گروه سیاسی/ برهان حشمتی: جنگ دوم قراباغ که در شرایط کاملا فتنه‌آلود شروع شده بود، به توافقی که هم برای جمهوری آذربایجان، هم برای ارمنستان و هم برای قراباغی‌ها ننگین است، منجر شد. در این توافق، خواسته برحق مردم جمهوری آذربایجان یعنی احیای کامل تمامیت ارضی این کشور  نادیده گرفته شد، به ارمنستان شکستی خفت‌بار تحمیل شد و ارامنه قراباغ نیز در شرایط نامعلوم‌تر از قبل قرار گرفتند. به تعبیری دقیق تر، استخوان لای زخم خونین قراباغ چرکین تر و خطرناک تر شد. در صورت تحکیم توافق صلحی که به امضای علی اف و پاشینیان برای فیصله جنگ دوم قراباغ رسیده است، زخم خونین قراباغ برای سالیان طولانی تر عفونی از گذشته باقی خواهد ماند. جنگ دوم قراباغ در عمل کینه و نفرت میان جمهوری آذربایجان و ارامنه قراباغ و نیز ارمنستان را ده چندان کرده است. تحقیر و فحش های خیابانی میان دو طرف به سطح رییس جمهوری آذربایجان ارتقاء یافته است که در هر مصاحبه تلویزیونی نظامیان ارمنی را سگ می نامد و آمال و آرزوهای آنها را به جهنم رفته و به درک واصل شده، توصیف و تمسخر می کند و در این اوضاع خفت بار، پاشینیان را به موشی که دنبال سوراخ می گردد، تشبیه می کند. پاشینیان نیز برغم اینکه به اوج استیصال و بیچارگی رسیده است، بطور عجیبی از استعفاء و بازپس دادن درس هایی که در دوره های آموزش دموکراسی بنیاد جامعه باز خوانده بود، خودداری می‌کند. معلوم نیست که او خود را متکی به کدام نیرویی می‌داند که برغم تمامی ژست های دموکراسی که در دوره های آموزشی بنیاد صهیونیستی سوروس و موسسه جامعه باز تعلیم دیده بود، هنوز به هیچ وجه نخواسته است که مسئولیت افتضاحی را که به بار آورده است، قبول کند و زمام امور ارمنستان را بطور واقعی به مردم این کشور واگذار کند.

تبعات منفی توافق فیصله جنگ دوم قراباغ با توافقی یک طرفه و پرابهام علی اف – پاشینیان:

– با نامشخص ماندن وضعیت ارامنه قراباغ و حتی نامعلوم ماندن وضعیت امنیتی این قوم، هراس و نگرانی از آینده در ارامنه قراباغ دائمی خواهد ماند.

– با نامشخص ماندن وضعیت احیای کامل تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان، مردم این کشور همچنان مجبور به تحمل زندگی با زخم و حسرت ناتمامی و نقص تمامیت کشورشان خواهند بود.

– با خفتی که به ارمنستان تحمیل شده است، مردم این کشور سالیان طولانی درد و رنج این خفت را به دوش خواهند کشید.

– با حضور و نفوذی که پان ترکیسم در جمهوری آذربایجان یافته است، مردمان اصیل این کشور زیر پای پان‌ترکیسم که عنان پاره کرده است، له خواهند شد.

– با تحکیم نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان که به خاطر تاثیر تسلیحات این رژیم در جنگ دوم قراباغ داشت، پایگاه منطقه‌ای صهیونیسم در قفقاز و حاشیه خزر خطرناک‌تر از گذشته برای توطئه‌چینی علیه هویت و آمال مردمان کشورهای این منطقه و نیز همسایگانی همچون ایران فعال تر خواهد شد.

– روسیه که تحت عنوان استقرار حافظان صلح این کشور در کریدور اتصال قراباغ کوهستانی به ارمنستان و نیز کریدور اتصال نخجوان به جمهوری آذربایجان استقرار نظامی یافت، در مسیر بازگشت به شرایط استیلای پس از انعقاد توافق نامه‌های ننگین گلستان و ترکمانچای و استیلا بر اراضی شمال ارس گامی بلند بر می دارد.

– تکفیری ها و تروریست هایی که نقش مهمی در پیشروی های ائتلاف ترکیه – جمهوری آذربایجان و بخصوص در تصرف شهر شوشا داشتند، خود را صاحب سهم اصلی در این “فتوحات” می دانند، سهم خواهی جریان انگلیسی وهابی و سلفی را از جمهوری آذربایجان ده چندان خواهند کرد.

– انگلیس خبیث که خود را پشت سیاهی شرکت نفتی “بریتیش پترولیوم” پنهان کرده و نقش مهمی در پس پرده جنگ و بحران اخیر بازی می کند، به نمایندگی از مراکز فراماسونی و صهیونیستی غرب همچنان مغز و نبض و قلب حاکمیت جمهوری آذربایجان را در دستان خود خواهد داشت و با بهره گیری از شرایط سیاسی و امنیتی و فکری و حتی مذهبی و دینی جدیدی که بر جمهوری آذربایجان حاکم شده است، فتنه گری های عجیب و غریب در این کشور را علیه جهان اسلام و ایران معمایی تر از گذشته خواهد کرد.

–  جریان اسلام اصیل و جریان های پایبند به ریشه های تاریخی فرهنگ و تمدن اقوام و جمعیت های قفقازی متصل به ریشه های ایرانی مظلوم تر و سرکوب شده تر از گذشته خواهند شد و در مسیر اضمحلال قرار خواهند گرفت.