گروه جامعه/ فرزانه اسدزاده: آغاز زندگی مشترک را که مرور می کنی پر است از خوشی ها و ناخوشی ها. مرحله خواستگاری را با هزار و یک مصیبت و دلهره پشت سر می گذاری، پیوندی سرشار از عشق را می بندی و خودت را برای نبرد با ناملایمات زندگی آماده می کنی. دوران عقد (نامزدی) را اغلب به خوشی و شناخت سپری می کنی. هر از گاهی تردیدهایی خاص به سراغت می آیند که با امید به آینده ای بهتر از آن گذر می کنی و زیر سقف مشترک زندگی بساط پهن می کنی. اولش خوشی است و تفریح و گردش و مهمانی رفتن اما خیلی زود دل آدم به این خوشی‌ها عادت می‌کند و لذت روزهای اول دیگر کم‌رنگ‌تر می‌شود. یکسالی که از زندگی مشترک می گذرد کم کم فشار بی‌پولی‌ها، قهر و آشتی‌ها، دعوا کردن‌ها را احساس می کنی. دیگر انگیزه سابق گذشت و صبوری را نداری. گویی منتظر یک انگیزه ای…

همه چیز زندگی سر جایش است اما انگار یک جیغ کم دارد. بله یک جیغ! جیغی که سکوت خانه را درهم بشکند و دنیایی از شور و نشاط را به پدر و مادرش هدیه بدهد. خوش های اول زندگی خیلی زود رنگ خود را به تکرار و یکنواختی می دهند. به مرحله ای می رسید که از خود سوال می کنید زندگی مشترک که می گفتند همین بود؟! کار کار کار…کم کم انگیزه های اوایل زندگی کمرنگ تر می شوند. احساس کمبودها به سراغت می آیند. هرچقدر هم که اهل بریز و بپاش باشی باز هم نمی‌توانی کمبود یک بچه را انکار کنی. بعد از مدت کوتاهی زوجین به این نتیجه می‌رسند که دیگر نمی‌‌توان دو نفره زیست. و این می شود سرآغاز یک مسیر پر فراز و نشیب دیگر زندگی…

آغاز پروسه ای پر پیچ و خم

از زمانی که زن و شوهر تصمیم به بچه‌دار شدن می‌کنند باز هم خودش کلی پیچ و خم دارد. یک مسیر سرراست نیست که بعد از ٩‌ ماه انتظار نتیجه‌اش را ببینی. انتخاب دکتر مناسب، هزینه های درمانی سرسام آور، آزمایشات متعدد، آمدن و رفتن ها، استرس ها که همگی با حسی شیرین توام است.

خیلی از بچه‌ها وقتی به دنیا می‌آیند با بیماری‌های عجیب و غریب دست و پنجه نرم می‌کنند تا بالاخره زندگی را مجاب کنند که باید باشند. بعضی از آن‌ها هم در طول دوران بارداری برای مادرشان دردسرساز می‌شوند. اما بعضی هم هستند که انگار هیچ رقمه راضی نیستند تا مسافر این دنیا شوند… ماجرا از ماه های اوایل بارداری شروع می شود. زمانی که یکی از آزمایشات آنومالی مشکل دار نشان داده می شود. از هزینه های گزاف انجام خود آزمایش که بالغ بر یک و نیم میلیون تومان است که بگذریم می رسیم به انجام آزمایشات پیشرفته که هزینه ای دو برابر را باید پرداخت کنند. و جالب اینکه اکثرا این نوع آزمایشات اغلب برای افزایش اطمینان خاطر متحمل خانواده ها می شود چرا که کمتر پزشکی ریسک عدم وجود بیماری را قبول می کند. و برای خانواده های امروزی که نهایتا به وجود دو فرزند رضایت می دهند وجود یک فرزند مشکل دار به هیچ وجه قابل توجیه نیست. اینجاست که  نمی توان چشم به روی وجود خطر بست و آزمایشات پیشرفته انجام می گیرد. چرا که در حال حاضر تنها از این طریق است که قطعی بودن مشکل نوزاد تایید می شود. و این آزمایش سرآغازی می شود برای پایان دوران بارداری نهایتا بیست هفته ی یک مادر….

گرچه آزمایش‌های غربالگری از طریق بررسی فاکتورهای خونی مادر به تخمین احتمال به دنیا آمدن فرزندی با ناهنجاری‌های مادرزادی کمک می‌کند، اما تائید قطعی سلامت جنین از نظر عاری بودن از بیماری‌های مادرزادی سیستم اعصاب مرکزی و بویژه سندم داون فقط از طریق آزمایش آمنیوسنتز ممکن است.

در این مرحله چنانچه مشخص شود که ناهنجاری برای فرزند وجود  داشته و  مادر بیماری صعب العلاج داشته باشد مجوز برای سقط جنین صورت می‌گیرد. نقطه مهم در این پروسه این است که باید بین سقط جنین و سقط درمانی تفکیکی قائل شده و بدانیم که سقط درمانی یا وجود مجوز و درشرایط خاص انجام شده ولی سقط جنین در مراکز مخفی بوده و گاهی بی دلیل است و جنین بالای ۱۹ هفته است که در این راستا باید گفت که در سقط جنین موضوع حیات فرزند و مادر مد نظر بوده و کوچکترین خطایی جان آن را به خطر می اندازد.

تشکیل قلب با اندکی صبر

از طرفی عامل عدم تشکیل قلب که این روزها بیشتر از هر چیز دیگر شایع است یکی دیگر از عوامل سقط جنین است که در این مورد خاص همواره متخصصین طب سنتی با طب نوین همواره در تضاد هستند. به این صورت که بعد از عبور از هفته ی ۵ بارداری به دلایل عدم تشکیل قلب اقدام به سقط جنین می کنند این در حالی است که در طب ایرانی تاکید بر تحمل یک تا دو هفته دارند که در این صورت غالبا قلب جنین تشکیل می شود.

از سوی دیگر فرض بر اینکه جنین قلب ندارد چه اتفاقی می افتد معلوم است جنینی که دارای قلب نیست میمیرد و رحم زن جنین مرده را به صورت خودکار خارج می کند و این خروج طبیعی حکم یک زایمان طبیعی برای زن دارد که به سلامت زن می افزاید که خانم ها با احتساب این سقط های طبیعی از زایمان چهارم به بعد با هر زایمان طبیعی ده سال به عمرشان اضافه می گردد. در صورتی که با سقط های خود سرانه و غیر طبیعی ۵ الی ۱۰ سال از عمر زن کاسته می شود. توصیه های مکرر به خانم های باردار جهت غربالگری به این بهانه که ترس زنان باردار از ناسالم بودن جنین از بین برود خود عاملی است برای افزایش ترس و استرس که این استرس و تنش خود به سلامتی جنین این اثر سو دارد و چه بسا جنین از لحاظ ظاهری سالم به دنیا آید ولی به خاطر استرس مادر در دوران بارداری، جنین دچار مشکلات ذهنی و روانی می شود.

کاهش آمار متقاضیان صدور مجوز سقط درمانی در آذربایجان شرقی

طبق اعلام پزشکی قانونی آذربایجان شرقی در هفت ماه امسال، ۲۰۰ نفر جهت اخذ مجوز سقط درمانی به ادارات پزشکی قانونی استان مراجعه کردند که از این تعداد برای ۱۴۲ نفر مجوز سقط درمانی صادر شده است که نسبت به مدت مشابه در سال گذشته با ۱۴۶ مجوز سقط، حدود سه درصد کاهش یافته است.

در طی مهرماه امسال نیز از ۲۰ پرونده تشکیل شده در این زمینه به ۱۳ نفر مجوز سقط درمانی صادر شده است که این آمار نسبت به مدت مشابه در سال گذشته ۱۰نفر افزایش یافته است.

در کل سال گذشته ۳۹۰ نفر برای اخذ مجوز سقط درمانی به ادارات پزشکی قانونی استان مراجعه کردند که برای ۲۷۷ نفر مجوز سقط صادر شده است.

به نقل از روابط عمومی پزشکی قانونی آذربایجان شرقی، از جمله خدماتی که در سازمان پزشکی قانونی بدون نامه مرجع قضایی ارائه می‌شود، صدور مجوز سقط درمانی است. صدور این مجوز، بر اساس ماده واحده قانون سقط جنین درمانی مصوب سال ۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی و آیین‌نامه اجرایی آن که به تصویب سازمان پزشکی قانونی رسیده‌، برعهده سازمان پزشکی قانونی است و این سازمان مرجع خاص رسیدگی کننده به این موضوعات است.

بر این اساس، همه ساله تعدادی از متقاضیان سقط درمانی به مراکز پزشکی قانونی در کشور مراجعه می‌کنند که ضمن بررسی شرایط و مدارک پزشکی در صورت داشتن شرایط لازم و سن بارداری کمتر از ۱۹ هفته برای آنان مجوز سقط صادر می‌شود.