گروه جامعه/ فرزانه اسدزاده: شیوع و مرگبار بودن کرونا در ایران طی روزهای اخیر مانند برخی دیگر از کشور‌های جهان با جهش و تغییرات خطرناکی همراه بوده است. این روزها بیش از ۴۵۰ نفر از هموطنان روزانه جان خود را از دست می‌دهند و هر روز رکورد جدیدی به ثبت می‌رسد! دعوای بین عملکرد ضعیف مسئولین و رعایت نکردن مردم هم راه به جای نبرده است. در حالی که داد همه‌ی مسئولین از وضعیت کرونایی استان درآمده است، جای جای شهرمان نشان از وضعیت کاملا عادی دارد. هشدارهای کم نتیجه کرونا مردم را به ستوه آورده و مردم عطش تنوع بخشی به زندگیشان را دارند هر چند که این تنوع در پیاده روی عصرانه خلاصه شود. اما همه‌ی این پیاده‌روی در یک رفت و آمد ساده خلاصه نمی‌شود و سرک کشیدن به مراکز خرید پر جمعیت، صرف یک نوشیدنی، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی و… سبب می‌شود که با محیط پیرامون ارتباط برقرار کنیم و مجموعا می‌شود سراغ آغاز انتقال ویروس…

مردم کلافه از وضعیت ویروسی!

زوج‌های جوانی که مراسم ازدواجشان را هفته به هفته عقب می‌اندازند هم طاقتشان طاق شده و تمام برنامه‌ریزی آینده‌شان در مراسم جشنی خلاصه می‌شود که هنوز برپا نشده است. مراسمات عقد هر چند به اختصار برگزار می‌شود اما حضور حداقل نزدیکان فامیل که میانگین بیش از ۳۰ نفر بدون رعایت حداقل‌ها هم می‌تواند منبعی از انتشار باشد حتی می‌توان از کارناوال‌های ماشینی به راه افتاده در خیابان‌ها آمار حداقل ۵۰ نفری را برآورد کرد که بی‌شک برای شرکت در این مراسم در یک مکانی گرد هم بوده‌اند! روی دیگر عروسی مراسمات عزاست. سطح شهر پر شده است از بنرهای پیر و جوان که خانواده هایشان داغ دیده محسوب می‌شوند. هر خانواده‌ی داغدیده‌ای به دنبال راهکار مناسب تسلی دادن خود و استقبال از مهمانان خود است. عده‌ای مراسمشان را در کوچه برگزار می‌کنند و عده‌ای دیگر آپارتمان ۷۰ متریشان محل تسلی خاطرشان است. به حق که مرگ این متوفیان در این روزها غریبانه محسوب می‌شود اما همه‌ی سختگیری‌ها ریشه در حفظ جان اطرافیان دارد که گاها نادیده گرفته می‌شود. در هر صورت مردم خواهان زندگی عادی خود هستند و متوجه عواقب رعایت نکردن خود نیستند.

با اوج‌گیری مجدد این ویروس در استان سخت‌گیری‌های اجتماعی شدیدتری انتظار می‌رفت، اما اغلب این سخت‌گیری‌ها در پیچ و خم ستادها گم می‌شوند و یا درست ارزیابی نمی‌شوند. به نظر می‌رسد مسئولین تنها به اعلام محدودیت برای مشاغل خاص بسنده کرده و چاره کار را هشدار دادن می‌دانند. غافل از اینکه سفارشات زیرنویسی رسانه‌ی ملی و تتیر اخبار و محدودیت‌ها بدون نظارت اجرایی نمی‌تواند جلودار مردمی باشد که بعد از۹ ماه داشتن شرایط عادی را حق خود می‌دانند!

محدودیت های بدون ضمانت اجرایی

در حالی که اکثر کسانی که در خط مقدم مبارزه با وضعیت کرونا هستند معتقد به وضع تمهیدات ویژه برای جلوگیری از اوج‌گیری ویروس هستند، ولی گویی ضرورت‌های دیگری بر سلامتی جامعه اولویت دارد. ستاد مبازره با کرونای استان بعد از ماه‌ها تصمیم به تعطیلی و محدود کردن فعالیت برخی مشاغل کرده است که به نظر می‌رسد تفاوت چندانی با قبل از اعمال محدودیت وجود ندارد. چرا که سختگیری و نظارت خاصی برای اجرایی شدن این محدودیت‌ها وجود ندارد. از طرفی به نظر می‌رسد کج سلیقه‌گی خاصی در اماکن محدود شده وجود دارد برای مثال محدودیت دوساعته‌ی پایان روز پاساژها که ناخودآگاه ساعات خلوت فعالیت آنهاست تنها راهکار روی کاغذی محسوب می‌شود که عملا تاثیر چشمگیری در کاهش آمار مبتلایان نخواهد داشت!

اعمال محدودیت‌ها به مانند زنگ خطر

بر کسی پوشیده نیست که کنترل‌های اعمال شده توسط دستگاه‌های مختلف در اواخر اسفند و تعطیلات نوروز را می‌توان نقطه‌ی قوت کنترل بیماری در آن ماه‌ها خواند. به نظر می‌رسد اعمال محدودیت‌های شدید دوباره می‌تواند به عنوان زنگ خطری دیگر عمل کند تا هشداری باشد برای آن عده که با سهل‌انگاری خود، نه تنها برای  سلامتی دیگران ارزش قائل نیستند بلکه وضعیت اقتصادی و فرهنگی و… جامعه  را نیز نادیده می‌گیرند.  نداشتن محدودیت‌های تعطیلی کشور یعنی خلاصه کردن و برعهده مردم گذاشتن برخی مسئولیت‌ها. مسئولیتی که تنها در استفاده از ماسک و دستکش  و بهداشت فردی خلاصه می‌شود و آن به معنی مراعات کردن حداقل‌هاست. اما چیزی که ما در شهرها شاهد آن هستیم، همه و همه نماینگر کم رنگ شدن این مراعات هاست. اما با ادامه این روند، کنترل ویروس کرونا دور از دسترس به نظر می رسد!