اختصاصی خبر صبح » بین الملل » پیشخوان
کد خبر : 9023
دوشنبه - ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۵
کارشناس و تحلیلگر امور سیاسی جمهوری آذربایجان:

خطر وقوع جنگ مجدد میان باکو و ایروان خیلی جدی است

خبر صبح/ گروه بین الملل: زرتشت علیزاده، کارشناس و تحلیلگر امور سیاسی جمهوری آذربایجان که اغلب پیش بینی هایش محقق شده است، هشدار داد در شرایط کنونی خطر وقوع جنگ مجدد میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان خیلی جدی است. زرتشت علیزاده با انتشار مقاله ای در “میدان تی وی” نوشت: « اکنون خطر جنگ خیلی […]

خطر وقوع جنگ مجدد میان باکو و ایروان خیلی جدی است

خبر صبح/ گروه بین الملل: زرتشت علیزاده، کارشناس و تحلیلگر امور سیاسی جمهوری آذربایجان که اغلب پیش بینی هایش محقق شده است، هشدار داد در شرایط کنونی خطر وقوع جنگ مجدد میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان خیلی جدی است.

زرتشت علیزاده با انتشار مقاله ای در “میدان تی وی” نوشت: « اکنون خطر جنگ خیلی جدی است. نه تنها دولت، بلکه جامعه مان نیز برای جنگ آماده می شود. طبیعی است که منطبق با عادات و سنن ملی،  این تدارک برای جنگ فاقد تفکر و اندیشه کردن و سنجش است. وقتی آمادگی جامعه مان برای جنگ بخاطر خاک را به ذهنم می آورم، بی اختیار سال های نخست دهه ۱۹۹۰ و الواتی گری های بی ارزشی که در آن زمان جامعه ما را دربر گرفته بود، و شعارها و  فراخوان‌های احمقانه آن زمان و به اصطلاح فرماندهان بی‌سواد وسط میدان و فرمانده کل مایه خجالت را به یاد می آورم. »

زرتشت علیزاده با اشاره به اوضاع و احوال و شعارهای اوایل دهه ۱۹۹۰ در باکو  افزوده است: «شعارهای “ما می میریم – قره باغ را نمی دهیم” ، “هوا در باکو سرده  – ارمنی شبیه مرغه” ، ” ارمنی هستی – لایق مرگ هستی والسلام” ، “هر جا دیدی ارمنی – بزن به سرش گلوله را” ، و  فریادهای خلیل رضا، شاعری که فرزندش “تبریز” را در قره باغ از دست داده بود و فریاد می زد “ما ارامنه را با آب دهانمان بیرون خواهیم راند”  و وعده ابوالفضل علی اف (ائلچی بیگ) مبنی بر اینکه ” ارامنه طی سه ماه به زانو درخواهند آمد” ، در گوش هایم طنین می اندازد.»

این تحلیلگر آذربایجانی افزوده است: «آیا فکر می کنید که سطح (فکری) دولت و جامعه مان نسبت به آن دوره ارتقاء یافته است؟ آیا اکنون افراد باسوادتر و ماهرتری دولت آذربایجان را اداره می کنند؟ آیا سطح سواد اهالی  کشورمان نسبت به آن دوره بهتر شده است؟ هیهات! ای کاش من اشتباه بکنم، اما فکر می کنم که سطح عمومی سواد اهالی کشور نسبت به همان دوره نیز بیش از پیش به باد رفته است. اکثریت مردم بجای کتاب، “چت” (مطالب پیام رسان ها)  می‌خوانند. خیلی مواقع نیز همین را هم نمی‌خوانند و بدون هیچ فکری فقط “می‌نویسند.” اگر به دنیای مجازی سر بزنید، با نمونه های درخشان جهالت آذربایجانی‌های عزیز که انسان را به واهمه می اندازد، آشنا خواهید شد. اطمینان دارم که برخلاف ما، کارشناسان ارمنی که وضعیت روانی و فکری دشمنشان را مطالعه می کنند، با خواندن این تفاصیل خیلی خوشحال می شوند و در پوست خود نمی گنجند. زیرا، خُرد کردن چنین رقیب نادان و جاهلی که جلوتر از نوک بینی خود را نمی بیند، خیلی آسان است. »

زرتشت علیزاده افزوده است: «در آن زمان (اوایل دهه ۱۹۹۰) نیز افراد باسواد وجود داشتند، اما جامعه مطابق با طبیعت خود ،به دنبال الوات سیاسی و دلالان ملت حرکت می کرد. حرکت کرد و قره باغ و حریت را از دست داد.»

این تحلیلگر آذربایجانی افزوده است: «اکنون نیز خطر جنگ خیلی جدی است. روسیه با مهارت تمام  هر دو طرف را به سمت درگیری سوق می دهد. به خرگوش می گوید فرار کن، به سگ نیز می گوید بگیرش!  ولادیمیر پوتین به عنوان یک جودوکا ماهر ، به عقب می رود و آذربایجان ناشی را به جلو می اندازد. در زمان لازم، روسیه به کناری خواهد رفت و با پشت پا زدن به آذربایجان، به زمینش خواهد زد. به این ترتیب، نقش “میانجی” روسیه تقویت خواهد شد. پس از غوغا نیز جای خرگوش و سگ مشخص تر خواهد شد.»

زرتشت علیزاده افزوده است: «من در مقابلم ، کسانی را می بینم  که از پول های نفتی سرمست شده اند و سرشان از بلندی ساختمان ها و خودروهای گران شده و فراوانی تسلیحات خریداری شده گیج رفته و خیلی از خود راضی شده اند و درباره پیروزی آتی مان امر برایشان مشتبه شده است. آنها نیز به این نگرانی من با تحقیر نگاه می کنند. این ها را می بینم و  جبهه چی های جاهل ( اعضای جبهه خلق در اوایل استقلال جمهوری آذربایجان) را که واقع گرایی را بخاطر وسعت تجمعات و کندذهنی حزب سالاران از دست داده بودند، به یاد می آورم. »

زرتشت علیزاده افزوده است: «من ابدا روحیه تسلیم‌طلبی را تشویق نمی کنم. برعکس، همانگونه که در هشتم اوت ۱۹۹۲  از بلایایی که در انتظار ما بودند، تصویری زرگرگونه و دقیق ارایه کردم، اکنون نیز سوق داده شدنمان به سمت جنگ را شکست و تله ای دیگر برای آذربایجان می دانم. من تلفات سنگین و استیصالی را که در انتظار ماست، پیشاپیش می بینم و حاضرم آن را ثابت کنم.  از خوش بین هایی هم که بی پایه و اساس  برعکس این پیش بینی مرا  بیان می کنند، می پرسم: آیا در طول ۳۰ سالی که این طیف حاکم، کشور را اداره کرده است، حتی یک نمونه موفقیت آذربایجان را می توانید نشان بدهید؟ خواهش می کنم کسب “استقلال” آذربایجان را که نتیجه سقوط اتحاد جماهیر شوروی بود و در نتیجه آن جمهوری آذربایجان نیز همانند سایر جمهوری ها به استقلال رسید، به عنوان موفقیت آذربایجان ارایه نکنید. من در مرکز حوادث بودم و می توانم درباره ماهیت واقعی آن حوادث ، برای خوشبینان غافل دستکم سه ساعت سخنرانی کنم تا از خواب غفلت بیدار شوند.  در این باره، در کنار صدها مقاله، کتابی در ۶۵۰ صفحه نیز منتشر کرده ام.  »

زرتشت علیزاده افزوده است: «خواهش می کنم شروع بهره برداری و فروش نفت خزر را توسط شرکت های انگلیسی و آمریکایی آن هم به بهای سه برابر، به عنوان داستان موفقیت آذربایجان جا نزنید. زیرا در این کارها ، طرف آذربایجانی فقط مشغول ایجاد شرایط مناسب و لازم  برای بازیگران اصلی بوده و در این کارها افراد ما  خدمات بزرگی ندارند. خواهش می کنم به باد داده شدن پول های مفت نفت و طرح های ساختمانی را که ده ها برابر گرانتر از قیمت واقعی تمام شده اند، و میلیارد ها دلار پول تار و مار  و سرقت شده از جیب مردم برای کیف کردن اربابان خارجی و مفسدان داخلی در مسابقه های بین المللی را به عنوان موفقیت ملت قلمداد نکنید. ملت از خیلی وقت پیش، از خواب برخاسته و دیگر این قصه ها به خوردش نمی رود. خواهش می کنم که دستاورد حاکمیت در خرید و منکوب و بی حال  کردن  گروه هایی را که خود را حزب می نامند و جامعه مدنی تازه رسیده را به عنوان موفقیت قلمداد نکنید. این ها موفقیت نیست، بلکه شکست بزرگ دولت است و برای درک این ، بجای مخلوق قرون وسطی بودن، باید انسان دنیای نو بود. »

زرتشت علیزاده افزوده است: «اکنون حاکمیت به دو نیم تقسیم شده و بر سر قدرت و برای غارت وطن در جدال  است. از کدام دولت سالم سخن می گویید؟ آیا  دادگاه های خودفروخته ، مجلس ملی کاریکاتوری ، هیات دولت مضحک می توانند موفقیت محسوب شوند؟ انتخاباتی که همگی تقلبی بوده اند، دولت ما را رسوای عالم کرده و سیاسیون ما نیز همین را بخاطر پول، کاملا قابل قبول می دانند. نه تنها پول های صندوق نفت برای نسل های آینده نگهداری نمی شوند، بلکه حتی سهم نسل کنونی نیز توسط کسانی که چشمشان سیر نمی شود، بلعیده می شود. تحت نام اصلاحات کشاورزی ، اراضی روستاییان  به چنگ یک مشت مفت خور افتاده و مزارع بزرگ ایجاد شده اند. صنایع مان را ویران کرده اند و یک روزنامه نگار کله خراب نیز این را “الگوی رهایی از گذشته زنگ زده” توصیف می کند. هیچ کس نمی تواند پس روی فنی کشور را  در مخیله اش هم بگنجاند. پول چشم همه را کور کرده است…. وقتی رییس جمهوری برای تکمیل بناهای نیمه تمام و بلااستفاده در شهر فرمان امضاء کرد، خنده ام گرفت و فهمیدم که این فرمان نیز مانند سایر فرامین اجرا نخواهد شد. زیرا، اجرای این فرمان به شمار زیادی از دزدان صاحب منصب زیان می زند.  رییس جمهوری در وضعیتی وابسته به صاحب منصبان سارقی است که در اطراف خود منصوب است. فرمانداران منصوب شده توسط رییس جمهوری چه کسانی هستند؟ دزدها و مخلوقات نادرست و ماموران خائنی که ملت را خرد می کنند و وطن را به یغما می برند. این ها را از کجا می یابند؟  مشکل نیست. در میان ملت به اندازه دلخواه افراد بی شرفی وجود دارند که حاضرند وجدانشان را به پول بفروشند. این قبیبل افراد در ارتش نیز زیاد هستند. پس از درگیری های آوریل ۲۰۱۶ چه اتفاقی افتاد؟ چند افسر ارتش به اتهام فعالیت برای دشمن دستگیر شدند؟ در درگیری های اخیر طاووس چه شد؟ شمار تلفات از چه چیزی خبر می دهد؟ درباره تلفاتمان در حوزه دیپلماسی نیز باید مقاله جداگانه ای نوشته شود.  ارمنستان مواضع خود در مذاکرات را بی وقفه سخت تر می کند.  رقیبمان بی حیاتر می شود و با توافقاتی که دیروز موافقت کرده بود، امروز مخالفت می کند. چرا؟ زیرا، تضعیف و تنزل دولت ما را می بیند. می بیند آنچه که در اواخر دهه ۱۹۹۰ از آن بیم داشت، محقق نشده است و پول های هنگفت نفت آذربایجان ، بجای سازندگی کشور ، برای عیش و عشرت یک مشت طفیلی هزینه می شود. »

زرتشت علیزاده افزوده است: «اطمینان دارم که اگر از ظرفیت صلح خود کامل استفاده نکنیم، افکار عمومی بین المللی که اکنون هم به نفع ما نیست، در جهتی مثبت تغییر نخواهد کرد. اطمینان دارم که اگر سازمان های حاکمیتی از خودراضی ، مشورت های خادمان جامعه مدنی را  که تا دیروز منکوبشان کرده اند و آنها را آدم هم تلقی نکرده اند، نشنوند، مخاطرات بزرگی در انتظار جمهوری آذربایجان است. ترکیه هم نخواهد توانست ما را نجات دهد. نجات وظیفه خود کسی است در حال غرق شدن است.»