«تبریز2018» در آئینه شهروندان/ چه بر سر گردشگری تبریز آمده؟! مطلب ویژه

خبر صبح؛ گروه گردشگری/

تقریبا دو هفته از پنجم مهر، روز جهانی گردشگری می گذرد. بر خود لازم دانستم تا به این بهانه وضعیت گردشگری شهرم را نقد و بررسی کنم. شهری که نمی دانم چه بر سر گردشگری آن آمده که اینگونه چون شهرش مظلوم و ساکت شده است!!

 

کلانشهر تبریز!

- شهری که روزگاری پایتخت ایران بود!

- شهری که از نظر فعالیتهای اجتماعی فرهنگی و مذهبی در طول قرن ها زبانزد بوده است!

- شهری که تاریخ و عظمت آن برای قرنها زبانزد خاص و عام بوده است!

- شهری که دیدن آن روزگاری برای تاجران و مسافران آرزو بود!

- شهری که در بالین خود شمس ها، علامه جعفری ها، شهریارها و... پروراند!

- شهری که روزگاری یکی از زیباترین باغ شهرهای ایران بود!

- شهری که پنیر آن، فرش آن، خشکبار آن و... در دنیا شناخته شده است!

- شهری که الگویی بود برای پیشرفت و توسعه سایر ممالک!

- شهری که همواره با نام اولین ها شناخته می شد!

- شهری که لقبش دلاویز بود و ابهتش چشم‌گیر!

- و شهری که در آن بیش از 300 راهنمای گردشگری دارای گواهینامه و کارت راهنما وجود دارد!

- شهری که در دانشگاه سراسری و پیام نور آن رشته مدیریت جهانگردی چندین سال است آموزش داده می شود!

- شهری که به تازگی اولین دوره های بلدهای محلی گردشگری را برگزار می کند!

- شهری که طبق آمار سازمان میراث حدود 150 آژانس مسافرتی «بند ب» در آن در حوزه گردشگری مستقیما فعالیت می کنند!

-  شهری که چندین سال است فعالین فرهنگی و اجتماعی در آن در قالب سازمان های مردم نهاد در حوزه زیست محیطی، میراث فرهنگی، صنایع دستی، معماری و شهرسازی فعالیت می کنند!

- شهری که اولین خانه محیط زیست در آن (که به تعبیر بنده خانه‌ی امید مشارکت اجتماعی در تبریز است) در سال پیش افتتاح گردید!

و شهری که ...

 

چه بر سر گردشگری تبریز آمده؟!

واقعا چه بر سر گردشگری تبریز آمده است که با این همه پتانسیل و نیروی انسانی جوان، خلاق، متخصص، تحصیلکرده و آگاه هیچ گروه فعال گردشگری تاثیرگذار چه در فضای مجازی و چه در بطن جامعه ندارد؟

مشکل کار کجاست، چرا متخصصین و فعالین گردشگری اینقدر بی تفاوت به شهرشان و زادگاهشان شده اند؟!

بله خوب می دانم! متاسفانه در این شهر مشکلات زیاد است، می دانم کسی از فعالین فرهنگی و اجتماعی حمایت نمی کند، می دانم همه بلد شدیم خوب حرف بزنیم و شعار بدهیم، نیک می دانم در این شهر هیچ کس همدیگر را قبول ندارد، می دانم سرمایه اجتماعی در این شهر کمی کم رنگ تر شده، با جان و دل درک می کنم در این شهر... اما راهکار چیست؟ این که بنشینیم و تماشا کنیم و تعریف کنیم که در دیگر شهرها در حوزه گردشگری چه اتفاق می افتد؟

 

همه ما مسئولیم!!

همه ما فارغ التحصیلان و دانشجویان و راهنمایان و فعالین گردشگری در قبال آینده این شهر مسئولیم! کودکان این شهر در آینده از ما خواهند پرسید که برای زادگاه تان چه کرده اید؟

به یقین با سرمایه های موجود تبریز در بخش گردشگری می توان این صنعت را موتور محرک توسعه و پیشرفت در برنامه ریزهای کلان شهر در نظر گرفت. اما همتی می خواهد مردانه چه از سوی مردم و چه مسئولین!

و در پایان راهکاری که به نظر بنده در آستانه تبریز 2018 می تواند نقطه شروعی برای گردشگری تبریز باشد تنها یک نکته است و آن تشکیل گروه‌های مردم نهاد متخصص و فعال در این حوزه می باشد که دغدغه تبریز شدن تبریز را دارند و منافع گروه و جامعه را مقدم بر منافع شخصی قرار می‌دهند

داود فرجی غازانی

دیدگاه خود را بنویسید

نام و پیام خود را وارد نمایید

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…