خبرصبح/ گروه بین‌الملل: بحران آب و رو به زوال بودنش در دهه‌های اخیر به اوج خود رسیده است. تا به‎آنجا که بر اساس پیش بینی‌های گروهی از اندیشمندان این بخش، در ۲۵ سال آینده بیش از ۵۰ میلیون از شهروندان در جست‌وجوی آب آشامیدنی از پهنه‌های گسترده‌ی فلات مرکزی کشور مهاجرت کنند یا به بیان درست‌تر، آواره سرزمین غربت شوند؛ چرا که در مهاجرت، برنامه‌ریزی برای پیشرفت و میل قلبی برای رفتن وجود دارد اما در ترک زادگاه و فرار از زیستگاه در پی یافتن آب برای زنده‌ماندن، داستان فرق می‌کند. اگر ضریب دقت و صحت ۵۰ درصدی هم برای این پیش‌بینی در نظر بگیریم معنایی جز انقراض نمی‌دهد. اینجاست که دیگر موضوع «امنیت ملی» به مفهوم کلاسیک و دیپلماتیک، معنا و کارکرد خود را از دست می‌دهد چرا که موضوع بودن یا نبودن یا همان «تمامیت ملی» ماست که هدف خسران و آسیب برگشت‌ناپذیر قرار می‌گیرد. امنیت ملی در جایگاه اصلی بنیادین آنگاه بایستگی می یابد که «تمامیت ملی» پابرجا باشد. کمبود آب امروز تمامیت ملی ما را نشانه گرفته است. آن هم با انواع و اقسام بی تدبیری و بی توجهی…

 

آب ایران در حصار سدهای ترکیه

ایران با سدهای بسیاری مانند ایلیسو، سلما، آتاتورک، کجکی و کمال‌خان در خارج از کشور و نیز با صدها سد دیگر در داخل کشور محاصره شده است. براساس آمار سال ۶۸ چشمه‌های تولید گرد‌ و‌ خاک در منطقه عراق و سوریه شش چشمه بوده اما درحال حاضر به بیش از ۳۰۰ چشمه افزایش یافته است. جنگ آب، کشور را در داخل و خارج تهدید می‌کند. بدون شک الگوهای نادرست مصرف آب و عدم بهبود الگوی کشت متناسب با دگرگونی‌های آب و هوایی برای هر کشوری خطرساز می‌شود. آنجا که برنامه‌ریزی و برای کاهش یا متناسب‌سازی سطح زیر کشت محصولات کشاورزی با نیازهای داخلی و همچنین جلوگیری از ادامه کشت گونه‌های پرنیاز آبی که نقشی در تامین کالری مصرفی مردم ندارد، کاری نمی‌کنیم و باختن در زمین خودی را رقم می‌زنیم اما  مهم‌تر از همه با چشم بستن بر روی انواع سد سازی کشور همسایه حصار بی آبی کشور را تنگ‌تر می‌کنیم.

یک سد ترکیه برابر با ۶۵۰ سد ایران

پروژه آناتولی بزرگ یا طرح «گاپ» ترکیه، متهم ردیف نخست معضل ریزگردهای ایران است. در پروژه گاپ ۲۲ سد و ۱۵ نیروگاه پیش‌بینی شده است. در جنوب شرقی ترکیه هشت سد بزرگ و متوسط، از جمله آتاتورک در رودخانه فرات و ایلیسو در دجله، احداث شده‌اند. در دو دهه گذشته ۲۳میلیارد دلار هزینه پروژه گاپ شده که هدف آن تامین ۲۵ درصد از منابع آب و ۲۰ درصد از مجموعه برق مورد نیاز ترکیه است؛ طرحی که بیش از ۶۰ هزار میلیارد مترمکعب آب از حقابه رودخانه‌های دجله و فرات را به‌وسیله سدسازی ربوده است و تیشه به ریشه محیط‌زیست ایران می‌زند. معروف‌ترین سد این پروژه «آتاتورک» است. سدی که نزدیک به ۵۰ میلیارد متر مکعب گنجایش دارد. یعنی به تنهایی از ۶۵۰ سدی که ما ساخته‌ایم بیشتر گنجایش دارد این طرح موجب شد منطقه میان‌رودان یا بین‌النهرین از ۹۰ رودخانه به‌ابعاد زاینده‌رود محروم شود. پیامد اجرای طرح گاپ تاکنون بحران خشکسالی در سوریه و عراق، بایر شدن چند میلیون هکتار از اراضی کشاورزی این کشورها و قطع‌ حقابه رودخانه هور‌العظیم ایران از دجله و فرات بوده است.

یکی دیگر از سدهای معروف و البته بسیار خطرناک طرح گاپ، «ایلیسو» است؛ سدی که به‌دست مستشاران فنی از کشورهای آلمان، اتریش و سوییس طراحی شد و این مستشاران تا مقطعی نیز درحال ساخت آن بودند. گنجایش این سد بیش از ۱۰ میلیارد مترمکعب است؛ یعنی حدود سه برابر بیشتر از کرخه به‌عنوان بزرگ‌ترین سد ایران. ایلیسو در منطقه کردنشین «حسن‌کی» جانمایی شده و درحال ساخت است؛ آنجا منطقه باستانی ارزشمندی محسوب می‌شود که در یونسکو ثبت شده است. طبق برنامه‌ریزی‌ها این پروژه به زودی به اتمام می‌رسد. کارشناسان محیط‌زیست بارها به‌علت پیامدهای احداث و آبگیری این سد به دولت ترکیه هشدار داده‌اند اما دولت ترکیه بدون توجه به این هشدارها با سرعت بیشتری این پروژه را ادامه می‌دهد.

اما مساله‌ای که از چشم بسیاری مسئولان دور مانده، ردپای اسراییلی‌‌ها در بحران آبی ایران است. «گاپ» بزرگ‌ترین پروژه آبی ترکیه که آینده آبی کشور را به‌مخاطره انداخته است با سرمایه‌گذاری اسراییلی‌ها درحال اجراست. به‌نحوی که از میان حدود ۸۰ پیمانکار این پروژه ۶۰‌ پیمانکار متعلق به اسراییل هستند.

دیپلماسی ضعیف آبی ایران

معضل کمبود آب در کشور به‌اندازه‌ای جدی است که کمیته «امنیت آب» در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تشکیل شد. پرونده سدسازی کشورهای همسایه هم‌اکنون در این کمیته درحال بررسی است اما دیپلماسی ضعیف آبی ایران اعتراض بسیاری فعالان، کارشناسان و مسئولان را به‌دنبال داشته است. دستگاه دیپلماسی ایران در برابر پروژه‌های خانمان‌برانداز ترکیه، واکنش مشخصی نشان نداده است. به‌گفته برخی کارشناسان، شاید مهم‌ترین دلیل بی‌تفاوتی وزارت امورخارجه ایران به پروژه‌های مخرب آبی ترکیه، عدم مطالبه از سوی وزارت نیرو است. وزارت نیروی ایران هنوز به این باور نرسیده است یا نمی‌خواهد بپذیرد که سدسازی عامل بحران آب و تخریب محیط‌زیست است؛ چرا که اگر وزارت نیرو ایران قبول کند که سدسازی مخرب و عامل بیابان‌زایی است، بسیاری پروژه‌های سدسازی داخل کشور نیز تحت‌الشعاع این مساله قرار می‌گیرند و باید به بازی سدسازی در ایران پایان داد. این موضوع مهم‌ترین دلیل برای عدم اعتراض‌ و پیگیری ایران در مجامع بین‌المللی در خصوص سدسازی‌های بی‌رویه ترکیه است.

 از طرفی نباید از ردپای سرمایه‌گذاران اسراییلی در پروژه بزرگ سدسازی ترکیه، هم غافل بود. قرائن و شواهد حاکی از آن است که منطقه جنوب شرق ترکیه و پروژه گاپ همچون شرایط منطقه، بافت جمعیتی، مشکلات و چالش‌های قومی و فرهنگی موجود در آن به طور جدی از سوی صهیونیست‌ها مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است واین امر بدون کمک و مساعدت عوامل داخلی صهیونیسم بین الملل در ترکیه نمی‌توانست امکان‌پذیر باشد.

 

ترکیه تنها راه‌حل منشأخارجی

به اعتقاد کارشناسان با بهره‌برداری از سد ایلیسو، کار ایران برای همیشه تمام است. هشداری که تاکنون مسئولان کشور به آن واکنشی نشان نداده‌اند. آنچه بدون تردید باید مورد توجه قرار گیرد، این نکته است که افزایش ناپایداری‌های زیست محیطی و کشاورزی در منطقه میان‌رودان تاثیر مستقیمی بر زندگی مردم ایران دارد. بنابراین در راستای حل این مسئله تنها کشوری که باید مجاب یا وادار به تعطیلی پروژه‌های سدسازی شود، ترکیه است. چرا که امیدی به سوریه و عراق برای حل معضل خشکسالی و مهار چشمه‌های تولید گرد و غبار نیست. چرا که حتی اعتراض دولت عراق راه به جایی نبرده است و دولت ترکیه در پاسخ به اعتراض اعلام کرده است که به‌دلیل آنکه دولت عراق حاضر به اشتراک گذاشتن منابع نفتی خود با ترکیه نیست، آن‌ها نیز حاضر به اشتراک گذاشتن منابع آبی خود با دولت عراق نیستند. این درحالی است که نفت یک کالای اقتصادی محسوب می‌شود اما آب یک کالای زیستی است و نمی‌توان آن‌ها را با یکدیگر مقایسه کرد. البته ناگفته نماند که ایران هم اعتراضی به ساخت سد ایلیسو داشته که ترکیه در پاسخ به اعتراض دولت ایران گفته است: ترکیه از حق حاکمیتش بر سرچشمه‌های دجله و فرات و سدسازی بر آن‌ها نمی‌گذرد و منابعی همچون آب را با دیگر کشورها به اشتراک نمی‌گذارد.