خبر صبح/ گروه جامعه: اجتماعات بشری از دیرباز تا به امروز که به سرعت رو به تغییر و گسترش نیز می باشند، همواره بر بنیاد و اساس رفتار، ارزش و هنجارهایی بنا گردیده است که می توان به بخشی از آنها با نام اخلاق اشاره کرد. اخلاقیات هر اجتماعی میزان سنجشی است برای کردارهای نیک و بد آن جامعه. نظام اخلاقی جوامع نیز بر اساس آن معیارها تحقق یافته و شکل می گیرند.

اعتقاد خرد ورزان پیوسته بر پیوند عمیق نیک بختی انسان ها با مجموعهً اخلاقیات آن جامعه استوار بوده است. زیرا بقاء و ادامهً حیات آدمی مبتنی بر محدوده‌ی زندگی فردی نبوده و برای دست‌یابی به مراحل رشد و تکامل، پیوند و برقراری ارتباط با دیگر همنوعان امری اجتناب ناپذیر می‌باشد، و ضرورت رعایت اخلاق در راستای هماهنگی و تنظیم این روابط از اهمیت والائی بر خوردار می گردد. از این رو اجماع  نظر بزرگان بر این باور است که، جامعه‌ی فاقد اخلاق نمی‌تواند جامعه‌ای مدنی باشد. زیرا مقبولیت مدنیت اجتماعی بدان جهت است که اخلاقی‌تر باشد. انسان‌هائی که مناسبات و رفتارهایشان را بر پایه‌ی الگوهای مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی قرار دهند در مسیر راه سعادتمندانه‌تری قرار می‌گیرند. حال اگر جامعه‌ای از این محوریت و ستون اخلاقی محروم گردد، چه معیارهایی را برای سنجش خوب و بد و توجیه رفتارها و تنظیم مناسبات درونی خود خواهد داشت؟ طبیعی است که بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی و شیوه‌های نامعقول سیاسی و کج روی‌های سیاست‌مداران، ریشه در نزول اخلاقیات آن جامعه  قرار دارد.

غفلت از موضوع اخلاقی از سوی آحاد جامعه، به تدریج  زمینه های انحطاط و زوال اجتماعی  را فراهم ساخته و وضعیت نابهنجاری را در مناسبات فردی، اجتماعی و سیاسی به وجود می آورد و تا زمانی که به باورمندی‌های اخلاقی و انسانی نرسیده باشند هر نوع قانون شکنی، ارتکاب جرائم و نادیده انگاشتن محور پایداری و سکون جامعه یعنی عدالت از سوی چه بسا همگان و به ویژه مسئولین، امری عادی محسوب گردیده و برخورداری از کرامات همنوعان و چشم  داشتن به آینده‌ای نیک و امیدبخش چه بسا  آرزوئی بیش نخواهد بود. /مهدیقلی رشیدی مقدم