گروه جامعه: ‌آیین تشیع یکى از مبانى و ستون‌هاى استوار هویت ملى ایرانیان است. گزاره‌هاى شیعى که بخش مهمى از ملیت ایرانى به شمار مى‌روند، در دوره‌اى از تاریخ همروزگار مورد غفلت واقع شدند اما حقیقت این است که وجه غالب هویت ایرانیان در منطقه خاورمیانه علاوه بر زبان پارسى و فرهنگ ایرانى بر آیین تشیع نیز استوار شده است.

  توجه به تاریخ گسترش تشیع در ایران ما را به این مهم رهنمون می‌سازد، که هر چند تشیع در ایران پیش از صفوى نیز رواج گسترده‌اى داشت ولى رسمیت و همه‌گیر شدن آن در این دوره اهمیت بسزایى در تداوم تاریخى فرهنگ و هویت ایرانى ایفا نمود. در سال هایى که ترکان عثمانى در شرق و غرب به جهانگیرى و کشورگشایى روى آورده بودند، گرویدن ایرانیان به تشیع سبب ساز ایجاد نوعى تمایز نیرومند، و غیریت‌سازى از نوع مذهبى گشت و همین انگیزه باعث شد تا ایرانیان انگیزه دو چندانى براى مبارزه با عثمانیان داشته باشند.

   ایران در این دوره توانست قدرت و حیثت خود را یک بار دیگر زنده کرده و مرزهاى سابق خود را احیاء نماید و با انتخاب تشیع به عنوان دین رسمى، بزرگ ترین تحول در افق معرفتى ایرانیان پدید آید. نظمى که شاه عباس به عنوان مقتدرترین فرمانفرماى این خاندان در کشور برافکند افزون بر ایجاد امپراتورى توانمند شیعه، نظمى پایدار و با ثبات به شمار می‌رفت که با عمران و نوسازى کشور توام بود. ‌ ‌

    ایرانیان توانستند در این دوران استعدادهاى خود را پس از سال ها جنگ داخلى و هجوم بیگانگان نمایان سازند و بار دیگر نبوغ ایرانى در ساحت هنر و معمارى نمودار شد. طراحى هاى اسلیمى و نگاره هاى اسرارآمیز مساجد و سازه هاى بازمانده از دوران صفوى نشانگر نظم و عظمتى است که ایرانیان براى برپایى آن در دوران صفوى خیز برداشتند. “روح ایرانى” در آن سال ها در معمارى زیباى همان دوره جلوه گر شده و نشان داد، ملتى که به سوى عظمت خیز بردارد، نظم از “در و دیوارش” خواهد بارید.

      آن چه که صفویه را براى ما مهم و حایز اهمیت می‌سازد نه حاکمان این سلسله ـ که حتى اقدامات بهترین شان گاه مورد تایید ما نمى تواند باشد ـ بلکه آیین تشیع و رسمیت آن در این سال ها است. تشیع ناب و بى غل و غش از باب کیستى ما ایرانیان در جهان اسلام اهمیت بسیارى دارد و بدون شک آن نیز حاصل نبوغ و روح ایرانیان است. در قرائت ایرانى از مذهب، عرفان و حق مدارى جایگاه  خاصى دارد. برخى بر این باورند که ذهن ایرانى همیشه اشراقى و عرفانى بوده است و با ذهن سایر مردمان در تفاوت. همین روح و نبوغى که بر فرهنگ ما همواره سایه افکنده است این بار در ساحت ایمان و وجدان متبلور شد و با تقویت آیین تشیع (که بر حق اولاد على پاى مى فشرد) صفحه اى جدید در تاریخ ما گشود.

    اکنون نیز مى بینیم که هر قدرتى که با ایرانیت سر جنگ دارد، تلاش مى کند نیش زهرى نیز به تشیع بزند و هر چه در توان دارد در تضعیف و تضییع آن بکوشد و در این راه حتى بر اماکن مقدس و مساجد شیعیان نیز رحم نمى کنند.