گروه سیاست: روابط میان دو کشور همسایه‌ی ترکیه و ایران در ۵۰۰ سال گذشته را باید به دوره‌های مختلفی تقسیم کرد؛ روابطی که با روی کار آمدن امپراتوری عثمانی از همان ابتدا وارد فاز تخاصم و درگیری شد. اما بعدها و در دوران معاصر و تا همین اواخر این روابط توام با حسن نیت و در راستای تعمیق روابط اقتصادی و سیاسی همراه بود. به طور کلی تحلیل دوجانبه روابط این دو کشور همسایه بیشتر به عناصر زمانی بستگی داشته است. به گواه تاریخ بیش از ۲۳ مورد جنگ و درگیری میان دو کشور در ۴۰۰ سال گذشته روی داده است. این جنگ‌ها که بیشتر از سوی عثمانی‌ها علیه ایران شکل می‌گرفت، کشته‌ها و غارت‌های زیادی به بار آورده بود. و همین موضوع تا سالیان نه‌چندان دور بر روابط این دو کشور همسایه سایه شومی افکنده بود.

اما در دوران قبل از انقلاب، به دلیل ماهیت سکولار جمهوری ترکیه و خاندان پهلوی و همچنین فضای حاکم بین‌المللی جنگ سرد، دو کشور روابط نسبتاً دوستانه با یکدیگر داشته و به جز چند مورد تنش نسبتاً کوتاه تیرگی مهمی در روابط تهران و آنکارا دیده نمی‌شود.

این روابط خوب در دوران پس از جمهوری اسلامی نیز علیرغم نوسان در ماهیت تنش‌ها همچنان تداوم یافت و می‌توان گفت که ماهیت روابط دو جانبه به همان شکل «رقابت در عین دوستی» ادامه داشته است. اما آنچه که ماهیت تنش دار روابط را بیشتر نمایان‌تر کرده است را می‌توان «در بهار عربی و خلع قدرت ناشی از پس کشیدن آمریکا از معادلات خاورمیانه» خلاصه کرد. در این راستا دو کشور سوریه و عراق همواره میدان رقابت میان ترکیه و ایران بوده است.

 با نگاهی عمیق‌تر به تاریخ معادلات سیاسی منطقه می‌توان این گونه برداشت کرد که «روابط اقتصادی» و «برداشت مشترک امنیتی بر سر مسئله کردی» همواره دو نقطه اشتراک گرم شدن روابط دو کشور بوده است. بررسی تاریخ بیست ساله روابط ایران و ترکیه نشان می‌دهد که هر وقت روابط دو کشور بنا به هر دلیلی رو به تیرگی نهاده است دو کشور با برجسته کردن وابستگی متقابل اقتصادی به ویژه در زمینه انرژی و همچنین نیاز به عملکرد مشترک در قبال جدایی‌طلبی کردی به نقطه اشتراک رسیدند. اما آنچه که نظر تحلیلگران را به خود جلب کرده است این است که چرا تنش اخیر میان ایران و ترکیه نه تنها فرو نمی‌نشیند بلکه حالت افزایشی نیز به خود گرفته است؟

پاسخ این سوال را می توان بدین گونه در نظر گرفت که دو عامل مذکور تعدیل کننده تنش‌ها، اکنون خود به عوامل تنش‌زا تبدیل شده‌اند:

یکم این که ترکیه با سرمایه گذاری در زیرساخت‌های انرژی جمهوری آذربایجان و همچنین انرژی‌های تجدید پذیر مانند منابع خورشیدی و بادی نیاز خود به گاز ایران را به حداقل رسانده است. در مقابل واردات ایران از ترکیه نیز به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. با این اوصاف دوران پراگماتیزم اقتصادی میان دو کشور نیز رو به افول است و وابستگی اقتصادی به مانند آنچه که در گذشته وجود داشت دیگر مورد بحث نمی باشد. .

دوم این که مسئله کردی نیز به نوبه خود به یکی از تنش‌های اصلی میان دو کشور تبدیل شده است. ترکیه معادلات امنیتی خود در خاورمیانه به ویژه در سوریه و عراق را با مبارزه با گروه تروریستی پ.ک.ک تنظیم کرده است، ترکیه ایران را به حمایت از گروه‌های مذکور در عراق و سوریه و همچنین پناه دادن به این گروه‌ها در خاک خود متهم می‌کند. ایران نیز در گفتمان‌سازی متقابل، سیاست‌های مبارزه ترکیه با پ.ک.ک را بخشی از سیاست‌های توسعه‌طلبانه ترکیه در منطقه خاورمیانه تلقی می‌کند.

نتیجه این که در چند سال اخیر و با مرور سیر تحولات، به نظر می‌رسد دو عنصر همگرایانه‌ی فوق‌الذکر، تبدیل به عناصر واقع گرایانه شده‌اند، امری که در صورت تداوم می‌تواند به روابط دو کشور به صورت جدی خدشه وارد سازد!