یادداشت

یادداشت

اهر - معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی گفت: وقتی نخبگان منطقه‌ای مهاجرت می‌کنند، ثروت به نفع کلان‌شهرها و به ضرر شهرهای کوچک و روستاها تمام می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، رحیم شهرتی‌فر ظهر امروز سه شنبه در دیدار با جمعی از شهروندان اهر، هوراند، کلیبر اظهار داشت: ما به گذشته و تاریخی‌مان افتخار می‌کنیم و در عین حال به آینده نیز مسئول هستیم و منطقه ارسباران و مردمانش به گذشته و تاریخ کهنی که دارد افتخار می‌کند ولی آنچه که در این منطقه رخ می‌دهد مهاجرت است و همین مهاجرت گاهی آینده‌ساز می‌شود.

وی با اشاره به اینکه وقتی مهاجرت را همه گونه محکوم می‌کنیم این درست نیست، افزود: گاهش مهاجرت به خاطر بی‌برنامگی، فقر، توسعه‌نیافتگی و از سر ناچاری انجام می‌گیرد و وقتی هم مهاجرت لازمه تمدن وزندگی است و اگر به تاریخچه زندگی شخصیت‌ها نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که بعد از مهاجرت این افراد دارای شخصیت‌های نامی و نامدار شده‌اند.

معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی ادامه داد: وقتی نخبگان منطقه‌ای مهاجرت می‌کنند نه‌تنها ثروت را با خود می‌برند بلکه خود نخبگان نیز به‌عنوان سرمایه انسانی فوق‌العاده ارزشمند را نیز از دست می‌دهیم و در این میان جابه‌جایی ثروت به نفع کلان‌شهرها و به ضرر شهرهای کوچک و روستاها تمام می‌شود.

شهرتی‌فر اصلی‌ترین دلیل عدم توسعه‌نیافتگی مناطق را بی‌توجهی به مسائل فرهنگی عنوان کرد، گفت: به اعتقاد بنده برای اینکه از جابه‌جایی ثروت و نیروی انسانی جلوگیری کنیم باید شایسته‌سالاری را در مناطق و شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی محقق کنیم به‌طور مثال اگر قرار است فرماندار و یا بخشداری برای شهرستانی انتخاب کنیم باید فردی باشد تا نهایت تلاش و کوشش خود را برای خدمت به مردم به کار گیرد.

وی اضافه کرد: زمانی در تشکیل کانون ارسبارانی‌های مقیم تبریز به دلیل ایراد گرفتن به نام ارسباران مانع از تشکیل این کانون شده بودند و صحبت این بود که ارسباران در تقسیمات سیاسی وجود ندارد و تنها یک‌لفظ عام است بلکه سعی این بود که نام کانون باید متشکل از نام‌های شهرستان‌ها بوده باشد، این نیست که فقط نام ارسباران در دفتری با امضای دولت ثبت شود تا بگویم ارسبارانی وجود دارد بلکه ارسباران با جمعیت و موقعیت جغرافیایی برای همگان شناخته‌شده است.

دولت وظیفه ایجاد زیرساخت‌ها را دارد

معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی بابیان اینکه در راستای تحقق شایسته‌سالاری در منطقه ارسباران به‌ویژه شهرستان اهر در خصوص این‌که اگر سازمان و اداره‌ای منشأ اثرپذیری ندارد آماده همفکری هستیم، گفت: بنده زمانی که فرماندار تبریز بودم به لحاظ اینکه اهری‌های ساکن تبریز به‌مراتب بیشتر از جمعیت کنونی است می‌توانم بگویم که بنده بیشتر فرماندار اهر، برای اهری‌ها فرماندارتر هستم.

شهرتی‌فر ابراز داشت: از اهری‌ها و ارسبارانی‌ها می‌پرسم که شما زمانی که همه دارایی خود را فروخته و به کلان‌شهرها مهاجرت کرده‌اید برای زادگاه و دیار خود چه کرده‌اید؟ بلکه هدف از تشکیل کانون ارسبارانی‌های مقیم تبریز نیز در همین راستا بود تا با همفکری برای اهر و ارسباران کاری کرده باشیم.

وی با ابراز خرسندی از خیرین، گفت: به‌طور مثال مردانی آذر بزرگ‌شده تبریز که در آمریکا به ثروت رسیده اکنون در سطح استان و کشور با همت و غیرتی که دارد برای عمران و آبادانی زادگاه خود تمامی دارایی‌اش را هزینه می‌کند و علاوه بر آن تمامی خیرین بیشتر از دولت در شهرستان‌ها و استان‌ها پروژه اجرا می‌کنند.

معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی با تأکید بر اینکه دولت وظیفه ایجاد زیرساخت‌ها را دارد و انتظار داریم کسانی که اثرگذاری دارند در امور فرهنگی دولت را یاری کنند، بیان داشت: بزرگ‌ترین پتانسیل اهری‌ها و ارسبارانی‌ها در منطقه واقع‌شده و پتانسیل دیگری نیز به نام ارسبارانی‌های مقیم تبریز نیز وجود دارد از این کانون ارسبارانی‌ها نیز انتظار داریم تا برای آبادانی و توسعه ارسباران قدم‌هایی بردارند.

شهرتی‌فر یکی از ابر چالش کشور را معضل بیکاری جوانان ذکر کرد، ادامه داد: هرچند نرخ بیکاری در آذربایجان شرقی نزدیک به ۱۱ درصد بوده ولی وضعیت بیکاری در این استان نسبت به سایر استان‌ها بهتر است.

تمامی شهرستان‌های آذربایجان شرقی با معضل مهاجرت روبه رو هستند

وی با اشاره به اینکه مهاجرت مردم تنها مختص به شهرستان اهر یا منطقه ارسباران نیست بلکه از تمامی شهرستان‌های آذربایجان شرقی شاهد مهاجرت بوده‌ایم، تأکید کرد: استان آذربایجان شرقی از نظر جمعیت ششمین استان کشور محسوب می‌شود.

معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی بیان کرد: من قبول می‌کنم که شهرستان اهر مرکز منطقه ارسباران بوده و در آذربایجان شرقی شهرستانی مهم و استراتژیک و تأثیرگذار است و تأثیرگذاری این شهرستان برگرفته از نیروی انسانی تربیت‌یافته از دامن همان منطقه است. 

شهرتی‌فر بابیان اینکه استاندار آذربایجان شرقی تأکید کرده‌اند تا از بانوان در پست‌های مدیریتی یا معاونتی نیز به‌کارگیری شود، خاطرنشان کرد: از اینکه بانوان اهری در فعالیت‌های سیاسی حضور فعالی دارند بسیار خرسندم و امیدواریم حداقل در صورت امکان فرمانداران برای خود معاونین زن انتخاب کنند و اگر مدیرکلی از بانوان نیست حداقل می‌تواند معاونی از بین بانوان انتخاب کند.

وی با ذکر این‌که موافق هستیم که اهری‌ها و ارسبارانی‌های مقیم تبریز در هر منصبی که هستند برای منطقه و شهرستان خود نگاه ویژه‌ای داشته باشند، گفت: کسانی که از آذربایجان شرقی به‌عنوان وزیر انتخاب می‌شوند همیشه گله‌مندیم آن‌طور که باید و شاید به آذربایجان باید توجه نشود نمی‌شود و بدبختی ما این است که کسی هم از آذربایجان به منصبی در وزارتخانه می‌رسد به آن توهین می‌کنند لااقل تشکر و قدردانی از آن نشد حداقل توهین نکنید.

معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی در پایان یادآور شد: هر ارسبارانی در وهله نخست وظایف قانونی خود را انجام می‌دهد به اعتقاد بنده یک وظیفه اخلاقی، عرفی و تعصبی دارد که هر کاری از دستش برمی‌آید برای زادگاه خود انجام دهد و ما با این طرز تفکر موافق هستیم.

خبر صبح؛ سرویس گزارش/

در جوامع امروزی نیاز به ساخت و ساز و توسعه اماکن مسکونی با پیشرفت جوامع بشری و رشد جمعیت رابطه ای تنگاتنگ دارد که متقابلاً در پی این امر تولید نخاله های ساختمانی شهری نیز افزایش خواهد یافت. اینجاست که پای برنامه ریزی،  ساماندهی و نظارت برای دستگاه های  ذی ربط باز می شود.

مدیریت نخاله ساختمانی از جمله ضروریات مدیریت شهری است که نیازمند آگاهی از چگونگی  جمع آوری، دفع و بازیافت دارد. قابل ذکر است که در حال حاضر  نخاله  ساختمانی در کشور های پیشرفته  و صنعتی در چرخه  مجدد جهت مصارف ساختمانی مورد بازیافت قرار می گیرد و جلوگیری  از آلودگی محیط زیست، بازیافت مصالح قابل مصرف و هدایت صحیح مواد زائد به محل های دفن از اهداف عمده  تعیین  تکلیف  نخاله ساختمانی است.

در صورتی که متأسفانه مسأله دفع نخاله‌های ساختمانی به یک معضل در شهر تبریز تبدیل‌شده و از هر طرف شهر بیرون برویم نخاله‌های ساختمانی توسط شرکت‌های حمل‌ و نقل و حتی خود مردم پراکنده‌شده و چهره‌ای نامناسب از شهر را به نمایش گذاشته است.

 

تولید روزانه ۲۵۰۰ تن نخاله، پسماند ساختمانی و عمرانی در تبریز

چند وقت پیش بود که مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تبریز از تولید روزانه 2 هزار و 500 تن نخاله ساختمانی خبر داد و گفت: مراحل جمع آوری، انتقال به سه مراکز بزرگ نگهداری و دفن، ساماندهی می شود.

علیرضا اصغری با اشاره به ایجاد سامانه متمرکز صدور مجوز ساخت و ساز شهری  اظهار داشت: کارشناسان سازمان پسماند به طور مکرر با مراجعه به آدرس شهروندانی که اقدام به اخذ مجوز ساخت از شهرداری تبریز می کنند، در جریان تمام مراحل تولید نخاله قرار می گیرند.

وی اظهار داشت: مقرر شده است تمام خودروهای حمل نخاله دارای برچسب مخصوص و به چادرهای سقفی آبی رنگ با هدف جلوگیری از افتادن خاکریزه ها به کف خیابان در هنگام انتقال، مجهز شوند.

علیرضا اصغری با تاکید بر ارائه خدمات رایگان برای نگهداری و دفن نخاله های ساختمانی در مراکز بزرگ سه گانه شهرداری گفت: دو مرکز نگهداری دیگر نیز در حال احداث است.

مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تبریز با اشاره به کاهش میزان تولید نخاله ساختمانی نسبت به سال های گذشته متذکر شد: این میزان تولید نسبت به فصل ساخت و ساز و شرایط اقتصادی متغیر است.

اصغری تصریح کرد: طرح سرمایه گذاری انتقال پسماند ساختمانی از طریق قطار باری به کارخانه سیمان صوفیان برای بازیافت در دست مطالعه است.

وی اظهار امیدواری کرد که مشارکت بخش خصوصی در احداث ایستگاه ویژه قطار، مجاور کارخانه سیمان صوفیان با هدف انتقال نخاله های ساختمانی و بازیافت آن ها می تواند نقطه عطف حفظ محیط زیست شهری، تولید درآمد و اشتغال پایدار باشد.

 

سرمایه های که تبدیل به معظل در شهر شده است

مسلما جمع‌آوری مطلوب زباله از شهر و بازیافت و رعایت مسائل بهداشتی و جمع‌آوری و انتقال در راستای دفع می تواند به عنوان مسأله جدی شهرقلمداد شود. چرا که بازیافت نخاله ساختمانی نه تنها به حفظ منابع  طبیعی  و محیط زیست کمک می کند  بلکه  با به کارگیری روش علمی  توجیه اقتصادی نیز دارد. هر چند که امکان بازگشت کامل پسماندهای عمرانی که منشاء خاکی و معدنی دارند به طبیعت وجود ندارد اما می توان با تفکیک و بازیافت مواد قابل بازیافت و دفع اصولی مواد باقیمانده ی زائد مخاطرات آن را به حداقل رساند.

از طرفی آسیب هایی که این کوه نخاله های جاده ای به  شهرها و روستاهای اطراف خود می زند ارزش برنامه ریزی مناسب و سرمایه گذاری را دارد. برای مثال می توان به مسیل های روستاهای اسپیران، آنا خاتون، چاوان، شادآباد، شادباش مشایخ و تمامی مسیل های منتهی به اتوبان شهید کسایی اشاره کرد که با انباشت نخاله و پسماندهای عمرانی مسدود شده که این امر سبب عدم نفوذ آب به سفره های زیرزمینی در نتیجه تشکیل روان آب می شود. و شاید این موضوع در بحران آب امری مغفول مانده است.

اما آن روی سکه هم نشان می دهد که در صورت شدت بارش ها این روان آب به سیلاب تبدیل شده و روستاهای مذکور را در پایین دست مورد تهدید قرار می دهد که در صورت جاری شدن سیل شدید و راه یابی نخاله به سطح شهر چنان خساراتی به بار خواهد آمد که  جبران آن مستلزم سال ها تلاش و صرف میلیاردها تومان هزینه است که البته خطر به همین مکان ها ختم نشده و در نتیجه  تمامی نخاله ها به همراه حجم کثیری از آلودگی های مختلف وارد شهر تبریز نیز خواهد شد.

 

کوتاهی در امر فرهنگ سازی برای تخلیه نخاله ها

در حال حاضر عدم رعایت قانون، ایستگاه های تخلیه پسماند، کمبود ایستگاه تخلیه، نبود مراکز بازیافت پسماند از عواملی هستند که باعث بروز معضل در حاشیه جاده ها شده اند.  طبق قانون مدیریت پسماند شهری افرادی که در مکان های ممنوعه نخاله تخلیه می کنند مجرم اند اما قانون بازدارنده مدیریت شهری در مواردی آن طور که باید جدی گرفته نمی شود.  البته در این راستا نباید از مسائلی که باعث دامان زدن به این بی قانونی ها می شود هم غافل بود. یکی از عللی که باعث شده نخاله های ساختمانی در حاشیه جاده رها شود دور بودن محل تخلیه می باشد که باید با این اصل توجه کرد که مهمترین پارامتر در انتخاب  محل  دفن  نزدیک  بودن  به مرکز  شهر  است تا مورد پذیرش  مردم قرا بگیرد. انتخاب  محل دفن  دور  از شهر  سبب افزایش تخلفات  و تخلیه  غیر قانونی  در حاشیه شهر  می شود که این مسئله را می توان با به کارگیری از امکانات مدیریت شهری و افزایش تعداد ایستگاه ها در فواصل کوتاه برای استفاده از شهروندان، حل کرد- هرچند در مواردی رانندگان کامیون و کامیونتهای حامل نخاله ساختمانی در ساعاتی از شب و به دور از چشم ماموران اقدام به تخلیه غیر قانونی نخاله ساختمانی می کنند- از طرفی باکس‌هایی که در محلات برای جمع‌آوری زباله‌ها اختصاص داده‌ شده متأسفانه به دلیل نداشتن درپوش به محل تجمع حیوانات تبدیل می‌شود و باعث زشت شدن فضای شهری می‌شود همچنین شیرابه‌های زباله‌ها مدت‌های طولانی باقی‌مانده وبه لحاظ بهداشتی سلامت افراد محل‌ها بخصوص کودکان را به خطر می‌اندازد.

و نهایت کلام اینکه نباید از امر فرهنگ سازی در راستای جمع‌آوری زباله‌ها و بازیافت پسماندها هم غافل بود و باید کارشناسان امر از آخرین روش‌ها و تجربیات بهینه‌شده علمی در این مسیر استفاده کنند.

گزارش از: فرزانه اسدزاده

خبر صبح؛ سرویس اجتماعی/

یکی از دردسرهای بزرگ فضای مجازی «سواد مجازی» است. آدم‌هایی که دانسته‌هایشان به این فضا محدود می‌شود  صاحب محفوظاتی هستند که خودشان هم یقین ندارند تا چه اندازه مستند و مستدل است.

روزانه دریایی از شعرها، متون، اخبار و تصاویر جعلی در فضای مجازی تولید و دست به دست می‌شود و با کمال تاسف این تولیدات دارد جای روزنامه و کتاب خوانی برخی مخاطبان این فضا را می‌گیرد. شاید عده‌ای بر این گمان باشند که سازندگان این خبرها و متون جعلی، آلوده‌کنندگان و خطر اصلی این فضا هستند که البته هستند؛ اما اصلی نیستند.

وقتی یک میکروب تولید می‌شود اگر موجوداتی نباشند که آن را به دیگران منتقل کنند، بی‌شک خود این میکروب پس از مدتی معدوم و مطرود می‌شود و به خودی خود توان بیمار  کردن کسی را ندارد. اما وقتی پشه‌هایی ناقل این میکروب شدند، هی اینجا و آنجا نشسته و آن را تکثیر کردند ناگهان همان میکروب ناتوان و ناشناخته در اندک زمانی اسباب یک بیماری واگیر و فراگیر را فراهم کرده و یک کشور و گاه قاره‌ای و حتی کل دنیا را مبتلا و آلوده می‌کند.

در فضای مجازی هم وضعیت دقیقاً همین است. عده‌ای هستند که در آنجا حکم همین پشه‌ها را دارند. این جماعت پشه‌صفت عمدتا سواد درست و درمانی ندارند اما دوست دارند مهم و فرهیخته جلوه کنند. روشن است که در این حالت چون چنته خودشان خالی است، هرآنچه گیر می‌آورند را به‌ویژه اگر اندکی با ذوق و طبعشان سازگار باشد، به سرعت نظیر پشه ناقل به همه اطرافیانشان منتقل می‌کنند...

بدیهی است یک پشه هیچ وقت حوصله و درک آن را ندارد تا آنچه را می‌خورد و منتقل می‌کند، پیش‌تر کنترل کند ببیند این شهد است یا سم. میکروب طاعون و وباست یا عطر گل محمدی! باری بخش عمده ناامنی فضای مجازی ناشی از عملکرد این جماعت مادون متوسط و بی‌مسئولیت است.

یک آدم دغل‌باز و بیکار برای تمسخر و سر کار گذاشتن عده‌ای دیگر یک مشت جملات بی‌سرو ته را با ذکر نام بزرگان شعر و ادب و تاریخ و فلسفه و... در ذیل آن‌ها جعل می‌کند و بعد می‌فرستد برای عده‌ای از این جماعت و اندکی بعد همه‌جا پر می‌شود از این جملات که توسط پشه‌سانان دست به دست می‌شود.

به همین ترتیب تصاویر، اخبار، متون و توصیه‌های جعلی تولید و با استفاده از جهل و نادانی برخی که در فضای مجازی به عامل بی‌جیره و مواجب عده‌ای زرنگ‌تر از خودشان بدل شده‌اند با سرعت نور تکثیر می‌شود. اگر عادلانه قضاوت کنیم خطر اصلی سلامت فضای مجازی همین دستگاه‌های فتوکپی بدون درک و درایت هستند. این‌هایند که برای خودنمایی این فضا را به گند می‌کشند و هیچ‌وقت قبل از تکثیر یک متن و شعر و عکس و...، از خودشان نمی‌پرسند آیا این کار من درست است؟ آیا این خبر دروغ و جعلی نیست؟ آیا و آیا وآیا و... به قول قدیمی‌ها باید به عموم این جماعت گفت: برادر من! خواهر من! حرف زدن بلد نیستی حرف نزدن را که بلدی؟!

علیرضا جعفریان

خبر صبح؛ گروه اجتماعی/

یکی از بحران هایی که اخیرا جامعه با آن مواجه شده، تاخیر در ازدواج جوانان است؛ این امر در بعد اجتماعی به معضل بزرگی تبدیل شده است تا جایی که مقام معظم رهبری نیز به کرّات نسبت به آن هشدار داده و خواستار حمایت از ازدواج، رشد سالم باروری و افزایش فرزندآوری شده است.

در دهه ی اخیر اما شاهد این معضل بزرگ هستیم که جوانان خیلی کمتر به ازدواج و تشکیل خانواده می اندیشند؛ بیکاری، مشکلات فراوان اقتصادی، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، زیاده خواهی خانواده ها در اوایل ازدواج، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، از مهمترین دلایل اجتماعی هستند که تمایل جوانان به ازدواج را کاهش می‌دهند.

اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و اخلاق دلایلی هستند که در بالا رفتن سن ازدواج جوانان تاثیر بسیاری دارند؛ مشکلات اقتصادی، مسکن، تهیه وسایل زندگی، مهریه های بسیار سنگین که توسط خانواده ها تعیین می شوند، بیکاری، نبود ضمانت کاری، رفاه زدگی برخی از جوانان و فقر خانواده ها، چشم و هم چشمی ها و رواج جهیزیه های کمر شکن، از مهمترین علل اقتصادی در تأخیر ازدواج جوانان است.

مادی بودن تمام جوانب زندگی های کنونی و وجود قوانینی مانند زندانی شدن جوانانی که قادر به پرداخت مهریه نیستند موجب ترس آنها از ازدواج شده است، افراد جامعه هر روزه با دیدن افرادی که درگیر چنین مسائلی هستند، کاملا از ازدواج دلسرد شده و دوری می گزینند.

مداخله خانواده‌ در زندگی جوانان از دیگر دلایلی است که سبب می شود تا جوانان تا دیر هنگام نتوانند احساس آزادی کرده و با برآورد هر مطالبه توسط والدین، توقعات نیز بالا رفته و سبب کاهش امر ازدواج می شود.

اعتیاد، یکی دیگر از مسائلی است که موجب ترس دختران دم بخت می شود، طوری که در برخی موارد، اعتیاد فرد، پس از ازدواج معلوم و همین سبب ایجاد اختلاف و طلاق در خانواده می شود.

متاسفانه رواج «ازدواج دیرهنگام» در بین جوانان به امری عادی و طبیعی تبدیل شده و همین نیز سبب نگرانی های بیش از اندازه والدین و علاوه بر آن، نگرانی جامعه نیز می شود، چراکه جمعیت جامعه به سوی پیری رفته و در بسیاری از اوامر بلاتکلیف و با عدم پیشرفت مواجه خواهیم شد.

افسردگی و اضطراب، بی‌توجهی به مسایل دینی، ترس از تعهد متقابل در تأخیر ازدواج بسیار تاثیرگذار می باشد؛ هدف اصلی از ازدواج باید رسیدن زن و مرد به کمال باشد؛ خانواده ها نیز می توانند با کم کردن توقعات خویش، کاهش تجملات و مخارج اضافی به جوانان در حل این معضل کمک بسیاری نمایند.

خبر صبح؛ گروه گردشگری/

شهروندان یک شهر نقش بزرگ و حیاتی در تعیین خصوصیات ظاهری یک شهر دارند و موجب بهبود شرایط آن شهر و یا خدشه دار شدن ظاهرآن شهر می شوند.

شهروندانی که خود را در مقابل شکستن حریم سایر شهروندان و استفاده صحیح از امکانات شهری، مسئول نمی دانند و در استفاده از وسایل عمومی شهر استانداردهای رفتاری که در جهان شناخته شده است را رعایت نمی کنند، نباید انتظار داشتن شهری مدرن و زیبا را داشته باشند؛ برای داشتن شهری پاک باید فرهنگی بالا و شهرنشین داشت و خودمان نیز رفتارهای مناسب و به جا را جایگزین بدرفتاری نماییم.

 

با داشتن رفتارهای نامناسب نمی توان شهری تمیز داشت

به عنوان نمونه، پرت کردن زباله یا ته سیگار از داخل ماشین به خیابان  و یا ریختن زباله ها به جوی آب و کنار گذرگاه ها، خود نشانی از نداشتن فرهنگ شهرنشینی است. نمی توان تمام انتظارات را از مسئولان شهر داشت چراکه این موارد کوچک، تاثیر بسیاری در زشت جلوه دادن ظاهر شهر دارد؛ متاسفانه نبود فرهنگ شهر نشینی معضلات، مشکلات و در پی خود مخارج بالایی را برای اداره یک شهر ایجاد می کند، و نباید همیشه برای بهتر شدن اوضاع، انگشت اشاره را به سوی مسئولین برد چراکه با رعایت نکات جزئی از طرف خود مردم بسیاری از مشکلات شهر خود به خود حل می شوند.

رفتارهای نامناسب در مکان ها و وسایل عمومی از سوی برخی از جوانان که در شان یک انسان نیست، نیز باعث ایجاد مشکلاتی می شود؛ از جمله پاره کردن روکش صندلی و نوشتن یادگاری  به روی آن ها، ریختن زباله در کف خودروهای عمومی نیز از مواردی است که بسیار شاهد آن هستیم.

هجوم برچسب های لوله بازکنی در درب منازل، عبور رانندگان از چراغ قرمز، حرکت با سرعت بسیار در داخل شهر و ایجاد تصادف و مشکلات دیگر، تجاوز به حریم مغازه ها و پیاده روها توسط دست فروشان و دهها و صدها رفتار و کردار غیر اجتماعی که هر روزه از سوی  شهروندان سر می زند خود نشانی از نبود فرهنگ است که نمی توان از مسئولان انتظار رفع و رجوع این مشکلات را داشت، زیرا تا خود مردم دست به عمل نزنند این مشکلات حل نخواهند شد.

مشکلات و معضلاتی که با فرهنگ سازی و بالارفتن فرهنگ رفتاری حل می شوند بسیارند که ذکر آن در این گزارش نمی گنجد ، مواردی که بوضوح آنها را مشاهده می کنیم. این ها همه نشان دهنده وجود فقر فرهنگ شهر نشینی است که اصلاح و تقویت نقاط مثبت آن می تواند موجب بروز ایده های نو و نتایج عالی در شهر باشد.

در زندگی کنونی نیازمند این هستیم که به شهروندان در جامعه، قوانین مربوط به شهرنشینی را یادآوری و یا آموزش داده و در برابر هر قانون یا ضابطه ای، ضمانت اجرایی لازم را فراهم کنیم تا در شرایطی که لازم شد افراد متخلف مجازات شده و مجبور به پرداخت جریمه بابت رفتار نامناسب خود باشند.

با مسئولیت پذیری و ایجاد فرهنگ بالای شهرنشینی در شهرمان شاهد رفع بسیاری از معضلات به روز شهر خواهیم بود.

خبر صبح؛ گروه گردشگری/

تقریبا دو هفته از پنجم مهر، روز جهانی گردشگری می گذرد. بر خود لازم دانستم تا به این بهانه وضعیت گردشگری شهرم را نقد و بررسی کنم. شهری که نمی دانم چه بر سر گردشگری آن آمده که اینگونه چون شهرش مظلوم و ساکت شده است!!

 

کلانشهر تبریز!

- شهری که روزگاری پایتخت ایران بود!

- شهری که از نظر فعالیتهای اجتماعی فرهنگی و مذهبی در طول قرن ها زبانزد بوده است!

- شهری که تاریخ و عظمت آن برای قرنها زبانزد خاص و عام بوده است!

- شهری که دیدن آن روزگاری برای تاجران و مسافران آرزو بود!

- شهری که در بالین خود شمس ها، علامه جعفری ها، شهریارها و... پروراند!

- شهری که روزگاری یکی از زیباترین باغ شهرهای ایران بود!

- شهری که پنیر آن، فرش آن، خشکبار آن و... در دنیا شناخته شده است!

- شهری که الگویی بود برای پیشرفت و توسعه سایر ممالک!

- شهری که همواره با نام اولین ها شناخته می شد!

- شهری که لقبش دلاویز بود و ابهتش چشم‌گیر!

- و شهری که در آن بیش از 300 راهنمای گردشگری دارای گواهینامه و کارت راهنما وجود دارد!

- شهری که در دانشگاه سراسری و پیام نور آن رشته مدیریت جهانگردی چندین سال است آموزش داده می شود!

- شهری که به تازگی اولین دوره های بلدهای محلی گردشگری را برگزار می کند!

- شهری که طبق آمار سازمان میراث حدود 150 آژانس مسافرتی «بند ب» در آن در حوزه گردشگری مستقیما فعالیت می کنند!

-  شهری که چندین سال است فعالین فرهنگی و اجتماعی در آن در قالب سازمان های مردم نهاد در حوزه زیست محیطی، میراث فرهنگی، صنایع دستی، معماری و شهرسازی فعالیت می کنند!

- شهری که اولین خانه محیط زیست در آن (که به تعبیر بنده خانه‌ی امید مشارکت اجتماعی در تبریز است) در سال پیش افتتاح گردید!

و شهری که ...

 

چه بر سر گردشگری تبریز آمده؟!

واقعا چه بر سر گردشگری تبریز آمده است که با این همه پتانسیل و نیروی انسانی جوان، خلاق، متخصص، تحصیلکرده و آگاه هیچ گروه فعال گردشگری تاثیرگذار چه در فضای مجازی و چه در بطن جامعه ندارد؟

مشکل کار کجاست، چرا متخصصین و فعالین گردشگری اینقدر بی تفاوت به شهرشان و زادگاهشان شده اند؟!

بله خوب می دانم! متاسفانه در این شهر مشکلات زیاد است، می دانم کسی از فعالین فرهنگی و اجتماعی حمایت نمی کند، می دانم همه بلد شدیم خوب حرف بزنیم و شعار بدهیم، نیک می دانم در این شهر هیچ کس همدیگر را قبول ندارد، می دانم سرمایه اجتماعی در این شهر کمی کم رنگ تر شده، با جان و دل درک می کنم در این شهر... اما راهکار چیست؟ این که بنشینیم و تماشا کنیم و تعریف کنیم که در دیگر شهرها در حوزه گردشگری چه اتفاق می افتد؟

 

همه ما مسئولیم!!

همه ما فارغ التحصیلان و دانشجویان و راهنمایان و فعالین گردشگری در قبال آینده این شهر مسئولیم! کودکان این شهر در آینده از ما خواهند پرسید که برای زادگاه تان چه کرده اید؟

به یقین با سرمایه های موجود تبریز در بخش گردشگری می توان این صنعت را موتور محرک توسعه و پیشرفت در برنامه ریزهای کلان شهر در نظر گرفت. اما همتی می خواهد مردانه چه از سوی مردم و چه مسئولین!

و در پایان راهکاری که به نظر بنده در آستانه تبریز 2018 می تواند نقطه شروعی برای گردشگری تبریز باشد تنها یک نکته است و آن تشکیل گروه‌های مردم نهاد متخصص و فعال در این حوزه می باشد که دغدغه تبریز شدن تبریز را دارند و منافع گروه و جامعه را مقدم بر منافع شخصی قرار می‌دهند

داود فرجی غازانی

خبر صبح؛ گروه گزارش/

گلایه‌هایشان از جنس محرومیت است. گلایه دارند از بی‌توجهی‌ها، از وعده‌هایی که داده شد اما هیچ‌گاه عملی نشد. از زباله‌هایی که در گوشه و کنار زمین‌های خالی یا اطراف منازلشان روی هم تلمبار شده‌ است، گلایه دارند. می‌گویند «ما هم خدمات شهری می‌خواهیم، مگر ما آدم نیستیم؟ چرا ما نباید پارک داشته باشیم؟»

یکی از شهروندان ساکن در یکی از محلات حاشیه شهر تبریز می‌گوید: زمین‌های خالی این منطقه پر از نخاله‌های ساختمانی شده است و کسی هم نیست که جلوی تخلیه این نخاله‌ها در زمین‌های رهاشده را بگیرد. او می‌ا‌فزاید: «خانه‌هایمان پر از خزندگان و جوندگان موذی شده، شب‌ها از هر طرف خانه یک جانور بیرون می‌آید؛ این‌ها به‌جز خاک و نخاله‌ها یا زباله‌های انباشته‌شده مقابل منزلمان است.» وی بیان می‌کند: متاسفانه یک پارک محلی هم اینجا نیست که دلمان خوش باشد، بچه‌ها جایی برای بازی دارند و حداقل چشمشان به معتادانی که در حال تزریق هستند، نمی‌افتد.


از دست بچه‌ام سرنگ گرفتم...

یکی دیگر از بانوان ساکن در این محله از منطقه حاشیه شهر تبریز، رشته کلام را به دست می‌گیرد و با ناراحتی می‌گوید: شب‌ها آرامش نداریم، نمی‌توانیم بچه‌هایمان را اجازه دهیم از خانه خارج شوند، چون معتادان متجاهر در زمین‌های خالی جولان می‌دهند. او در یک جمله تمام مشکلات محله‌شان را خلاصه می‌کند: «زندگی خوبی نداریم.» به دختر بچه کوچکش هم اشاره می‌کند و می‌گوید: دیروز از دست بچه‌ام سرنگی را گرفتم که معلوم نبود چند معتاد از آن برای تزریق استفاده کرده بودند. دخترم آن را هنگام بازی با دوستانش در زمین خالی مقابل منزلمان پیدا کرده بود. او از مسئولان می‌خواهد که به دادشان برسند و می‌گوید: مگه ما آدم یا مسلمان نیستیم؟ به‌خدا ما هم می‌خواهیم زندگی خوبی داشته باشیم

 
اعتیاد در حاشیه شهر بیداد می‌کند

یکی دیگر از اهالی محلات حاشیه شهر در رابطه با معضلات موجود در این مناطق می‌گوید: اعتیاد در حاشیه شهر بیداد می‌کند، اگرچه پلیس هر روز می‌آید و سر و گوشی آب می‌دهد اما به محض رفتن پلیس دوباره سر و کله معتادان متجاهر در زمین‌های خالی پیدا می‌شود. وی می‌افزاید: مسئله اعتیاد به ویژه در میان جوانان دختر و پسر، وجود آسیب‌های فضای مجازی و ماهواره با وجود محرومیت، امنیت نامناسب، کمبود فضای سبز و کتابخانه بخشی از مشکلات مناطق حاشیه‌ای شهر است. این شهروند تبریزی با اشاره به وجود آسیب‌های اجتماعی فراوان در این مناطق خاطرنشان می‌کند: قاچاق مواد مخدر از مشکلاتی است که در حال افزایش بوده و حضور معتادان تزریقی در محل زندگی افراد سبب نگرانی برای خانواده‌ها شده است.

او اشاره‌ای هم به جمع‌آوری‌نکردن زباله‌ها هر از گاهی در معابر حاشیه شهر می‌کند و می‌گوید: متاسفانه این موضوع مشکلات بهداشتی بسیاری ایجاد کرده است.

گزارش از: علی افتخاری

خبر صبح؛ گروه اجتماعی/

يکي از کاراترين راه هاي فراگيري خواندن است. مغزانسان با مطالعه تغذيه مي کند و بر دانسته هايش افزوده مي گردد.

 کتاب از ديرباز اساسي ترين ابزار آموزش و بنيان پيشرفت فرهنگي و يکي از عوامل مهم رشد و نمو تمدن ها و مورد توجه جوامع بشري بوده است. اغلب انسان هاي موفق و توانمند محصول جوامع  کتاب خوان  مي باشند. افرادي که کتاب مي خوانند دامنه ي لغاتشان بالا و ديدگاه هايي متفاوت و همواره طالب ياد گيري هستند. مطالعه ضمن تقويت افکار همانند قطب نما راه گشاي انسان ها است.

خواندن حد و مرز و يا سن و زماني ندارد و افراد در هر فرصتي مي توانند از آن بهره مند شوند. انسان با مطالعه ي هر کتاب و يا نوشته اي، حجم بيشتري از دانسته ها را مي آموزد. عادت کتاب خواني يکي از ويژگيهاي مردم جوامع پويا است زيرا سبب افزايش و گسترش انديشه و افق هاي آن مي گردد.

 نا گفته نماند که فرهنگ اساسي ترين موضوع هويتي يک ملت و از جمله راه هاي با اهميت توسعه ي فرهنگي است که پويايي آن در گرو سرانه ي مطالعه و ميزان توليد و مصرف کالاهاي فرهنگي و اطلاعات در جامعه مي باشد.

نهاد هايي همچون خانواده، آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد مي توانند با مديريت و برنامه ريزي هايي کاملا هدفمند و بررسي و شناخت نيازهاي جوانان و مردم، زمينه هاي تهيه، توزيع و انگيزه هاي مطالعه را براي دانش آموزان و علاقه مندان جامعه فراهم سازند تا شرايط ايده آل و لازم جهت شکوفايي انگيزه ها براي دست يابي به کتاب و کتاب خواني در بين اقشار جامعه محقق و مهيا گردد.

مهدیقلی رشیدی

خبر صبح؛ گروه اجتماعی/

انسان از بدو پيدايش بر روي کره ي خاکي براي زنده ماندن و گذران زندگي و رفع نيازهاي خويش نيازمند کار و تلاش بوده است. در حقيقت کار بنيان و محور زندگي انسانها و دست يافتن آنها به اهداف، آمال و ايده هاي خود مي باشد.

 کار پشتوانه ي مردمِ جوامع پويا است. جامعه براي ادامه ي حيات و بقاي خود نيازمند تلاش و کار افراد خود مي باشد. کار بيشتر از اينکه داراي مفهومي جامعه شناسي باشد سرمايه اي ملي به شمار مي رود که سبب رشد و ايجاد تحول اجتماعات بشري مي گردد.

کار در آموزه هاي فرهنگي، تاريخي، ديني و باورهاي ما ايرانيان از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و به نحوي مقدس شمرده مي شود. امروزه گردونه هاي بزرگ توليد به دست نيروهاي آگاه و متخصص به گردش در مي آيد و نيروهاي مولد و کارفرمايان از يک نظام حقوقي و قوانين کاري بر خوردارند.

 کار و شغل مناسب در شکوفايي شخصيت افراد نيز موثر و بيکاري موجب احساس پريشاني در انسان مي گردد. ريشه ي اغلب مفسده هاي اخلاقي و فکري بيکاري است. از اين رو براي رويارويي با اين آسيب بزرگ اجتماعي بايد بسترهاي مناسب شغلي و کاري را براي افراد جامعه فراهم ساخت.

با نهادينه شدن ضرورت فرهنگ توسعه و ايجاد کار در برنامه ها و ذهنيت مديريتي مسئولين، «کار» به صورت امري ضروري و ارزشمند محسوب و از سوي آحاد جامعه تنها مسير توسعه ي موزون شناخته شده و از اين راه به شکوفايي و پيشرفت اقتصادي ياري مي نمايند.

 از اين رو مديران جامعه به ويژه شهري ما مي توانند با برنامه ريزي و تدوين راهکارهايي هوشمندانه و متناسب با توان و استعدادهاي افراد، کار و شغل ايجاد نموده و بدين وسيله زمينه هاي نوآوري، خلاقيت و پيشرفت و ترقي کاري را در سطوح گوناگون اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه ي شهري فراهم سازند و در غير اين صورت با گذر زمان و فرا گير شدن بيکاري صدمات جبران ناپذيري در فرآيند توسعه ي پايدار شهر و جامعه ي مان پديدار خواهد گرديد.

مهدیقلی رشیدی

خبر صبح؛ سرویس اجتماعی/

شاید بتوان گفت سوغات مجریان تکنوکرات بود که در پی برخی سیاست های سرمایه مدارانه، پدیده ای به نام بالا شهر- پایین شهر که یکی از نمادهای فاصله طبقاتی است، در ایران به وجود آمد و امروز شاهد نوعی دو دستگی میان مردمان فقیر و غنی شهرها هستیم؛ عمدتا دسته اول پایین شهری(جنوب شهری) و دسته دوم بالاشهری(شمال شهری) نام گرفته اند؛ هرچند که این تقدیر در "تبریز تب ریز" دگرگون است. چرا که خلاف اکثر شهرهای دیگر، قشر کم برخوردار آن در قسمت شمال جغرافیای تبریز سکونت یافته اند که حاشیه نشینی، بافت فرسوده و ساخت و سازهای غیراصولی و غیرمقاوم از جمله ویژگی های این مناطق است و هنگام مواجهه با حوادث ویرانگر طبیعی و غیرطبیعی، آن را به مراتب آسیب پذیرتر از نقاط دیگر شهر می کند.

آنچه مرقوم گشت، نه هدف اصلی این نوشتار، بلکه مقدمه ای است برای بیان یک نگرانی بزرگ که برای انتقال فحوای مطلب ترجیح می دهم آن را سونامی بنامم!!

تاکنون بسیار در خصوص زلزله خیزی تبریز و دغدغه هایی که در مورد ساخت و سازهای آن وجود دارد، بحث شده است اما شاید کمتر پیش آمده که توجه ها به سمت نحوه توزیع بیمارستان در سطح شهر و ارتباط آن با حوادثی چون زمین لرزه معطوف شده باشد.

الغرض عمده بیمارستان های تخصصی این شهر در مناطقی واقع شده اند که اصطلاحا بالاشهر نامیده می شوند و این در حالی است که آسیب پذیرترین بخش ها همان پایین شهر است و معدود بیمارستان هایی را در خود دارد. برای مثال بیمارستانی چون نیکوکاری که تخصصا در زمینه چشم پزشکی است در محدوده آسیب پذیر واقع شده، اما بیمارستان هایی چون امام رضا(ع)، شهدا، سینا، ۲۹ بهمن و غیره که قطعا هنگام ابتلا به حوادث نقش مهمتری را ایفا خواهند کرد، در مناطق بالاشهر واقع شده اند.

حال فرض کنید هنگام بروز زمین لرزه ای، پل های ارتباطی که مسیرهای پایین شهر را به مسیر بیمارستان ها وصل می کنند، تخریب شود، در این حال چه فاجعه ای رخ می دهد؟!

اینجاست که می توان از واژه اجل معلق استفاده کرد ... زیرا اگر زمین لرزه اجل مردمان تبریز باشد، توزیع نامناسب بیمارستان ها در قسمت های متعدد شهر و از بین رفتن راه های ارتباطی، مصیبتی افزون تر گشته و منجر به مرگ صدها و هزاران انسانی می شود که هرگز به بیمارستان نخواهند رسید و معدود بیمارستان های واقع شده در مناطق هدف نیز هرگز کفاف مصدومان حادثه را نخواهد داد.

کمیل ستاری

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…