گروه فرهنگ و هنر/ فرزانه اسدزاده: در حالی هفته‌ی کتاب را می‌گذرانیم که همچنان کتاب و کتاب‌خوانی تعریف ویژه‌ای برای عموم مردم ندارد. قرنطینه‌ی “کتاب” این روزها پیش از پیش به چشم می‌آید. سرو کار عده‌ای محدود می‌شود به مطالعه کتب درسی و عده‌ای استفاده برای تزئین و دکوراسیون اتاق، دفتر و… و این وسط شاید عده‌ای برای مطالعه. این روزها که ویروس کرونا و اخبارهای ناامید کننده‌ی آن سر تیتر همه‌ی اخبار و اتفاقات روزانه‌ی مردم است شاید مجالی برای صحبت از کتاب نباشد! همان یار مهربانی که هنوزم هم که هنوز است عنوان چراغ راه را با خود یدک می‌کشد اما دچار غریبگی خاص در بین مردمان این روزها شده است.

با شیوع کرونا و تعطیلی نمایشگاه‌های سالانه کرونا کور سوی امید رغبت به کتاب هم برچیده شده است. فعالیت‌های مجازی برای ترویج کتابخوانی هم آنچنان که باید چنگی به دل نمی‌زند. تکلیف کتابخانه‌های عمومی نیز روشن است؛ علاوه بر تعطیلی اکثر آنها با وجود محدودیت‌های کرونایی پراکندگی نامناسب کتابخانه‌ها دست عده‌ای را برای رسیدن به آنها کوتاه کرده است. خلا وجود این مراکز در حاشیه‌های کلان‌شهری مانند تبریز بیشتر از هر جایی به چشم می‌خورد. گویی جوانی در منطقه سیلاب یا کوی کوثر نیاز به کتاب ندارد. شاید هم مشغولیت‌های دیگر حسابی جای هر چیز فرهنگی دیگر را برایش پر کرده است. استقبال افسار گسیخته  از فضای مجازی را هم به این مشکلات اضافه کنیم کسی که شبها سعی می‌کرد با مطالعه کتاب بخوابد حالا با بالا و پایین کردن انواع صفحات مجازی و دنبال کردن حواشی موضوعات مختلف تازه خواب از چشمانش می‌پرد و ساعت‌ها وقت خود را  داخل این فضا سپری می‌کند بی‌آنکه عایدی چندانی داشته باشد.

با همه‌ی این مشکلات “کتاب” هم مانند “خانواده” نهاد و متولی مشخصی ندارد. آنجا که همه برایش اظهار نظر و کار می‌کنند ولی مسئولیت پاسخگویی در برابر مشکلاتش را ندارند که در مواقع حساس گریبان گیر شوند. قدم‌های مقطعی برای بالا بردن سرانه‌ی مطالعه با استقرار قفسه‌های کتابخوانی در مراکز عمومی و دولتی روزنه‌ی امیدی برای گوش چشم نشان دادن مردم به کتاب بود، که اغلب این غرفه‌ها هم تعطیل شده‌اند و همچنان کتاب، آن “یار مهربان” با عموم مردم غریبگی می‌کند.