خبر صبح/ گروه جامعه: در سطح شهر تبریز اماکنی برای زندگی شهروندان وجود دارد که در مقابل شرایط برخی روستاها روستاتر به حساب می‌آیند. مسیر انتهای رواسان به اندیشه کنار پادگان نیروی هوایی یکی از آنهاست. شب‌های این کوچه پس کوچه‌ها حتی تاریکیشان هم شبیه روستاهای دورافتاده است. یک طرف بیابان پادگان و طرف دیگر خانه‌های پناهگاه مانند با کوچه های خاکی! اما زندگی “سامان” و همسر و پسرش نه در ساختمان سنگی و نه در محیط پناهگاه مانند، بلکه در زیر بنر پلاستیکی و کارتن‌هایی است که برای امرار معاش خانواده‌اش جمع کرده، بنا شده است. از طریق یکی از دوستان شبانه به محل زندگی خانواده‌ای که در دمای بارانی و سرد چند روز اخیر شهر تبریز در محلی که تنها به اندازه دراز کشیدنشان طول دارد، می‌روم. فضای عجیبی حاکم است صدای زوزه سگ‌های ولگرد و فضای خوفناک اطراف سبب می‌شود سراغ همسایه‌ها رفته و جویای احوالشان شوم. کل داستان ختم می‌شود به پدر و مادری که هر دو مصرف کننده هستند و بچه‌ای که با کوله‌باری از حسرت‌ها، زندگی کودکانه دارد!

گذشته هر چه بوده و صاحب‌خانه چگونه از سر کلافگی و … چندتکه وسایل را بیرون ریخته مربوط به قبل از آن است که کسی زندگی این خانواده را زیر بنر با طول دو در دو ببیند و بی‌تفاوت باشد. روز جمعه‌ای شروع می کنم به تماس گرفتن. از ۱۳۷ شروع می‌کنم که فکر می کردم خط مقدم جمع‌آوری کارتن خوابهاست!

اصلا اجازه توضیح اضافه را نمی دهد! جمع آوری معتادان وظیفه ی ۱۱۰ است و قطع می کند! بی‌درنگ با ۱۱۰ تماس می‌گیرم اما نه برای معتاد بودنشان برای بی‌خانمان بودنشان! «رسیدگی به امورات این چنینی از طرف سازمان بهزیستی صورت می گیرد با آنها تماس بگیرید!»

جمعه است و کسی پاسخ گوی ۱۲۳ و یا به اصطلاح اورژانس اجتماعی نیست. شنبه اول وقت موفق می‌شوم با این سامانه صحبت کنم، شرایط را توضیح می‌دهم اما آنها گویا در مراجعه‌ای موفق به جدا کردن فرزند از پدر و مادر نشده‌اند و در تماس دوم با کمال تعجب از ادامه حضور آنها در آن منطقه پرونده را در دست اقدام اعلام می‌کنند!

اما سروسامان دادن اوضاع بچه مطمئنا تنها حلّال مشکلات این خانواده نیست! شبهای منتهی به روزهای پایانی تابستان تبریز سوزناک‍تر از آن است که یک بنر و چند تکه کارتن چاره ساز زندگی یک خانواده آن هم در این شرایط ویژه سلامتی باشد! ذهنم سراغ گرم‌خانه‌هایی می‌رود که در صحبتهای مسئولین شهری جایگاه ویژه‌ای دارد! دوباره به سامانه‌ای برمی‌خورم که وظیفه‌ی خود را جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها ندانسته است. اما مطالعه‌ی شرح  وظایف- به شرح ذیل- علامت سوالی در ذهنم می‌گذارد که چرا این سامانه‌ها تنها در حد حرف و شعار هستند! نشان به آن نشان که نزدیک یک ماه است از طرف هیچ نهادی به وضعیت این خانواده رسیدگی نشده است!

شرح وظایف سامانه ۱۳۷:

استفاده از سامانه ۱۳۷ در حوزه مدیریتی دارای برکات و فواید ویژه ای خصوصا در حوزه مدیریت شهری است که از جمله به ایجاد مرکز هدایت و کنترل، ساماندهی فوریت های خدمات شهری، شناخت مسایل و مشکلات مبتلا به مردم و برقراری پل ارتباطی بین شهرداری و شهروندان را می توان نام برد.

موضوعاتی که شهروندان در خصوص آن با سامانه ۱۳۷ ارتباط برقرار می کنند شامل موارد ذیل است :

خدمات شهری و عمرانی :

آسفات، جدول گذاری، آبیاری درختان، جمع آوری زباله، لایروبی، رفع آبگرفتگی، برف روبی، رفع لغزندگی، نصب پل عابر، احداث خیابان، کشتارگاه، احداث فضای سبز، احداث اماکن فرهنگی، هنری، ورزش و…

حمل و نقل عمومی و ترافیک شهری:

اتوبوس، تاکسی، مینی بوس، مترو، خطوط عابر پیاده، تابلوهای راهنمایی و رانندگی، مسافربرهای شخصی تحت نظارت تاکسیرانی، پارکومتر، پارکینگ های احداثی توسط شهرداری، پارک های ویژه آموزش ترافیک برای کودکان

اماکن عمومی:

پارکها و فضای سبز، پایانه های مسافربری، گلزار شهدا، مراکز معاینه فنی، میادین میوه و تره بار، ایستگاهای اتوبوس، مترو و…

زیباسازی و چشم انداز شهری:

حذف زوائد فیزیکی، نظافت دیوارها، درختکاری، گلکاری، معابر عمومی، شست و شوی نشانه ها و علامت‌های شهری، نظافت معابر و …

امور اجتماعی و مزاحمت‌های شهری:

سد معبر، جمع آوری متکدیان و کارتن خوابها، اماکن فرهنگی، هنری و ورزشی

ماموریت مرکز : پیام دریافتی از طریق سامانه ۱۳۷، آدرس یابی شده و سپس به صورت پاکت الکترونیکی به رنگ قرمز ثبت و به منطقه یا ناحیه مورد نظر به‌ صورت آنلاین ارسال می‌شود.

هر پیام که از طریق این سامانه به مناطق و نواحی برای پیگیری و اجرا ابلاغ می شود به منزله ابلاغ پیام از سوی شخص شهردار تلقی شده و تمام مناطق و نواحی موظف به رسیدگی سریع به آن هستند!/ فرزانه اسدزاده

(توضیح: عکس تزئینی است)