اقتصاد » پیشخوان » یادداشت ها
کد خبر : 9334
دوشنبه - ۲۱ مهر ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۵

احتکار خانگی و دلالی دلار و ارتباط آن با فرهنگ عمومی

خبر صبح/ گروه اقتصاد: این روزها دلار دوباره افسار پاره کرده و عجیب زندگی مردم را با چالش‌های اساسی روبرو ساخته است. در این که کشور دچار تحریم است و کمبود ارز یکی از مسائل مبتلا‌به آن خواهد بود شکی نیست، اما وقتی که در اوج کمبودها به جای این که در کنار هم باشیم، […]

احتکار خانگی و دلالی دلار و ارتباط آن با فرهنگ عمومی

خبر صبح/ گروه اقتصاد: این روزها دلار دوباره افسار پاره کرده و عجیب زندگی مردم را با چالش‌های اساسی روبرو ساخته است. در این که کشور دچار تحریم است و کمبود ارز یکی از مسائل مبتلا‌به آن خواهد بود شکی نیست، اما وقتی که در اوج کمبودها به جای این که در کنار هم باشیم، در رودر روی هم و برای به دست آوردن چند مشت دلار، تلاش جانفزایی کرده و بدین صورت آسیب جدی به اقتصاد کشور و هموطنان ضعیف خود وارد کنیم کمی دور از انصاف و جوانمردی ایرانیان است. در عکس‌هایی که از آدم‌های در صف صرافی‌ها منتشر می‌شود چیز عجیبی در چهره یا آناتومی آنها نمی‌توان دید! در واقع آنها آدم‌هایی معمولی‌اند! درست مثل بقیه مردم. همین کسان که هر روز در جامعه و پیاده‌روها از کنارشان می‌گذریم. از بیرون از جامعه نیامده‌اند و غریبه نمی‌نمایند. احتمالا قربانی شرایط حاد اقتصادی هم باشند. معیشت‌شان و روح و روان‌شان رنجور شده باشد از این همه نوسان بی‌مورد قیمت‌ها و اخبار ناخوشایند هر روزه.

 اما راستی چرا فرهنگ عمومی ما که بی گمان “وجدان فردی” نیز از عوامل تعیین کننده آن است نگاه به محتکرین خانگی را نه به عنوان یک فرد «زبل و زرنگ» بلکه به عنوان یک فرد «فرصت طلب و سوءاستفاده‌چی» تعبیر و تفسیر نمی‌کند؟

چرا با فاصله گرفتن از نقطه عطف پیروزی انقلاب اسلامی و سیر به زمان حال شاهد رنگ باختن ارزش‌های اجتماعی و انسانی و شاخص‌های معنویت به نفع فردگرایی افسار گسیخته و خودبینی و عبور نمادین «از اخلاص به اختلاس» هستیم؟ و به جایی رسیده‌ایم که دیگر پیچیدن خبر اختلاسی جدید در جامعه تن مردم و مسئولان را نمی‌لرزاند؟ مسببین این وضعیت چه کسانی هستند؟ خطبا و علما؟ نویسندگان و روزنامه‌نگاران؟ نمایندگان و دولتمردان و قضات؟ مردم عادی و معمولی، خانواده‌ها؟ مدرسه و دانشگاه و نظام وظیفه؟

این محتکران و دلال‌های جوگیر و یک شبه ارز، فارغ‌التحصیل کدام نظام تربیتی و فرهنگی و آموزشی‌اند؟ دست پرورده و مامور کشورهای معاند و رقیب هستند یا حاصل تغافل خود مایند؟

حس عجیب احساس عقب افتادن از قافله پر شتاب

در این جامعه مطمئناً حس عجیب احساس عقب افتادن از قافله پر شتاب است که کار دست جامعه می‌دهد. یادآور همان حکایت ملانصر الدین و صف نانوایی و حلیم نذری که هر روز در جامعه ما به انحای مختلف تکرار می‌شود. به هر حال جدای از آسیب‌شناسی که موضوعی ضروری است چنانچه با بیان مساله راهکارهایی ارائه شود مفیدتر خواهد بود.

سرنوشت دلار و ارز و ارزاق در بازار ایران هر چه باشد و هر چه شود اما این آسیب نشان داد که فرهنگ عمومی و نظام ارزشی آسیب دیده بیش از پیش نیاز به واکاوی و نقد جهت اصلاح دارد. مکمل توانمندی نظامی که منجر به مصونیت کشور از جنگ می گردد بی‌گمان اصلاح فرهنگ عمومی و به خرج دادن اقتدار در اداره کشور و تمشیت امور و برخورد با مفسدان است.

کیفیت فرهنگی می‌تواند نقش مکمل و هم‌پوشانی و هم‌افزایی با سایر توانمندی‌ها و یا نقش مضر و بالعکس در دامن زدن به تنش‌ها را داشته باشد.

چنانچه بخشی از هزینه‌ها و خاصه خرجی‌هایی که در اقتصاد یا ریخت و پاش‌های متداول که صورت می‌گیرد نیل به بازسازی و توانمندی فرهنگی گردد قطعاً نتیجه‌ای متفاوت‌تر با حوادث اقتصادی ناخوشایند اخیر کشور به ارمغان خواهد آورد.