خبر صبح/ گروه جامعه: اگر کسی ادعا کند که تا به حال دروغ نگفته است به نظر باید به گفته‌های وی شک کرد. چون متاسفانه دامنه دروغ از نوع مصلحتی آن گرفته تا نوع آسیب‌زای آن به ویژه در کشور ما به قدری زیاد شده که دیگر کسی نمی‌تواند مدعی دروغ نگفتن باشد. اما باید بدانیم که دروغ منشاء و ریشه بسیاری از آسیب‌ها و از جمله گناهان کبیره است، زیرا وقتی دروغ در جامعه گسترش یافت بسیاری از باورها و ارزش‌ها از یاد می‌رود و آسیب‌های جدی جایگزین آن می‌شود. دروغ می‌تواند مانند سیل و زلزله ویران‌گر باشد و فاجعه بیافریند و مانع از احقاق حقوق افراد شود. در توصیف و تعریف شخصی که دروغ می‌گوید می‌توانیم بگوییم فردی است برای اینکه دیگری را در رابطه با موضوعی فریب دهد متوسل به دروغ می‌شود یا می‌خواهد کسی را به وسیله دروغی که می‌گوید شیفته و جذب خود کند یا گاهی بدون اینکه هیچ‌گونه قصد و نیتی داشته باشد این کار را انجام می‌دهد. فرد دروغ‌گو حقیقت و درستی موضوعی را می‌داند و می‌تواند بین گفتن حقیقت یا نگفتن آن یکی را انتخاب کند. اما یکی از رسالت های مهم روانشناسی و مشاوره در بهداشت روان، درمان دروغگوئی افراد است. در این ارتباط به سراغ سرکار خانم ثمین محرابی، کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی رفته و از ایشان درباره این رفتار ناهنجار و راه‌های برون‌رفت از آن به گفتگو نشستیم.

چرا دروغ می‌گوییم

«بی تردید در دنیای پیرامون خود افرادی را دیدیم و می‌بینیم که به راحتی حقیقت را کتمان می‌کنند یا خلاف آن را علنی می‌کنند. گاهی حتی خودمان نیز زبان این نعمت گوهربار آدمیزادی را به چرخش در می‌آوریم و در مسیر نا به جایی از آن بهره می‌گیریم. آیا این مصداق کفران نعمت نمی‌شود؟ در این گفتگو قصد تذکر و اندرز نداریم؛ بلکه قرار است از منظری دیگر از زاویه دید روان‌شناسی به این پدیده شوم ولی شایع در بین اقشار جامعه بپردازیم. سوال مهمی که در گام اول ذهن ما را در این‌باره به خود مشغول می‌کند این است که چرا ما دروغ می‌گوییم. عده‌ای از روان شناسان معتقدند که دلیل این رفتار برای جلب خاستگاه اجتماعی در بین مردم است. درواقع فردی که من رشد کرده و خود واقعی خویش را باور نداشته باشد از دروغ پردازی بهره می‌گیرد تا شأن، مقام و منزلت اجتماعی خویش را ارتقا بخشد. برخی در این میان باور دارند که هرچه جایگاه و مقام فرد بالاتر باشد احتمال می‌رود فرد با پله‌هایی از دروغ توانسته است به این موقعیت دسترسی پیدا کند که البته ریشه این باور هم دچار خطای شناختی تعمیم یا سیاه نمایی افراطی شده است. اگر چند نفر از طریق دروغگویی به پست‌های کلان برسند دلیلی بر این ادعا نیست که همه جامعه را زیر سوال ببریم. در دروغ‌گویی می‌توان دو نوع رفتار را تشخیص داد: یک نوع رفتار حسادت آمیز که منشا دروغ پردازی فرد شده؛ یعنی فرد برای کسب منفعت یا جلب توجه یا بالا بردن شأن خود به این ابزار پناه آورده است و نوع دیگر فرد بدون هیچ غرض و مقصودی و به اصطلاح ما ایرانی‌ها دروغ مصلحتی را انتخاب کرده است. در بررسی علت و حالات این دو نوع رفتار می‌توان این طور بیان کرد که فرد برای خاموش کردن آتش حسد و کینه، مقام و موقعیت خودش را بالاتر از آن چیزی که هست نشان می‌دهد تا تصویر خوب و عالی از خود در برابر مخاطب ارائه دهد. این رفتار باز به همان عدم پذیرش خود و ویژگی های درونی فرد مربوط می‌شود. وقتی فرد به آن درجه از عزت نفس و باورمندی نسبت به توانایی‌ها و استعدادهایش رسیده باشد، نیازی به جلب توجه دیگران حتی به شکل دروغگویی نخواهد داشت.»

دروغ برای خوشایند دیگران

«درباره رفتار دوم که دروغ مصلحتی نامیده شد باید به این نکته توجه شود که اگرچه نیت بشردوستانه در پشت این رفتار نمایشی پنهان شده است؛ اما از منظر روان شناسی چندان شایسته نیست. گاهی دروغ می‌گوییم که رابطه ما با دیگران حفظ شود؛ مثلا برای خوشایند دوست خود از آرایش چهره و مدل مو یا سلیقه خرید کفش او تعریف می‌کنیم که مبادا ناراحت شود؛ چون ندایی در درون ما زمزمه کرده است که اگر حقیقت را به دوستمان بگوییم او دچار رنجش می‌شود و از ما فاصله خواهد گرفت. در واقع این رفتار ما از نگاه روان شناسان دروغ دفاعی محسوب می‌شود. ریشه این نوع دروغ هم به ویژگی‌های شخصیتی افراد بر می‌گردد تا جایی که هر چقدر فرد در مناسبات اجتماعی خود نیازمند تایید دیگران باشد بیشتر در معرض این نوع آسیب‌های رفتاری قرار می‌گیرد و این بازی ادامه پیدا می‌کند تا هم فرد دروغگو به خاطر نیاز به حفظ رابطه هر روز بیشتر دروغ بگوید؛ چون وجود خود را ملزم به حفظ رابطه به هر نحوی می‌داند و هم کسی که دروغ را باور می‌کند این پیام را می‌رساند که این فرد آن‌چنان دچار ضعف ارتباطی و عدم مدیریت هیجانی شده است که افراد پیرامون او جرئت حقیقت گویی به او را ندارند. نمونه عینی این ماجرا مراجعه حضوری زن و شوهری با همین شکایت به کلینیک روان‌شناسی است. مرد به خاطر دروغ‌گویی مصلحتی به همسرش مجبور شده بود هر شب به بهانه‌ای برای خوردن شام از منزل بیرون برود؛ چرا که دست پخت همسرش، اصلا مطابق میل او نبود ولی مرد به خاطر ناراحت نشدن همسر و ترس از واکنش‌های بعدی او متحمل ضررهای جسمی و مادی زیادی شده بود. پس می‌توان به اهمیت و تاثیر دروغ‌های دفاعی یا مصلحتی بر زندگی افراد پی برد. گاهی ما دروغ می‌گوییم تا از پاسخ دادن به سوالاتی که راضی به فاش کردن حقیقت در آن نیستیم طفره برویم؛ اما آیا دروغ واقعا لازم است؟ اگر بخواهیم بدون تفکر به این سوال پاسخ دهیم خواهیم گفت: بله. دروغ برای زندگی ما لازم است. برای اینکه بتوانیم روابط‌مان را حفظ کنیم با توجه به اینکه زن و شوهری در طی سالیان متمادی زندگی مشترک دروغ‌های زیادی به یکدیگر گفته‌اند تا ظاهر زندگی زناشویی خود را حفظ کنند. چه بسا افراد ظرفیت پذیرفتن و شنیدن حق را نداشته باشند. برد بلانتون روان درمانگر آمریکایی معتقد است که اگر از کسی به هر دلیلی خوشتان نیامد جرئت روبه رو شدن با حقیقت را به او و خودتان بدهید و فکری را که درباره او در سر دارید بدون کم و کاستی به او بگویید. به نظر این روان‌شناس هدف از زندگی ارتباط زیبا با دیگران است برای اینکه در این روابط است که ما خود و دیگران را به صورت صحیح می‌شناسیم. پس باید صحبت‌های نهانی را آشکار کنیم نه اینکه فقط به آنها فکر کنیم و عملی انجام ندهیم.»

 دروغگو کم حافظه است

«چگونه تشخیص دهیم که به ما دروغ می‌گویند؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت؛ وقتی به صحبت‌ها و نظرات کسی گوش می‌دهیم که اعتماد زیادی به او نداریم، بهتر است ابتدا با دقت و بدون پیش داوری صحبت‌های او را بشنویم و به این نکته دقت کنیم که «دروغ‌گو کم حافظه است». یعنی فرد دروغ‌گو صحبت‌های خود را فراموش می‌کند و باز وقتی به موضوع قبلی بر می‌گردد دچار دوگانگی و تشتت آرا می‌شود. اینجاست که مخاطب هوشیار می‌تواند به گفته‌های آن فرد مشکوک شود. این افراد به دلیل داشتن حافظه ضعیف اغلب فراموش می‌کنند کدام دروغ را در چه مکانی به چه کسی گفته‌اند؛ بنابراین همین حواس‌پرتی به ما کمک می‌کند در صحت ادعاهای آنها تردید به جایی داشته باشیم. اینجاست که زبان بدن هم به کمک می‌آید. در روان شناسی بین بدن و روان الگوی ارتباطی منظم و اعجاب انگیزی وجود دارد که نمی‌توان بین این دو فاصله ایجاد کرد. مثلا مرسوم است که هنگام خرید اگر فروشنده قصد گران‌فروشی و در واقع دروغ گویی داشته باشد در موقع قیمت‌گذاری سرو گردن را به شانه نزدیک می‌کند یا مادران از نگاه به چشم‌های بچه‌ها می‌توانند دروغ را از چشم آنها بخوانند. چشم آیینه حقیقت نمایی است که به زبان یاری می‌رساند وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد؛ اما اگر این وظیفه در مسیر اشتباهی نظیر دروغ‌گویی قرار گرفته باشند، چشم‌ها تاب همکاری با زبان را نخواهند داشت.»/ شیوا صفری