هدف از افتتاح اولین شبکه استانی به نام شبکه تهران در تاریخ پنجم آذرماه ۱۳۷۴ که قریب ۲۵ سال از آن می‌گذرد تا شبکه البرز (کرج)، که  چهارم خرداد ۱۳۹۲ افتتاح شده  بدون شک بهره‌مندی از چهره‌های شناخته شده استانی و توجه به جغرافیای بومی بویژه در حوزه فرهنگ و رسانه بوده است. ارتقا و افزایش تولیدات استانی ، معرفی استعداد‌ها و توانمندی‌های بومی و بسترسازی برای رشد و تعالی هنرمندان بومی در کنار عواملی چون پرداخت به مضامین فرهنگی و آداب و رسوم هر منطقه و ارایه اخبار و گزارش‌های جامع و کامل‌تر در مسائل مختص بومی و منطقه‌ای در شبکه های استانی لحاظ شده است.

اما انتصاب و بکارگیری و انتقال چهره‌های شاخص بومی به زادگاه و محل رشد و تعالی آن ها می تواند موجب اعتلا و ارتقای روحیه اقشار مختلف و الگو سازی مناسب برای جوانان و تحصیل کردگان باشد. اتفاقی که  نقطه برعکس آن می‌تواند موجب یاس و ناامیدی و زوال استعدادهای فرهنگی و هنری را شامل شود و  متاسفانه این مسئله طی سال‌های اخیر باعث دلسردی ، مهاجرت و سرشکستگی سرمایه‌ها و گنجینه‌های معنوی و فرهنگی جغرافیای بومی بسیاری از مناطق ایران شده است. با این اوصاف و احوال چشم انداز شبکه‌های استانی در حفظ، صیانت و اعتلای فرهنگ و روحیه فرهنگی در مقیاس بومی و ملی چیست؟/ داود هوشنگ