گروه بین الملل/ برهان حشمتی: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. شیعیان جمهوری آذربایجان که اکثریت قاطع جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، طی سه دهه پس از فروپاشی نظام الحادی کمونیستی که اساسا منکر دین و مذهب بود و ابراز هویت اسلامی و شیعی را نیز همانند سایر هویت‌های دینی به شدت سرکوب می‌کرد، همچنان در دوره استقلال نیز با همین مشکل مواجه بوده‌اند. طی سه دهه گذشته، نظام لائیک و سکولار حاکم بر جمهوری آذربایجان با تمایل شدید به صهیونیسم به شدت برای ممانعت از تجلی مظاهر شیعی و اسلامی در این کشور تلاش کرده است. این تلاش‌ها برای ممانعت از تجلی مظاهر مذهبی در جامعه جمهوری آذربایجان ، طیف گسترده‌ای از اقدامات ریز و درشت را مثلا از ممنوعیت برگزاری مجالس روضه در منازل گرفته تا ممنوعیت حجاب در مراکز آموزشی و ممانعت از حرکت دسته‌های عزاداری حسینی در ماه محرم شامل شده است. اما، طی سه دهه گذشته اقشار دیندار مردم جمهوری آذربایجان نیز در مقابل این سیاست حکومت خسته نشده و مقاومت خود را از دست نداده‌اند و بلکه برعکس، سه دهه گذشته همواره جدال میان جامعه و حکومت بر سر احیای هویت شیعی مردم جمهوری آذربایجان بطور مستمر ادامه داشته است. همه ساله، دولت لائیک – سکولار و به اصطلاح “چندفرهنگ گرا” در جمهوری آذربایجان مبالغ کلانی را برای ترویج سبک زندگی غیردینی و اباحه‌گری و بخصوص با استفاده از عنصر موسیقی و آواز که جایگاهی مهم در هویت مردم جمهوری آذربایجان دارد و برگزاری مسابقات و جشنواره‌های رنگارنگ موسیقی و ترانه و رقص و اختصاص برنامه‌های تلویزیونی به آن تلاش کرده است و در مقابل، مردم جمهوری آذربایجان نیز از هر فرصتی اعم از فرصت‌های ناشی از مناسبت‌های تاریخی و اسلامی نظیر ماه محرم و رمضان و همچنین فرصت‌هایی که به هر حال در جریان تحولات سیاسی کشور و منطقه و جهان بروز می‌کند، هویت اسلامی و شیعی خود را بروز داده‌اند. از جمله فرصت‌های بی‌نظیری که در سال گذشته برای تجلی هویت شیعی مردم جمهوری آذربایجان به لطف الهی شکل گرفت، فرصت ناشی از شهادت سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی در عملیات تروریستی دولت جنایتکار آمریکا بود که واکنش‌های مردم جمهوری آذربایجان به آن، نه تنها عوامل کفر و الحاد و صهیونیسم در داخل این کشور را نگران کرد، بلکه مراکز جهانی کفر و صهیونیسم از جمله حکومت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز بخاطر آن دچار تشویش و نگرانی شدند و باز هم چاره کار را در تقویت حاکمیت لائیسم و سکولاریسم و به اصطلاح “چندفرهنگ گرایی” در جمهوری آذربایجان دیدند که البته، این سیاست بازهم کارگر نیفتاد و مسیر مردم جمهوری آذربایجان در بازیابی هویت دینی خود مسدود شدنی نبود.

 اما، بحرانی که پدیده پاندمی کرونا در کل جهان و تمامی کشورها برای ابراز هویت دینی ایجاد کرد، در جمهوری آذربایجان نیز فرصت مغتنمی برای دین ستیزان شد و به جرأت می‌توان گفت که در مقیاس جهانی ، شدیدترین ممنوعیت‌ها در کل دنیا برای عزاداری‌های مردمی ماه محرم، در جمهوری آذربایجان اعمال شد و بطور همزمان، دولت لائیک – سکولار تلاش کرد از طریق سازمان‌ها و عناصری که در پوشش اجماع‌های شیعی و روحانیون درباری به خدمت گرفته است و با استفاده از کانال‌های یوتیوبی، احساس نیاز جامعه به احیاء و ابراز هویت شیعی را در کنترل خود داشته باشد. اما، باز هم وقتی روزهای تاسوعا و عاشورا فرارسید، قدرت و انگیزه مردمی برای ابراز هویت شیعی کشور جمهوری آذربایجان به جوشش درآمد و مردم هیچ یک از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های اعلام شده برای عزاداری روز عاشورا را رعایت نکردند و حتی برخلاف سال‌های قبل، این بار دسته‌های عزاداری نیز در خیابان‌های مناطق مختلف جمهوری آذربایجان به حرکت درآمدند و نه ترس از شیوع کرونا و نه ترس از ممنوعیت‌های دولتی و پلیسی و نه اغواها و توصیه‌های روحانیون درباری فعال شده در کانال‌های یوتیوبی، هیچ کدام مانع از ابراز هویت شیعی مردم جمهوری آذربایجان نشد.

در چنین فضایی، شروع جنگ دوم قراباغ فرصتی دیگر و بی‌نظیر در اختیار مردم جمهوری آذربایجان برای احیای هرچه بیشتر و ابراز فراگیرتر هویت شیعی خود در سراسر این کشور و رها شدن از عقده‌های ناشی از هفتاد سال حاکمیت الحاد کمونیستی و سه دهه حاکمیت لائیک – سکولار صهیونیستی و “چندفرهنگ گرا”  قرار داده است. اقشار دیندار مردم جمهوری آذربایجان از همان روز آغازین جنگ و بلکه قبل از آن در چهاردهم و پانزدهم جولای ۲۰۲۰ در پی درگیری جمهوری آذربایجان و ارمنستان در منطقه طاووس، شروع به حرکت کردند و در تجمعاتی که در همین ارتباط تشکیل می‌شد، اقشار دیندار مردم نداهای “حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست” ، “لیبک یا حسین(ع)” ، “کدامین گروه چنین مولایی دارد، شیعیان حضرت عباس(ع) را دارند” و… سر می‌دادند. از همان روزها، جریان مقابل ، یعنی ائتلاف لائیسم – صهیونیسم – پان ترکیسم به شدت به واهمه افتادند و اقدام به حرکت متقابل کردند. در همان تجمعات چهاردهم و پانزدهم جولای در باکو تقابل هویت شیعی و هویت “چندفرهنگ گرایی” در جمهوری آذربایجان کاملا نمایان شده بود. این جدال بر سر هویت، با شروع جنگ دوم قراباغ، میدانی به وسعت کل جمهوری آذربایجان و چه بسا فراتر از مرزهای این کشور یافته است و حتی به داخل جمهوری اسلامی ایران نیز گسترش یافته است.

   هویت‌طلبان شیعه در جمهوری آذربایجان و خارج از این کشور، جنگ قراباغ را فرصتی طلایی برای تقویت هویت شیعی می‌دانند که شاید به مثابه مثل ایرانی “عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد”، این فرصت بی‌نظیر به خواست خداوند شکل گرفته است که البته تهدیداتی را نیز با خود به همراه دارد.  مردم جمهوری آذربایجان در تشییع جنازه عزیزان و جوانانشان که در راه وطن جان خود را نثار کرده اند، شعارهای “اله اکبر” ، “یاحسین (ع)” ، “یاابوالفضل (ع)” سر می‌دهند و از سوی دیگر متولیان دولتی و غیردولتی سیاست “چندفرهنگ گرایی” و پان ترکیست‌ها و عوامل صهیونیسم که در جمهوری آذربایجان خود را “آذربایجانگرا” می‌نامند، مردم را به تشییع جنازه‌ها با سوت کشیدن و کف زدن و به اصطلاح شعارهای وطنی تشویق می‌کنند و سوق می‌دهند. اما، طبیعی است که اگر خواست مردمی با خواست الهی منطبق شود، دشمنان خداوند با هر حیله و مکری وارد شوند، محکوم به شکست خواهند بود و حتی جنگی که تحت عنوان “جنگ وطنی” با اهداف و مقاصد خاص حاکمیت لائیک – سکولار – صهیونیست جمهوری آذربایجان و حیله‌ها و طراحی‌ها و حمایت‌های ضدایرانی رژیم صهیونیستی و مراکز پان‌ترکیسم و سکوت و رضایت قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای شروع شده است، این بار بطور عجیبی به  فرصتی طلایی و تاریخی برای تقویت روند احیای هویت شیعی مردم جمهوری آذربایجان تبدیل شده است. البته، باید توجه داشت که دشمن نیز از پای ننشسته است و هیچ تمایلی به فرصت‌سازی برای شیعیان جمهوری آذربایجان ندارد. دشمنان هویت شیعی جمهوری آذربایجان برای ممانعت یا دستکم به انحراف کشاندن استفاده از این فرصت تاریخی احیای هویت شیعی جمهوری آذربایجان، حیله‌ها و مکرهای فراوانی به کار بسته‌اند و سعی کرده‌اند از یک سو با آوردن عناصر و نیروهای مزدور تکفیری به حمایت از ارتش جمهوری آذربایجان در این جنگ، حساسیت شیعیان جمهوری آذربایجان را نسبت به این جریان‌های ضداسلامی و وهابی و تکفیری ضایع و به این جریان‌ها امیدوار کنند. همچنین دشمنان اسلام تلاش کردند در اوایل این جنگ با به راه انداختن امواج ایران‌ستیزی در جمهوری آذربایجان به بهانه ادعای واهی حمایت ایران از ارامنه، جریان شیعی در جمهوری آذربایجان را نیز با خود همراه کنند که این نیز با هشیاری و واکنش‌های به موقع علمای دینی بطور موقت خنثی شد. اما، این جدال حق و باطل در جمهوری آذربایجان همچنان ادامه دارد و صرف نظر از اینکه جنگ جاری بر سر منطقه قراباغ به چه سرنوشتی به لحاظ سیاسی و نظامی و در ارتباط با ارامنه قراباغ دچار خواهد شد، جدال هویتی در درون جمهوری آذربایجان تداوم خواهد یافت و مراکز فکری و دینی باید مراقب فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از تحولات سریع و ناگهانی در قفقاز و جمهوری آذربایجان باشند که جبهه حق با زیان‌های کمتری، گام‌های جهشی عظیم به سوی احیای هویت مسلمانی حقیقی در جمهوری آذربایجان و زمینه سازی برای ایجاد جامعه مهدوی بردارد.