سیاست

سیاست

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، سخنان ترامپ اولین واکنش علنی او به قبول اتهام از سوی مایکل فلن و پذیرش همکاری با رابرت مالر، مشاور ویژه مسئول تحقیقات در مورد احتمال تبانی مسئولان کارزار دونالد ترامپ با مقامات روسیه است. ترامپ در سخنان خود تاکید کرد که بین کارزار انتخاباتی او و روسیه هیچ گونه «تبانی و همکاری» وجود نداشته است. ترامپ سه بار به خبرنگاران گفت، ثابت شده که هیچ «تبانی و همکاری» وجود نداشته است. رئیس‌جمهوری آمریکا اقدامات مشاور سابق امنیت ملی خود را در دوره انتقالی بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ و پیش از شروع مسئولیت دولت فعلی قانونی دانست.

ترامپ در صفحه توییتر خود نوشت دلیل کنار رفتن فلن، دروغ گفتن او به معاون اول رئیس جمهور و اف‌بی‌آی بوده و در دوره انتقالی، کاری انجام نشده که نیاز به پنهان کردن داشته باشد. موضع‌گیری رئیس جمهور آمریکا به معنی تاکید بر این ادعا تلقی می‌شود که مایکل فلن را به خاطر غیرقانونی بودن اقداماتش در دوره انتقالی وادار به کناره‌گیری نکرده است. برکناری فلین پس از آن صورت گرفت که آشکار شد پیش از آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، در مورد آینده تحریم‌های آمریکا علیه روسیه با سفیر این کشور در واشنگتن گفت‌وگوهای بی‌مجوز داشته و در این باره به مایک پنس، معاون ترامپ واقعیت را نگفته است.

مایکل فلن به تازگی پذیرفت که در مورد مناسباتش با مقامات روسیه به اف‌بی‌آی دروغ گفته است. این رویداد روی تحقیقات مربوط به احتمال همکاری و تبانی کارزار دونالد ترامپ با مقامات روسیه تاثیر مهمی برجای خواهد گذاشت. مایکل فلن ۵۸ ساله و ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا ارشدترین مقامی است که از سوی رابرت مالر، مشاور ویژه مسئول تحقیقات در مورد دخالت‌های روسیه در انتخابات سال ۲۰۱۶ آمریکا متهم می‌شود.

اعتراف مایکل فلن به این نکته که به دستور مقامات ارشد کارزار دونالد ترامپ در دسامبر ۲۰۱۶ با سفیر روسیه در واشنگتن مذاکرات پنهانی داشته است، باعث شده که اکنون بسیاری در واشنگتن در مورد فرد بعدی در حلقه نزدیکان دونالد ترامپ که مورد اتهام قرار خواهد گرفت گمانه‌زنی کنند.

روزنامه «واشنگتن‌پست» به نقل از منابعی بدون ذکر نام آن‌ها می‌نویسد یکی از «مقامات ارشد» تیم انتقالی دونالد ترامپ که به مایکل فلن گفته است با مقامات روسیه تماس بگیرد جارد کوشنر، داماد ترامپ است. مایکل فلن همزمان با اذعان به دروغگویی، پذیرفته است که با تحقیقات رابرت مالر مشاور ویژه همکاری کند. تحقیقات رابرت مالر فراتر از موضوع همکاری و تبانی اردوی دونالد ترامپ با مقامات روسیه است و هرگونه تماس و تصمیم‌گیری غیرقانونی و از جمله احتمال تخریب این تحقیقات توسط شخص دونالد ترامپ را نیز در بر می‌گیرد.

شبکه خبری «ان‌بی‌سی» گزارش داد، مایکل فلن ممکن است شهادت دهد که دونالد ترامپ در طول کارزار انتخاباتی به او دستور داده بود که با مقامات روسیه تماس بگیرد. انتشار این خبر باعث تلاطم و سقوط ارزش سهام در بازار مالی نیویورک شد. کاخ سفید این موضوع را رد کرده که مایکل فلن ممکن است افراد دیگری را در این پرونده متهم کند. البته شبکه خبری «ان‌بی‌سی» سپس خبر خود را تصحیح کرد و گزارش داد که دونالد ترامپ ممکن است پس از انتخابات نوامبر ۲۰۱۶ به مایکل فلن دستور داده باشد که با مقامات روسیه تماس بگیرد.

مایکل فلن پس از حضور در یک جلسه دادگاه فدرال در شهر واشنگتن در بیانیه کوتاهی گفت: من می‌پذیرم اعمالی که امروز در جلسه دادگاه به آن اعتراف کردم نادرست بوده است. او افزود: پذیرش اتهام و قبول همکاری با دفتر مشاور ویژه مامور تحقیقات تصمیمی است که من به خاطر مصالح خانواده و کشورمان اتخاذ کرده‌ام. من مسئولیت کامل تمامی اعمال خود را می‌پذیرم. مجازات دادن شواهد دروغ به تحقیقات فدرال معمولا پنج سال زندان است ولی طبق اسناد دادگاه، رابرت مالر به خاطر پذیرش جرم از سوی مایکل فلن و همکاری با تحقیقات فدرال، به دادگاه توصیه کرده است که محکومیتی در حد شش ماه زندان برای او در نظر گرفته شود.

مایکل فلن چند هفته پس از آغاز دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در ماه فوریه ۲۰۱۷ و به خاطر نگرانی‌ها و انتقادات در مورد تماس‌های او با مقامات روسیه مجبور شد از مقامش به عنوان مشاور امنیت ملی استعفا دهد. بر اساس اسناد دادگاه که دادستانی آنها را منتشر کرده است، مایکل فلن روز ۲۸ دسامبر پارسال از سفیر روسیه در واشنگتن خواسته بود تا واکنش آن کشور به تحریم‌های دولت باراک اوباما علیه روسیه و اخراج ۳۵ دیپلمات آن کشور را نرم‌تر کند. این اقدام دولت باراک اوباما واکنشی بود به دخالت‌های روسیه در کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا.

دولت باراک اوباما پس از اقدامات تنبیهی علیه روسیه از عدم واکنش متقابل آن کشور تعجب کرده و به همین دلیل تحقیقات در مورد احتمال دخالت مایکل فلن و کارزار دونالد ترامپ در این مسأله را آغاز کرد. براساس مدارک دادگاه، مایکل فلن در یک دیدار دیگر با سفیر روسیه در واشینگتن از او خواست که مسکو به قطعنامه شورای امنیت مربوط به محکومیت اسرائیل به خاطر گسترش شهرک‌سازی در مناطق اشغالی رأی ندهد. هر چند این دو تماس مایکل فلن با سفیر روسیه به معنای همکاری یا تبانی با دولت روسیه نیست ولی در مورد مناسبات تیم انتقالی دونالد ترامپ با روسیه قبل از آغاز ریاست‌جمهوری او سئوالات و سوءظن‌هایی را مطرح کرد.

پادشاه اردن در سخنانی تاکید کرد: انتقال سفارت آمریکا به قدس در این مرحله پیامدهایی را در عرصه فلسطینی، عربی و اسلامی به دنبال خواهد داشت و خطری برای راه حل تشکیل دو کشوری است.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، عبدالله دوم، پادشاه اردن در بیانیه‌ منتشر شده از سوی دفتر پادشاهی اردن اظهار داشت که انتقال سفارت آمریکا به قدس در این مرحله موجب پیامدهای مختلفی در فلسطین و کشورهای عربی و اسلامی خواهد شد و این مساله خطری برای راه حل تشکیل دو کشور بوده و فرصتی را برای سوء‌استفاده گروه‌های تروریستی برای اشاعه افکارشان باز می‌کند.

وی گفت: اعطای روند صلح فرصتی برای موفقیت است. زیرا انتقال سفارت ناگزیر باید در چهارچوب راه حلی جامع صورت بگیرد که تشکیل کشور فلسطین به پایتختی قدس شرقی را محقق می‌کند. انتقال سفارت به قدس بهانه‌ای در دست تروریست‌ها برای سوء استفاده از خشونت جهت ایجاد محیطی به منظور گسترش عقاید افراط گرایانه‌شان خواهد بود.

این اظهارات در جریان نشست اخیر وی با رئیس کنگره، روسا و اعضای برخی کمیته‌ها در  مجلس سنا و نمایندگان مطرح شد. در این دیدارها راه‌های گسترش چشم اندازهای همکاری استراتژیک میان اردن و آمریکا و تحولات اوضاع خاورمیانه و در مقدمه آن تلاش‌ها برای به جریان انداختن روند صلح را مورد بررسی قرار گرفت.

در این نشست‌ها به بررسی ضرورت همکاری اقتصادی میان اردن و آمریکا و تمدید یادداشت تفاهم میان دو کشور که حجم همکاری میان دو کشور در زمینه اقتصادی و نظامی را مشخص می‌کند، پرداخته شد. در  دیدار  پادشاه اردن دیدگاه‌های این کشور نسبت به برخی مسائل و بحران‌های منطقه و تلاش‌های آن برای همکاری با گروه‌های تاثیرگذار منطقه‌ای و بین‌المللی به منظور ایجاد راه حلی سیاسی مورد توجه قرار گرفت.

همچنین پادشاه اردن با اشاره به بحران سوریه و لزوم تقویت تلاش‌ها برای دستیابی به راه حل سیاسی برای بحران گفت: توافق سه جانبه‌ای میان اردن، آمریکا و روسیه برای اجرای آتش بس و ایجاد منطقه کاهش تنش در جنوب سوریه وجود دارد که می‌تواند در روند سیاسی تاثیرگذار باشد.

سیدفاطمه حسینی با اعلام این خبر گفت: سوال من، خانم‌ها مافی، سیاوشی، اولادقباد و آقایان پارسایی و محمود صادقی از آقای علوی این است که چرا وزارت اطلاعات به جای رسیدگی و تعقیب و مجازات قاتل یا قاتلان مرحوم داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری، از دختر ایشان که برای برگزاری مراسم بزرگداشت آنها فعالیت کرده شکایت کرده است.

به گفته فاطمه حسینی در شرح این سوال آمده است: «بنا بر شواهد و دلایل موجود آقای داریوش فروهر و همسرش در تاریخ اول آذر 77 توسط بعضی از ماموران وزارت اطلاعات به طرز فجیعی در منزل ایشان به قتل رسید. این عمل که آشکارا و خلاف موازین شرعی، قانونی، انسانی و اخلاقی بود و همان زمان صریحا مورد مذمت و تقبیح رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت آسیب زیادی را به وجهه نظام جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی وارد کرد. رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 18 دی 77 فرمودند مرحوم فروهر قبل از انقلاب دوست ما بود، اول انقلاب همکار ما بود، بعد از پدید آمدن فتنه‌های سال 60 دشمن ما شد اما دشمن بی‌خطر و دشمن بی‌ضرر، دشمن بی‌خطری بود، انصافا آدم نانجیبی هم نبود، حالا شما فکر می‌کنید کسی که مثل فروهر را می‌کشد آیا این فرد می‌تواند دوست نظام باشد؟

متاسفانه وزارت اطلاعات و بعضی از مراجع امنیتی دیگر که باید حافظ امنیت و آزادی‌های مشروع شهروندان باشند طی سال‌های گذشته نه تنها در کشف و تعقیب رسیدگی و برخورد با آن جنایت دهشتناک که قلم از بیان آن شرم دارد کوتاهی کرده بلکه همه ساله از برگزاری مراسم یادبود برای ایشان جلوگیری کرده است.

البته امسال خوشبختانه اجازه برگزاری مراسم را داده‌اند ولی بنابر اظهار خانم پرستو فروهر فرزند ایشان، سه روز پس از سالگرد آنها وزارت اطلاعات از او شکایت کرده و پرونده‌ای برای رسیدگی به اتهامات مطروحه در شعبه 28 دادگاه انقلاب تشکیل داده‌اند. اکنون سوال از وزیر محترم اطلاعات این است که اولا وزارت اطلاعات تاکنون چه اقدامی برای شناسایی، تعقیب و مجازات عامران و مباشران آن جنایت فجیع انجام داده است و ثانیا چرا به جای دلجویی از بازماندگان همه ساله برای بازماندگان ایشان مزاحمت ایجاد می‌کند و چرا پس از برگزاری مراسم از دختر ایشان در دادگاه انقلاب شکایت کرده است؟»

به گزارش جام جم آنلاین، وزیر امور خارجه کشورمان در توییتر خود نوشت: هنگامی که واقعا برای صلح و مقابله با ترور در حال کار هستید، نیازی به سخنان توخالی یا جادوگری از جمله استفاده از گوی درخشان ندارید.

در جریان سفر ترامپ به عربستان و در مراسم افتتاح مرکز موسوم به "مرکز جهانی مبارزه با افراطی‌گری" در ریاض، تصویری منتشر شد که در آن دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر و سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان دستشان را بر روی یک گوی درخشان قرار داده بودند. در همان زمان در مورد این تصویر مباحث مختلفی در فضای مجازی منتشر شد و بسیاری از کاربران این تصویر را به تمسخر گرفتند.

روزنامه بهار: امانوئل ماکرون، رییس جمهور فرانسه تا چند روز دیگر عازم تهران خواهد بود تا با مقامات کشورمان در خصوص مسائل مختلف از چگونگی مقابله با سیاست‌های آمریکا علیه برجام تا ایجاد مقدماتی برای آغاز مذاکرات در خصوص پرونده‌های باز دیگر میان ایران و غرب رایزنی کند. وجه دیگر سفر رییس‌جمهور فرانسه موضوعات اقتصادی است. با نگاهی به قراردادهای منعقد شده در دوران پسابرجام شاهد آن هستیم که مهمترین قراردادهای اقتصادی میان کشورمان و دیگر کشورها با فرانسوی‌ها بوده است. شاید بتوان قراردادهای منعقد شده در دو صنعت خودروسازی و نفت را معروف‌ترین قراردادهای اقتصادی میان دو کشور دانست.همانطور که قابل پیش بینی بود سفر امانوئل ماکرون به تهران هم مانند سفر سایر مقامات کشورهای غربی با واکنش‌هایی منفی از سوی اقلیت تندروی غرب ستیز همراه شده است.

این واکنش‌های منفی به سفر ماکرون که بیشتر در رسانه‌های جریان اصولگرا دیده می‌شد به مجلس نیز سرایت کرده و نمایندگان افراطی مجلس خواهان برخورد با ماکرون در سفر او به تهران شدند. اگر بخواهیم با اندکی بدبینی به این موضوع بنگریم می‌توان گفت کلیدواژه «برخورد با ماکرون» به نوعی گرا دادن به نیروهای عملیاتی «دلواپس» است که در سابقه خود انواع رفتارهای خلاف منافع ملی را دارند. شاید بتوان اولین واکنش به چنین مطالبی را افزایش سطح امنیتی برای سفر ماکرون دانست تا تندروها یک آبروریزی بین‌المللی دیگر به وجود نیاورند.  درباره این نوع برخوردهای اقلیت تندرو در خصوص رابطه ایران و غرب دو تناقض قابل مشاهده و بررسی است.

۱- تندروها همواره نسبت به کندی اجرای قراردادهای اقتصادی میان ایران و کشورهای غربی گلایه دارند و در تبلیغات رسمی به گونه‌ای وانمود می‌کنند که گویی با وجود قراردادهای مختلف در دوران بعد از توافق هسته‌ای هیچ تغییری رخ نداده است.

۲- از طرف دیگر منتقدانِ همیشگیِ دولت میانه‌رو بر این اعتقادند که نباید تحریمی در حوزه‌های غیرهسته‌ای تصویب شود. بدیهی است که لازمه تسریع در اجرایی شدن توافق‌های اقتصادی و جلوگیری از تحریم‌های دیگر به طور طبیعی استفاده از ابزار دیپلماسی است و نمی‌توان با هر مذاکره میان مسئولان ایرانی و کشورهای غربی سروصدا به راه انداخت و از طرف دیگر نسبت به ملموس نبودن قراردادهای پسابرجامی و تحریم‌های احتمالی غیرهسته‌ای گلایه کرد.

ارتش زیمبابوه اعلام کرده امرسون منانگاگوا، معاون برکنار شده سابق رابرت موگابه وارد پایگاه هوایی مانیامه شده تا کنترل دولت این کشور را به دست بگیرد و رابرت موگابه نیز در یک "انتقال قدرت بدون خونریزی" برکنار و در بازداشت قرار گرفته است. گزارش‌های تاییدنشده‌ای منتشر شده مبنی بر اینکه موگابه ۹۳ ساله به همراه همسرش "گریس" و دیگر اعضای حلقه سیاسی نزدیک به او در بازداشت خانگی قرار گرفته‌اند.

جاکوب زوما، رئیس جمهوری آفریقای جنوبی هم صبح امروز چهارشنبه گفت که با رابرت موگابه تماس داشته و به نقل از او گفته که سالم است اما در حصر خانگی قرار دارد. زوما اعلام کرد که آماده است برای رفع بحران سیاسی زیمبابوه و حل اختلاف بین گروه های رقیب در حکومت آن کشور میانجیگری کند.
همزمان، چین که بزرگترین شریک تجاری زیمبابوه محسوب می شود، گفته که اوضاع آن کشور را از نزدیک زیر نظر دارد و امیدوار است که "طرف های ذینفع" اختلافات خود را به شکلی مسالمت‌آمیز حل و فصل کنند.
منانگاگوا مشهور به "کروکدیل" برای چندین دهه یک هم‌پیمان رابرت موگابه محسوب می‌شد و از او به عنوان کسی یاد می‌شد که از رئیسش مخوف‌تر است و موگابه کارهای کثیف را به او می‌سپارد.
منانگاگوا بعد از درگیری پیدا کردن با گریس، همسر موگابه متهم به خیانت و اخراج شد. با این حال او توانست حمایت مخالفان و ارتش زیمبابوه را به خود جلب کند.
ناظران اقدام موگابه در اخراج منانگاگوا را هموار کردن راه برای جانشینی گریس به جای او می‌دانستند. بعد از آن منانگاگوا که از حمایت ارتش برخوردار بود از کشور فرار کرد.
بعد از این رویدادها بود که سه‌شنبه عصر یک روز بعد از آنکه ژنرال کنستانتینو چیونگا، فرمانده ارتش زیمبابوه تهدید به مداخله برای حل تنش‌های سیاسی در حزب حاکم "زانو- پی اف" کرد، گزارش‌هایی مبنی بر استقرار خودروهای زرهی در شهر هراره پایتخت زیمبابوه منتشر شد.
زیمبابوه شب گذشته در پی تحرک ارتش بعد از مناقشه بین همسر رئیس‌جمهوری این کشور و معاونش که به برکناری معاون موگابه منجر شد، شب ناآرامی را شاهد بود.
در پی شنیده شدن صدای تیراندازی شدید و آتش توپخانه در حومه شمالی هراره، پایتخت زیمبابوه، در ساعات نخست صبح چهارشنبه گمانه زنی درباره این که ارتش دست به تحرک نظامی برای کودتا علیه رابرت موگابه رئیس‌جمهوری این کشور زده بالا گرفت هر چند که افسران ارتش در بیانیه‌ای که از تلویزیون رسمی قرائت کردند وقوع کودتای نظامی را در پی تسلط بر مقر رادیو و تلویزیون ملی این کشور تکذیب کردند.
ارتش این کشور در ابتدا در بیانیه خود که از شبکه زی بی سی پخش شد، اعلام کرد، به دنبال "کودتای نظامی" علیه حکومت رابرت موگابه نیست و این که فقط "مجرمان را هدف گرفته است."
در بیانیه ارتش آمده است: می‌خواهیم با کسانی مقابله کنیم که "مرتکب جرایمی شده‌اند که باعث رنج اجتماعی و اقتصادی در کشور شده است. به محض دست یافتن به این اهداف، انتظار بازگشت اوضاع به حالت عادی را داریم."
طبق این بیانیه، موگابه و خانواده‌اش در سلامت هستند و امنیت آنها تضمین شده است.
 طبق اعلام یک منبع دولتی وزیر دارایی دولت موگابه نیز توسط ارتش به منظور ریشه‌کنی جنایتکاران اطراف موگابه که باعث رنج و عذاب اقتصادی و اجتماعی مردم شده‌اند بازداشت شد.
ایگناتیوس چومبو، وزیر دارایی از اعضای برجسته جناج جی۴۰ از حزب زانو پی اف است.
سفارتخانه‌های آمریکا و انگلیس از شهروندان این دو کشور خواسته‌اند مواظب باشند و در خانه‌های خود بمانند.
پیشتر شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفته بودند، تیراندازی شدیدی را صبح امروز (چهارشنبه) در نزدیکی مقر اقامت رابرت موگابه مشاهده کرده‌اند.
یک شاهد عینی که در نزدیک مقر اقامت موگابه زندگی می‌کند، گفت: ما صدای ۳۰ تا ۴۰ گلوله را از سمت منزل رئیس‌جمهور طی سه تا چهار دقیقه شنیدیم.
اخیرا رقابت میان گریس موگابه، همسر رئیس جمهور و معاون سابق او در جریان بوده است.
پیشتر حزب حاکم زیمبابوه فرمانده ارتش را به "رفتار خائنانه" متهم کرد که پس از هشدار او در مورد مداخله نظامی بود.
بعد از آنکه موگابه معاونش را اخراج کرد، ژنرال کنستانتینو چیونگا او را به چالش کشید و گفت ارتش آماده است برای پایان پاکسازی‌ها در داخل حزب زانو پی اف وارد عمل شود.
منانگاگوا قبلا جانشین ریاست جمهوری تلقی می‌شد اما بعد گریس موگابه همسر رئیس جمهور در این موقعیت قرار گرفت.
رقابت میان خانم موگابه و منانگاگوا باعث شکاف در حزب زانو پی اف شد.

ارتش در خیابانها

هجوم مردم به بانکها

حضور ارتش در خیابانها


زمانی امرسون منانگاگوا به عنوان معاون موگابه و در مقابل همسر وی سوگند خورده بود
کشور زیمبابوه در جنوب آفریقا زمانی با عنوان "رودزیا" از مستعمرات بریتانیا بود اما در سال ۱۹۶۵ اقلیت سفید پوست ساکن این مستعمره به طور یکجانبه اعلام استقلال کردند که با مخالفت بریتانیا مواجه شد. در آن زمان، امکانات اقتصادی رودزیا عمدتا در دست اقلیت سفیدپوست متمرکز بود و انتظار می‌رفت دولت جدید نوعی نظام جدایی نژادی - آپارتاید - شبیه آفریقای جنوبی آن زمان را در این سرزمین مستقر کند.
پس از چند سال مقابله سیاسی از سوی بریتانیا و جامعه بین‌المللی، از جمله تحریم‌های اقتصادی، همراه با مبارزه مسلحانه گروه‌های طرفدار حکومت اکثریت سیاهپوست، سرانجام در سال ۱۹۸۰ بین دولت سفیدپوستان، بریتانیا و استقلال‌طلبان توافقی به دست آمد که در نتیجه آن، این سرزمین با نام جدید زیمبابوه استقلال یافت و قدرت به یک دولت بومی منتقل شد.
در اولین انتخابات پارلمانی در زیمبابوه که مدتی کوتاه پس از کسب استقلال برگزار شد، حزب اتحاد ملی آفریقایی زیمبابوه - زانو - به رهبری رابرت موگابه توانست اکثریت قابل توجه آرا را به دست آورد و قدرت را در دست گیرد. نتیجه انتخابات باعث شورش برخی اقلیت‌های قومی و سرکوب خونین آنان شد، اما جنگ داخلی سرانجام با توافق بین دولت و مخالفان و تشکیل حزب زانو - پی‌اف (زانو - جبهه مردمی) خاتمه یافت.
از آن زمان تا کنون، رابرت موگابه در سمت نخست وزیر و بعدا رئیس جمهوری، قدرت را در این کشور در دست داشته و با اینکه فعالیت احزاب دیگر ممنوع نیست، اما حزب حاکم با در دست داشتن مواضع قدرت سیاسی و اقتصادی، زمام امور را در دست دارد. به گفته منتقدان، رابرت موگابه و حزب زانو- پی‌اف به راه‌های مختلف، از سرکوب مخالفان گرفته تا تقلب در انتخابات، قدرت را حفظ کرده است.
زندگی‌نامه رابرت موگابه
رابرت گابریل کاریگامومبه موگابه زاده ۲۱ فوریه ۱۹۲۴ چهره انقلابی و سیاست‌مدار زیمبابوه‌ای است که از ۱۹۸۷ به عنوان رئیس‌جمهور، و پیشتر از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ به عنوان نخست وزیر بر زیمبابوه حکومت کرد. او از نظر ایدئولوژیک یک ملی‌گرای آفریقایی و یک سوسیالیست است، که از سال ۱۹۷۵ حزب اتحادیه ملی آفریقایی زیمبابوه-جبهه میهنی  ملقب به "زانو پی اف" را رهبری کرد.
موگابه در سوم اوت ۲۰۱۳ در انتخابات ریاست‌جمهوری با ۶۱ درصد آرا پیروز و برای هفتمین بار رئیس‌جمهور زیمبابوه شد، در این دوره مورگان چانگیرای، نخست‌وزیر زیمبابوه و رهبر حزب جنبش برای تغییر دموکراتیک ــ که رقیب اصلی موگابه به شمار می‌رفت ــ نزدیک به ۳۴ درصد آرا را کسب کرد. وی در سال ۲۰۱۵ به عنوان رئیس اتحادیه آفریقا برگزیده شد.  موگابه ۹۳ ساله پیرترین رئیس‌جمهور جهان محسوب می شود.
او که در ۱۹۵۱ مدرک لیسانس خود را از دانشگاه فورت هاره دریافت کرده، شش مدرک لیسانس دیگر را از راه آموزش از دور گرفت. او دو تا از مدارک حقوقش را در زندان به دست آورد. هنگام ریاست‌جمهوری، فوق‌لیسانس حقوق را دریافت کرد.
رابرت موگابه، به‌دلیل سیاست‌های اقتصادی و سرکوب مخالفان سیاسی‌اش، همواره تحت انتقاد محافل جهانی قرار داشته‌است.
پس از دخالت نظامی زیمبابوه به رهبری رابرت موگابه در جنگ دوم کنگو، که به سلب مالکیت انبوه زمین‌های سفیدپوست‌ها انجامید، بسیاری از کشورهای غربی وی را متهم به «تبعیض نژادی» و نفرت‌پراکنی نسبت به اقلیت سفیدپوست ساکن در زیمبابوه کردند.  براثر تحریم‌های اقتصادی، اقتصاد زیمبابوه با مشکلات بسیار جدی روبرو شد. کمبودهای جدیِ نفتی و غذایی منجر به مهاجرت گستردهٔ اهالی زیمبابوه به کشورهای همسایه، بخصوص آفریقای جنوبی شد.
موگابه، مخالفینش را «تازه متولدین استعمارگر» خوانده و معتقد بود که مشکلات زیمبابوه، «میراث استعمار» است.
موگابه در سال ۲۰۰۸ در پی فشار داخلی و بین‌الملی بر او، ناچار به تقسیم قدرت با مورگان چانگیرای، نخست‌وزیر کنونی شد. در پی این تقسیم قدرت، اقتصاد زیمبابوه پس از دهه‌ها رکود، به‌آرامی روند بهبود به خود گرفت.
جنجال‌ها
در پی انتقاد گوردون براون، نخست‌وزیر انگلیس از «وجود تقلب» در انتخابات ۲۹ مارس ۲۰۰۸ زیمبابوه، موگابه وی را «یک نقطهٔ ریز بر روی کُرهٔ زمین» خواند.
همچنین سیلویو برلوسکونی، نخست‌وزیر ایتالیا، و بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، که میزبان کنفرانسی در ژوئن ۲۰۰۸ میلادی برای مقابله با «بحران جهانیِ غذا» بودند از رابرت موگابه، رئیس‌جمهور زیمبابوه  برای  مراسم تشریفاتیِ شام که به افتخار رهبران حاضر در کنفرانس برپا شده‌بود، دعوت نکردند.
در سال ۲۰۱۳ و در جشن تولد ۸۹سالگی‌اش، موگابه، ضمن رد گزارش‌هایی مبنی بر اوضاع جسمانیِ بدش، مأموریت خود در ادارهٔ زیمبابوه را «آسمانی» توصیف کرد.
زندگی شخصی
وی در سال ۱۹۶۱ میلادی با سالی هیفران ازدواج کرد. خانواده سالی متعلق به «جنبش ملی‌گرایان غنا» بودند.  سالی هیفران که زن اول او بود در ۱۹۹۲ براثر نارسایی کلیه درگذشت. تنها پسر آنها در ۱۹۶۶، وقتی موگابه در زندان بود، درگذشته‌بود. برخی منتقدان می‌گویند موگابه پس از مرگ او زیمبابوه را بد اداره کرد.
موگابه در ۱۷ اوت ۱۹۹۶ با منشی سابقش، گریس ماروفو، که ۴۱ سال از خودش جوان‌تر بود و از او  دو فرزند داشت، ازدواج کرد. موگابه و گریس در یک مدرسهٔ میسیونری کاتولیک به‌شیوهٔ کاتولیک ازدواج کردند . نلسون ماندلا و نیز دو فرزند موگابه از گریس، از جمله مهمانان بودند. در حال حاضر آنها سه فرزند دارند: بونا، رابرت پیتر جونیور و بلمارین چاتونگا.
گریس، به‌دلیل ولخرجی در خریدهای اروپایی‌اش «گوچی گریس» خوانده شده و مورد انتقاد قرار گرفته‌است.
انتخابات سال ۲۰۱۳
رابرت موگابه در سوم اوت ۲۰۱۳ در انتخابات ریاست‌جمهوری زیمبابوه با ۶۱ درصد آرا پیروز و برای هفتمین بار رئیس‌جمهور زیمبابوه شد. در این دوره، مورگان چانگیرای، نخست‌وزیر زیمبابوه و رهبر حزب جنبش برای تغییر دموکراتیک، که رقیب اصلی موگابه به شمار می‌رفت، نزدیک به ۳۴ درصد آرا را کسب کرد. حزب حاکم زانو پی اف، حزب رابرت موگابه، بیش از دوسوم کرسی‌های مجلس این کشور را به خود اختصاص داد. پس از انتخابات، چانگیرای نتایج اعلام‌شده را نپذیرفت و گفت این آرا را در دادگاه به چالش خواهد گرفت. هرچند مسئول ناظران انتخاباتیِ اتحادیه آفریقا، انتخابات عمومی در زیمبابوه را آزاد، منصفانه و معتبر دانست، اما گروه موسوم به حامیان انتخابات زیمبابوه، بزرگترین گروه داخلیِ ناظر بر انتخابات این کشور، معتقد بود که انحرافات جدی در این انتخابات صورت گرفته‌است. اتحادیه اروپا درمورد انحراف و تقلب در انتخابات زیمبابوه ابراز نگرانی کرد.
در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۸ نیز موگابه و چانگیرای هر دو به دور دوم راه یافتند، اما پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر فشار بر طرفداران حزب جنبش برای تغییر دموکراتیک و کشته شدن شماری از آنان، مورگان چانگیرای از ادامهٔ رقابت صرف‌نظر کرد.

روزنامه عبری زبان هاآرتص نوشت: اسرائیل هم‌پیمانی بهتر از عربستان سعودی ندارد.

به گزارش ایسنا، تزوی برئیل در مقاله‌ای در روزنامه عبری هاآرتص نوشت، اسرائیل هم‌پیمانی بهتر از عربستان سعودی پیدا نمی‌کند چرا که عربستان نه تنها با حزب الله می‌جنگد بلکه نخست وزیر لبنان را که به مدت یک سال در صلح با این سازمان همزیستی داشت، برکنار کرد. هیچ کشور دیگری در جهان حتی ایالات متحده نمی‌تواند چنین رویکرد خصومتی را علیه ایران اعمال کند و حتی وارد جنگی در یمن شود. این جنگ نه به خاطر یمنی‌ها بلکه با هدف جلوگیری از نفوذ ایران است.

عربستان همچنین به حماس نسبت تقویت روابط با تهران هشدار می‌دهد و بر واشنگتن برای بیرون آمدن از خواب خود جهت فعالیت علیه ایران اعمال فشار می‌کند. به نظر می‌رسد که عربستان از پیوستن اسرائیل به "محور سنی" خرسند خواهد بود. احترام بسیاری را برای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان قائل است که شجاعانه برای کنار زدن چندین وزیر از پست‌هایشان وارد عمل شد و این اقدام را در چارچوب جنگ علیه فساد انجام داد و وی از رویارویی با تندروهای دینی در عربستان هراسی ندارد.

می‌توان پیش‌بینی کرد که چنین ائتلافی با یک ابرقدرت عربی شکل بگیرد که دیدگاه مشترک با اسرائیل در خصوص دشمن بزرگترشان دارد.

و این گونه زمانی که یک موشک بالستیک از یمن به ریاض شلیک می‌شود اسرائیل خوشحال می‌شود در حال حاضر نیز از استعفا یا برکناری سعد حریری، نخست وزیر لبنان جشن گرفته است چراکه این اقدام را انگیزه‌ای برای تقویت جبهه نبرد علیه جبهه ایران به حساب می‌آورد.

طی هفت سالی که از بهارهای عربی گذشت، سه سالی هم که از زمان سیطره داعش بر اراضی در سوریه و عراق می‌گذرد، ائتلاف‌ها در خاورمیانه تغییر کرد. آن کسانی که دانستند چگونه از فرصت‌ها همچون روسیه و ایران و ترکیه استفاده کنند، سرمایه گذاری سیاسی کردند. این فرصت در حال حاضر برای اسرائیل وجود دارد. اما اسرائیل از مساله فلسطین بسیار خوب درس گرفته است که هیچ فرصتی را برای از دست دادن فرصتی دیگر از دست ندهد.

چه اشکالی رخ می‌دهد اگر اسرائیل دستش را به سمت عربستان دراز کند و بخواهد مذاکرات با فلسطینی‌ها را براساس طرح صلح عربی آغاز کند که عادی سازی روابط عربی را با اسرائیل مقابل عقب‌نشینی از تمامی اراضی اشغالی پیشنهاد می‌کند. چه بسا اسرائیل میانجی‌گری عربستان را طلب کند. مبالغه نکرده‌ایم اگر بگوییم تلاش برای تشکیل ائتلافی عربی متشکل از مصر، اردن، امارات و عربستان با این هدف وجود دارد. به ویژه که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از مباهات به روابطش با کشورهای عربی حتی با کشورهایی که توافق صلح با اسرائیل امضا نکرده‌اند،‌ دست برنمی‌دارد. ائتلاف  با مصر در مرزهای جنوبی بسیار خوب است. همکاری آرام و استراتژیک نیز با اردن وجود دارد. روابط با امارات نیز عملا آن را تبدیل به شریک آرام کرده است.

رئیس جمهوری قزاقستان در مورد گروه های تروریستی منهدم شده در خاورمیانه هشدار داد و گفت: باید مراقب بود، گروه های تروریستی منهدم شده می توانند در خاک کشورهای دیگر دوباره فعالیت خود را از سر بگیرند و این یک چالش جدی برای کل اورآسیا است .
 
به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری ' کازاینفورم ' در روز دوشنبه، نور سلطان نظربایف روز دوشنبه طی سخنانی در آستانه افزود: قدرت های منطقه ای با وجود اختلاف نظر موفق به هماهنگی اقدامات برای مبارزه با داعش در خاورمیانه شدند و گروه های تروریستی اکنون به دنبال نفوذ در کشورها و سرزمین های دیگر هستند.
وی افزود: تروریسم بین المللی نتایج فاجعه باری داشته و برای آن هیچ مرزی وجود ندارد و در حال حاضر هر نقطه از کره زمین می تواند مورد هدف ویرانگر تروریسم بین المللی قرار گیرد.
به گفته نظربایف، از اوایل هزاره سوم تعداد اقدامات تروریستی و نیز کشته شدگان ده برابر افزایش یافته و در سال 2016 میلادی اقدامات تروریستی در 104 کشور روی داده است که این میزان 50 درصد جهان را تشکیل می دهد .
وی افزود: این از لحاظ مقیاس و ابعاد جغرافیایی به آن معنی است که ما در وضعیت جنگ جهانی سوم ، جنگی علیه ترور قرار داریم .
رییس جمهوری قزاقستان خاطر نشان کرد: در حال حاضر ترور از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته انتقال می یابد .
نظربایف یادآور شد، بنا به شاخص جهانی تروریسم سال 2015 میلادی بدترین سال برای کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ( سازمان بین المللی اقتصادی کشورهای توسعه یافته ) از لحاظ تروریسم بوده است و در همان سال 731 حملات تروریستی در 21 کشور از 34 کشور این سازمان روی داده است .

روزنامه بهار: ظاهرا قرار نیست تندروها دست از سر شهیندخت مولاوردی و معصومه ابتکار بردارند.با وجود آنکه روحانی در دولت دوازدهم سعی کرد با جابجایی این دو نیروی کارآمدش به نوعی فشارهای تندروها را کاهش دهد اما شاهد آن هستیم که نه تنها از این فشار‌ها کاسته نشده بلکه کار به فحاشی رسیده است.ماجرا از آنجا شروع شد که خانم مولاوردی با انتشار تصویری بنا بر وظیفه دینی خود خواست از منکری که دیده است نهی کند و از زائرانی که در مسیر راهپیمایی اربعین بودند با زبان اشاره خواست که در کنار خیابان آشغال نریزند.

او در صفحه اینستاگرام خود نوشته است: «چه‌اندازه رفتارهایمان با امامان بزرگواری که برای زیارتشان سر از پا نمی‌شناسیم و نظافت را از ایمان می‌دانند، شباهت دارد؟!»همین تذکر ساده مولاوردی به یکباره فغان عده‌ای را به آسمان بلند کرد و کم کم کار به جایی رسید که همین تذکر ساده تبدیل به توهین و هتک حرمت ارزشهای مذهبی شد! بعد از مدتی نویسنده‌ تندرو یکی از روزنامه‌های افراطی در فضای مجازی مطلبی را به همین بهانه نوشت که خلاصه ساده شده آن این است: نه تنها مولاوردی آشغال است بلکه ابتکار هم آشغال است، روحانی هم آشغال است!

تعجب کردید؟ مایه تعجب و تاسف هم هست، که مدعیان ارزش‌ها در برابر یادآوری حدیث نبوی که نظافت را از ایمان می‌داند و امر به معروف و نهی از منکر یک مسلمان این‌گونه برآشفته شده و زبان به هتاکی گشوده و از اینکه درباره دیگران چنین الفاظ رکیکی را به کار ببرند هیچ ابایی هم ندارند.نکته جالب توجه هم آن است که اینان همان‌ها هستند که دختران این سرزمین را به بهانه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر با رفتارهایی زننده و غیردینی از هر چه حجاب و مفاهیم این چنینی است دور کرده‌اند.

همین‌ها که امروز در برابر تذکری ساده و محترمانه زبان به هتاکی می‌گشایند در خیابان‌های شهر و دانشگاه‌ها به دنبال هجمه به خواهران و دختران ما هستند تا به خیال باطل خودشان فریضه امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر را به جای آورند و هنگامی که با اعتراض مواجه می‌شوند که این مسائل به شما چه ارتباطی دارد پشت نقاب‌های دینی پنهان می‌شوند.

ریشه و اساس مشکل همینجاست که عده‌ای از دین و ارزشها نقابی برای خود ساخته‌اند و با پنهان شدن پشت القابی مثل ارزشی و انقلابی تیشه برداشته و به ریشه همان می‌زنند که در ظاهر خود را معتقد به آن می‌دانند. نه آن نویسنده هتاک که فحاشانه علیه مولاوردی، ابتکار، روحانی دست به قلم برده است ارزش پاسخگویی دارد و نه اساساً گوشی برای شنیدن در چنان فردی وجود دارد اما آنچه مایه تاسف و تأمل است سکوت جریان‌هایی است که این حضرات به نام و بهانه دفاع از آنان چنین هتاکانه و به تصور آنکه حق مطلقند سخن می‌گویند.

ابوالحسن شاکری رحیمی
شواهد گویای این است که اقدام‌های تنبیهی و «نرم» دولت عراق و دولت‌های‌ترکیه و ایران علیه منطقه کردستان پیگیری خواهد شد.  در عین حال، احتمال بروز درگیری‌های درون مرزی نیز به خصوص در کرکوک وجود دارد. همه‌پرسی جدایی کردستان از عراق با وجود مخالفت‌های گسترده در تاریخ 25 سپتامبر 2017 برگزار شد. با این حال، درباره وضعیت کردستان پس از همه‌پرسی هنوز نمی‌توان نظر مشخص و قاطعی عنوان کرد. با توجه به این شرایط همه احتمالات پس از همه‌پرسی کردستان موضوع این نوشتار است که به طور اختصار مورد بررسی قرار می‏‌گیرد. به طور کلی می‏‌توان چهار سناریو را برای کردستان پس از همه‌‏پرسی در نظر گرفت که در شکل زیر آمده‌اند:
1 - سناریوی نخست:
محاصره و تحریم
یکی از مهم‌ترین پیامدهای همه‌پرسی جدایی کردستان از عراق، محاصره منطقه کردستان توسط عراق و کشورهای همسایه است. دولت عراق در پی مصوبه مجلس این کشور همه مرزهای خود با منطقه کردستان را بسته است. دولت‌های‌ترکیه و جمهوری اسلامی ایران نیز حریم هوایی خود را به روی کردستان بسته و اعلام کردند که مرزهای زمینی این کشورها با منطقه کردستان هم بسته خواهد شد. این کشورها معتقد هستند که توافق‌های مرزی و توافق‌های مربوط به عبور هواپیماها صرفاً با محوریت دولت مرکزی بغداد پابرجا خواهد بود زیرا این توافق‌ها میان دولت عراق و این دولت‌ها منعقد شده است. در همین حال، دولت عراق از کشورهای دیگر اعم از کشورهای منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای خواست پروازهای خود را به اربیل متوقف کنند و در عمل هیچ پروازی به فرودگاه‌های کردستان انجام نمی‌شود. سوال مهم این است چرا دولت عراق و کشورهای همسایه در نخستین واکنش به محاصره منطقه کردستان روی آوردند و پیامدهای محاصره چیست؟
1-1 محاصره و تحریم؛ عامل شدت گرفتن مشکلات اقتصادی عدیده در کردستان عراق
می‌‌توان یکی از مهم‌ترین دلایل روی آوردن دولت عراق و مخالفان جدایی کردستان به محاصره و تحریم را در این موضوع بیان کرد که پاشنه آشیل کردستان عراق، تنگنای ژئوپلتیکی است. کردستان عراق محصور در خشکی است و به آبهای آزاد راه ندارد. کردستان عراق میان چهار کشور‌ترکیه، ایران، عراق و سوریه قرار گرفته است. بنابراین، کردستان برای تعامل اقتصادی و به خصوص فروش نفت باید از تنگنای ژئوپلتیکی خارج شود که با توجه به مخالفت کشورهای همسایه با جدایی کردستان و واکنش آنها، خروج از این تنگنا امکان‌پذیر نیست. این تنگنای جغرافیایی سبب شدت گرفتن مشکلات اقتصادی در منطقه کردستان خواهد شد. این در حالی است که این منطقه هم‌‌اکنون نیز بدهی 22 میلیارد دلاری دارد، با نرخ بالای بیکاری مواجه و در پرداخت حقوق کارمندان نیز با مشکل مواجه است؛ به نحوی که هر چند ماه یک بار حقوق کارمندان را پرداخت می‌کند. محاصره و تحریم اقتصادی سبب می‌‌شود که مشکلات اقتصادی در منطقه کردستان افزایش زیادی داشته باشد زیرا اقتصاد منطقه کردستان عمیقاً وابسته به نفت است و 85 درصد درآمد آن از طریق فروش نفت به دست می‌‌آید.
1-2 انزوای کردستان عراق
یکی از مهم‌‌ترین پیامدهای محاصره، انزوای کردستان است. از یک سو؛ این انزوا، یک انزوای جغرافیایی خواهد بود زیرا توسط عراق و کشورهای همسایه «تحریم ارتباطی» شده است و از سوی دیگر این انزوا، دیپلماتیک خواهد بود زیرا به استثناء اسرائیل، هیچ کشوری از جدایی کردستان از عراق حمایت نکرده و حتی «آنتونیو گوترش» ، دبیرکل سازمان ملل نیز با این موضوع مخالفت کرده است. این شرایط سبب می‌‌شود که تشکیل کشور کردی مورد شناسایی کشورهای دیگر و سازمان ملل متحد قرار نگیرد؛ در حالی که شناسایی کشورها و سازمان ملل متحد یکی از مهم‌‌ترین شرط‌‌ها برای تشکیل یک کشور جدید است. بنابراین، اگر اصرار مسعود بارزانی بر تشکیل کشور کردی ادامه داشته باشد، صرفاً سبب تضعیف جایگاه کردها در نظام جهانی و انزوای دیپلماتیک کردستان عراق خواهد شد.
2 - سناریوی دوم:
درگیری‌های پراکنده
درگیری بخش مهمی از تاریخ روابط کردها با دولت مرکزی عراق را شکل داد که ریشه اصلی آن نیز تلاش حکام عراقی برای طرد و از بین بردن هویت کردی و تقسیم آنها در شهرهای مختلف عراق بود. همین سیاست نیز سبب خیزش‌های متعدد کردها علیه دولت مرکزی بغداد شد؛ به نحوی که کردها خیزش‌‌های پراکنده‌‌ای در دهه‌‌های 1920، 1930، 1940، 1960، 1970و 1980 انجام دادند که «ملا مصطفی بارزانی» ، در هدایت و رهبری این خیزش‌‌ها نقش اساسی داشت. اکنون نیز تلاش‌ تجزیه‌طلبانه کردستان عراق بر اساس فاکتور «قوم‌محوری» انجام می‌شود و همین موضوع نیز سبب می‌شود که پیامدهای امنیتی این تلاش از جمله احتمال وقوع درگیری‌های پراکنده بیشتر باشد. الگوی قوم‌محوری در جدایی کردستان از عراق می‌تواند بازتولید خشونت در عراق را در پی داشته باشد. از آنجایی که دولت عراق اقدام به انسداد مرزها با منطقه کردستان کرده و همچنین با توجه به اینکه در مناطقی نظیر کرکوک جمعیت رنگارنگ و از هویت‌های قومی متعددی هستند، شکل‌گیری خشونت و درگیری‌های پراکنده (نه جنگ) اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.
3 - سناریوی سوم:
جنگ درون‌مرزی و فرامرزی
تاریخ روابط کردها با دولت عراق ضمن اینکه مملو از درگیری‌ها و خیزش‌های پراکنده است، شاهد جنگ‌های متعدد و البته شدیدی نیز است. برای مثال؛ یکی از تلخ‌ترین اتفاق‌ها برای کردها، عملیات نظامی گسترده‌‌ای با عنوان «انفال» است که در سال 1988 و تحت هدایت «علی حسن المجید» ، پسر عموی صدام، انجام گرفت. «علی حسن المجید» به خاطر استفاده از سلاح‌‌های بیولوژیکی و شیمیایی علیه شهرها و روستاهای کردنشین به «علی شیمیایی» معروف شد. معروف‌‌ترین حمله شیمیایی در مارس 1988 در حلبچه رخ داد. هدف اصلی حذف مقاومت کردها به هر شکل ممکن بود که حکومت عراق آنها را «خراب‌‌کارها» نامید که شامل همه مردهای 15 تا 70 سال بود. در طول عملیات انفال بیش از 4000 روستا تخریب، بیش از 180 هزار نفر جان خود را از دست داده و ده‌ها هزار نفر آواره شدند. سوال این است که آیا همه‌پرسی جدایی نیز می‌تواند سبب بروز جنگ شود؟ الگوی رفتاری دولت عراق در برخورد با همه‌پرسی جدایی کردستان گویای این است که دولت مرکزی بغداد به دنبال ایجاد جنگ نیست زیرا این کشور به تازگی توانست با صرف هزینه‌های زیاد جنگ با‌تروریست‌های داعش را به پایان برساند که البته هنوز بخش‌های اندکی از عراق در اشغال ‌تروریست‌ها قرار دارد. با این حال، موضوع زمانی متفاوت خواهد شد که مقامات کرد درصدد ضمیمه کردن مناطق مورد منازعه به خصوص کرکوک به اقلیم کردستان باشند. در این صورت با توجه به اینکه مناطق مورد منازعه بخشی از منطقه کردستان نیستند و تحت کنترل دولت مرکزی بغداد قرار دارند و همچنین با توجه به اهمیت ژئوپلتیکی مناطق مورد منازعه به خصوص کرکوک که پس از بصره، بیشترین چاه‌های نفتی در این استان قرار دارد، امکان جنگ میان منطقه کردستان و دولت مرکزی بغداد افزایش می‌یابد. در همین راستا نیز طی روزهای 15 و 16 اکتبر درگیری‌هایی میان نیروهای پیشمرگه و نیروهای نظامی و امنیتی عراق در کرکوک رخ داد که سبب عقب‌نشینی نیروهای پیشمرگه و کنترل استان کرکوک توسط دولت مرکزی بغداد پس از سه سال شد. از این رو، می‌توان گفت تداوم تجزیه‌طلبی کردها «خشونت‌ها و درگیری‌های پراکنده درون‌مرزی» میان کردها و اقلیت‌هایی نظیر‌ترکمن‌ها را به خصوص در مناطق مورد منازعه اجتناب‌ناپذیر می‌سازد و پافشاری بر ضمیمه کردن مناطق مورد منازعه به منطقه کردستان نیز زمینه بروز «جنگ داخلی» در عراق را تقویت می‌کند. اما موضوع مهم این است که همه‌‌پرسی جدایی کردستان از عراق موضوعی صرفاً «عراقی» نیست بلکه در سطح منطقه‌‌ای و به خصوص برای کشورهای ایران،‌ترکیه و سوریه نیز حایز اهمیت است. هر یک از این کشورها همه‌‌پرسی جدایی کردستان از عراق را یک تهدید جدی می‌‌دانند. دولت رجب طیب اردوغان با داشتن دست کم 15 میلیون جمعیت کرد نگران تبعات جدایی کردستان از عراق بر جمعیت کرد‌ترکیه است. جمهوری اسلامی ایران نیز علاوه بر نگرانی درباره تاثیرگذاری این همه‌‌پرسی بر جمعیت کرد، نگران این است که جدایی منطقه کردستان به تقویت نفوذ اسرائیل در منطقه کردستان و هم‌مرز شدن آن با جمهوری اسلامی ایران منجر شود. از این رو، تهران و آنکارا با قاطعیت با همه‌‌پرسی جدایی کردستان از عراق مخالفت کردند و حتی این موضوع سبب نزدیکی بیشتر دو کشور شده است؛ به نحوی که پس از برگزاری همه‌‌پرسی جدایی کردستان ابتدا «ژنرال حلوصی آکار» ، رئیس ستاد ارتش‌ترکیه و سپس «رجب طیب اردوغان» ، رئیس جمهوری‌ترکیه به تهران سفر و با مقامات نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفتگو کردند که محور اصلی این گفتگوها نیز مخالفت با جدایی کردستان از عراق بود. اگرچه شکل‌‌گیری یک جنگ فرامرزی بعید به نظر می‌‌رسد، اما اگر این همه‌‌پرسی سبب عملی شدن نگرانی‌‌های داخلی‌ترکیه درباره جمعیت کرد این کشور و تحرکات پ. ک. ک علیه‌ترکیه شود و در عین حال، اگر سبب فعال شدن برخی احزاب معارض ایران مانند «کوموله» و «پژاک» شود، امکان شکل‌گیری جنگ فرامرزی علیه منطقه کردستان عراق وجود دارد.
4 - سناریوی چهارم:
میانجی‌گری بازیگر ثالث
چهارمین سناریویی که درباره جدایی کردستان از عراق می‌توان مطرح کرد، میانجی‌گری بازیگر ثالث است. در صورتی که منطقه کردستان بر اجرایی کردن نتیجه همه‌پرسی که همان جدایی این منطقه از عراق و تجزیه این کشور است، و دولت عراق نیز بر تداوم محاصره و اقدام‌های تنبیهی خود علیه منطقه کردستان پافشاری کند، احتمال میانجی‌گری بازیگر ثالثی وجود دارد. میانجی‌گری بازیگری ثالث قطعاً با دادن امتیازهایی از سوی طرفین همراه خواهد بود. با توجه به اینکه مسعود بارزانی و دولت منطقه کردستان نیز می‌توانند از میانجی‌گری بازیگر ثالث میان اربیل و بغداد، ذینفع باشند و شاهد یک بازی «باخت-برد» به نفع عراق نباشند، گزینه مطلوب بارزانی می‌تواند در شرایط کنونی و با تداوم فشارها بر منطقه کردستان، میانجی‌گری بازیگر سوم باشد. اگرچه کشورهایی نظیر ایران،‌ترکیه، عربستان سعودی، روسیه، فرانسه، انگلیس و آمریکا برای میانجی‌گری میان منطقه کردستان و دولت بغداد اعلام آمادگی کردند، اما به نظر می‌رسد که در نهایت سازمان ملل متحد می‌تواند میانجی‌گری را انجام دهد. میانجی‌گری بازیگر ثالث می‌تواند به نتایج زیر منتهی شود:
4-1 دادن برخی امتیازها از طرف بغداد به اربیل و لغو نتیجه همه‌پرسی (برد-برد)
با توجه به اینکه دولت عراق و کشورهای همسایه با جدایی کردستان از عراق مخالفت کرده و جامعه‌ بین‌الملل نیز از شناسایی دولت کردی خودداری می‌کند، احتمال برگزاری مذاکره میان اربیل و بغداد با میانجی‌گری بازیگر ثالث قوت می‌گیرد که از نتایج این سناریو، تلاش طرفین برای رقم زدن نتیجه برد-برد است. این امتیازها می‌تواند شامل پرداخت بودجه عقب افتاده به اربیل، موافقت برای فروش نفت بیشتر توسط اربیل و گفتگو درباره مناطق مورد منازعه مطابق قانون اساسی عراق باشد. در مقابل؛ دولت منطقه کردستان نیز نتیجه همه‌پرسی را لغو خواهد کرد و به عنوان منطقه‌ای فدرال و بخشی از تمامیت ارضی عراق باقی خواهد ماند. احتمال وقوع این نتیجه از دل میانجی‌گری احتمالی با امکان وقوع زیاد است.
4-2 تعیین زمان‌بندی برای جدایی کردستان از عراق: مدل سودان- سودان
مسعود بارزانی، رئیس منطقه کردستان عراق بارها اعلام کرد که برگزاری همه‌پرسی جدایی کردستان از عراق به منزله جدایی فوری این منطقه از عراق نخواهد بود بلکه این جدایی در یک فرآیند دو یا سه ساله رخ خواهد داد. از این رو، بارزانی در فضای پساهمه‌پرسی نیز اعلام کرد که آمادگی تعلیق نتیجه همه‌پرسی برای مدت دو سال را دارد. در واقع این بازه زمانی دو یا سه ساله با هدف حل مشکلات طرفین از جمله مناطق مورد منازعه مطرح شده که در نهایت به جدایی کردستان می‌انجامد. به عبارت دیگر، طرفین برای جدایی کردستان از عراق در شرایط خاصی که از جمله آن باقی ماندن کرکوک در تمامیت ارضی عراق خواهد بود، توافق و مدل سودان-سودان را اجرا کنند.
4-3 توافق درباره ایجاد
سیستم کنفدرالی
یکی از مهم‌ترین نتایج میانجی‌گری میان کردها و دولت بغداد، می‌تواند حرکت کردستان به سوی کنفدرالی شدن باشد که گزینه مطلوب مسعود بارزانی نیز است. به لحاظ حقوقی دامنه اختیارات و صلاحیت‌های سیستم کنفدرالی گسترده‌تر از سیستم فدرالی است. در نظام کنفدرال هر یک از واحدهای تشکیل‌دهنده مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند. کنفدراسیون اتحاد دولت‌های مستقل است که بنا به برخی مقاصد مشترک متحد شدند، اما از نظر حقوقی هر یک از این دولت‌ها هرگاه بخواهند حق دارند از آن بیرون آیند. حرکت در مسیر کنفدرالی شدن کردستان، اقدامی خلاف قانون اساسی عراق محسوب می‌شود زیرا مطابق قانون اساسی، نظام سیاسی این کشور، فدرال است. در واقع کنفدرالی شدن کردستان به معنای جدایی آن از عراق محسوب می‌شود و موافقت دولت عراق با آن نیز تقریباً در شرایط کنونی بعید به نظر می‌رسد.
5- شکست همه‌پرسی و
بازگشت به قبل از آن
یکی از سناریوهای محتمل برای کردستان پس از همه‌پرسی، شکست این همه‌پرسی در اثر نتایج حاصل از الگوی رفتاری سه کشور عراق،‌ترکیه و ایران و همچنین شدت گرفتن اختلاف‌های داخلی در منطقه کردستان است. شکست همه‌پرسی به منزله شکست مسعود بارزانی، رئیس منطقه کردستان است و می‌توان انتظار داشت که وی با برکناری از ساختار قدرت در منطقه کردستان (یکی از مطالبه‌های اصلی منتقدان بارزانی نیز برکناری وی از ریاست منطقه است) ، به دلیل رفتار تجزیه‌طلبانه‌ای که علیه تمامیت ارضی عراق انجام داد تحت پیگرد قضایی دولت عراق قرار گیرد یا از کردستان خارج شود و یا اینکه با انعطاف دولت مرکزی بغداد و چشم‌پوشی از تخلفی که مرتکب شد، در منطقه کردستان بدون ورود به سیاست به زندگی خود ادامه دهد.
نتیجه‌گیری
شواهد گویای این است که اقدام‌های تنبیهی و «نرم» دولت عراق و دولت‌های‌ترکیه و ایران علیه منطقه کردستان پیگیری خواهد شد. در عین حال، احتمال بروز درگیری‌های درون مرزی نیز به خصوص در کرکوک وجود دارد. با توجه به این شرایط، می‌توان محتمل‌ترین سناریو برای کردستان پس از همه‌پرسی را «میانجی‌گری بازیگر ثالثی» عنوان کرد که مطلوب‌ترین نتیجه آن نیز برای اربیل و بغداد می‌تواند اعطای امتیاز از جانب عراق و لغو نتیجه همه‌پرسی و باقی ماندن منطقه کردستان تحت تمامیت ارضی عراق باشد که به نوعی بازی «برد-برد» است. در واقع؛ میانجی‌گری بازیگر ثالث پس از وقوع سناریوهای سه‌گانه (محاصره و تحریم، درگیری‌های پراکنده، جنگ درون‌مرزی و فرامرزی) محقق خواهد شد که می‌تواند با توجه به پیامدهای سناریوهای سه‌گانه ذکر شده منتهی به توافقی برای پایان دادن به بحران کردی در عراق شود. تحقق این سناریو به منزله اشتباه بودن برگزاری همه‌پرسی توسط دولت محلی کردستان است زیرا بی‌اعتمادی میان بغداد و اربیل در اثر این اقدام بیش از زمان قبل از برگزاری همه‌پرسی افزایش خواهد یافت.

 

مرجع : روزنامه بهار
صفحه 1 از 3
Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…