خبر صبح/ گروه جامعه: رابطه شغل و تحصیلات ممکن است یک رابطه کاملا معکوس باشد. نمی‌توان گفت افراد تحصیل‌کرده از شعور بالایی برخوردارند و آنها که از تحصیلات کمتری برخوردار هستند سطح شعور و فهم اجتماعی کمتری دارند. چه بسیار از افرادی که با تحصیلات عالیه و در بالاترین پست‌های شغلی دون‌ترین افراد از لحاظ شعور اجتماعی باشند و به زیردستان خود ستم کنند. شعور اجتماعی باعث پیشبرد اهداف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افراد در جامعه می‌شود و این سرمایه گرانقدری است که منجر به تشویق افراد به همکاری و مشارکت در تعاملات اجتماعی و کاهش یا رفع معضلات اجتماعی می‌شود، اما متاسفانه برخی از انسان‌ها از این سرمایه گرانقدر بی‌بهره‌اند. برخی از افراد با اینکه تحصیلات عالیه هم دارند، اما گویی آب در هاون می‌کوبند و با برخوردهای ناروا دیگران را مضحکه دست خویش می‌کنند. آنچه حسین علیان، پژوهشگر مدیریت استعداد از آن سخن می‌گوید این است که در ایران برخی افراد تحصیل کرده وارد شغل‌های مهمی می‌شوند، اما سبک و مهارت زندگی را آموزش ندیده‌اند.

  دانشجویان مهارت زندگی را نیاموخته‌اند

علیان از خودشیفتگی برخی از دانشجویانی سخن می‌گوید که تصور می‌کنند اگر تحصیلات داشته باشند نباید روابط اجتماعی و مهارت‌های زندگی را بیاموزند. او می‌گوید: برخی از افراد با داشتن مدرک دکترا ممکن است یک برخورد اجتماعی ساده را نیاموخته باشند. برخی از دانشجویان تصور می‌کنند چون دانشجوی سطح عالی هستند نیازی نیست که آموزه‌های زندگی را بدانند و این موضوع یک مساله مهم در جامعه است.

پژوهشگر مدیریت استعداد بیان می‌کند: متاسفانه برخی از افراد را می‌بینیم که شغل‌های دهن‌پرکنی دارند، اما در تعریف‌های بی‌شعوری می‌گنجند و فرزندان ما نیز به دلیل این که همکار آنها هستند این رفتار را می‌آموزند و از آنها الگوگیری می‌کنند. برخی از افراد حتی گاهی شعورشان در حد کودکان هم نیست.

 به اعتقاد علیان، چرا یک کانادایی باید درباره انسان‌ها تحقیق کند و بگوید برخی از ایرانی‌ها هنگامی که پشت میز می‌نشینند کم شعوری به آنها دست می‌دهد. چرا باید دیگران درباره ما چنین تصوری داشته باشند؟! زیرا این گونه عمل کردن را خودمان ایجاد کرده‌ایم تا دیگران درباره ما چنین تصور اشتباهی داشته باشند.

حرمت ارباب رجوع را نگه داریم

او در بخشی دیگر از سخنانش درباره برخی از کارمندانی سخن می‌گوید که در ادارات پشت میز نشسته‌اند و هنوز نیاموخته‌اند فردی که در اداره به سراغ آنها آمده است «ارباب رجوع» است. یعنی او ارباب است و تو باید مطیع او باشی و کارش را انجام دهی، اما متاسفانه بی‌حرمتی به ارباب رجوع در ادارات بیداد می‌کند. برخی از کارمندان تصور می کنند تافته جدا بافته‌اند و خودشان را از جنس این مردم نمی‌دانند و هنگامی که ارباب رجوع به سراغ آنها می‌آید با بی‌حرمتی با او سخن می‌گویند و گاهی کارش را به تعویق می‌اندازند و این نشان‌دهنده این است که برخی از افراد انسان‌های دارای شعور نیستند، اما همین افراد ممکن است از لحاظ علمی دارای سطح بالایی باشند، ولی مهارت‌های ارتباطی با افراد را نیاموخته باشند.

 علیان اضافه می‌کند: متاسفانه جهل، حماقت و کم‌شعوری در جامعه رو به افزایش است و در راستای این موضوع، بی‌مهری مردم هم نسبت به یکدیگر زیاد می‌شود.

 

تحصیلات بالا زمینه‌های کارآفرینی را کاهش می‌دهد

وی در بخشی دیگر از سخنانش می‌گوید: در بسیاری از زمینه‌ها تحصیلات بالا زمینه‌های کارآفرینی را کاهش می‌دهد. اکثر کارآفرین‌های بزرگ کشور ما تحصیلات عالیه ندارند. معنی کارآفرین این است که کارش آفرینش است نه اشتغالزایی. متاسفانه برخی از افرادی که استاد رشته‌های کارآفرینی هستند اصلا هیچ گونه کارآفرینی و تخصص در این زمینه نداشته‌اند. این افراد چگونه می‌خواهند به فرد کارآفرین آموزش دهند. این سوال را باید از آنها پرسید که آیا شما یک بار در طول عمرتان کارآفرینی داشته‌اید یا در بخش‌های مدیریتی برخی از استادان این رشته نمی‌توانند حتی پنج نفر را مدیریت کنند یا برخی از استادان رشته کشاورزی حتی نمی‌توانند گندم را از جو تشخیص دهند. آن وقت می‌آیند که فوت و فن کشاورزی را به دانشجویان آموزش دهند یا برخی از مهندسان شیمی در پالایشگاه‌ها حتی از یک موضوع ساده شیمی آگاهی ندارند. قرار نیست ما استادان دانشگاه را به مسلخ بازجویی ببریم، اما هر کدام از آنها باید در رشته‌ای که وارد می‌شوند به آن احاطه داشته باشند.

این استاد دانشگاه در نهایت می‌گوید: مسوولان برخی از صنایع تدریس استادان را در رشته صنعت قبول ندارند، زیرا صنعت هر زمان در حال به روز شدن است و در حال حاضر کتب دانشگاهی قدیمی و کهنه است و با صنعت مرتبط نیست و همین موضوع در برخی از رشته‌های دیگر هم وجود دارد و ارائه پایان نامه در دانشگاه‌ها فقط یک عمل تئوری است و هیچگاه کاربردی نمی‌شود. به اعتقاد علیان، همه کودکان در دوران ابتدایی باید استعدادیابی شوند و اندیشه و استراتژیک مطلوبی برای آنها برنامه‌ریزی شود