گروه فرهنگ و ادب: در سال ۲۰۰۷ بود که همسایه دیوار به دیوار کشورمان، شخصیتی را به عنوان شاعر و فیلسوف ترکیه ثبت جهانی کرد که نامش مولانا جلال الدین محمد مولوی بود. و حالا سالهاست که جلال الدین مولوی با این که تمامی آثارش به زبان فارسی و تداعی گر فرهنگ و ادب ایرانی-اسلامی است، از فرهنگ ما رخت بر بسته است؛ کمی آن طرف‌تر در همان شهر پر هیاهو به صراحت تاریخ علم و دانش کشورمان نیز نادیده گرفته شده و تندیس بوعلی سینا دانشمند ایرانی در بیمارستانی با همین نام در پایتخت ترکیه ساخته شده است! در حالی که مقبره او نه در آنکارا و قونیه بلکه در همدان است! از ایران و شهرهای آن گرفته تا مولانا و فارابی و عطار، در و دیوار کشور ترکیه پر شده است از نام‌ها و مشاهیر ایرانی و گذر زمان انگار برای برخی از افتخارات کشورمان، شناسنامه عثمانی صادر کرده است، تا جایی که تاریخ و واقعیت‌های آن دگر گون شده و فرهنگ‌مان به کام دیگران رفته است. این مصادره به مطلوب‌ها و در واقع تاریخ‌سازی‌ها به کشور ترکیه ختم نشده و دیگر کشورهای همسایه هم از جمله جمهوری آذربایجان نیز از این قافله جعل تاریخ عقب نمانده و بعد از تصاحب بزرگانی چون نظامی گنجوی که اتفاقاً او هم تمامی آثارش به زبان فارسی سروده شده است، اینک چشم طمع به شاعر معاصر ایرانی سید محمد حسین شهریار دارد.

مصادره به مطلوب استاد شهریار توسط باکو

 این جمهوری کوچک، اجرای سلسله تدابیری را به مناسبت ۱۱۵ سالگی استاد محمدحسین شهریار، شاعر معاصر ایرانی، به منظور مصادره به مطلوب و معرفی جهت دار این شاعر آذری زبان ایران و استفاده از این دارایی فرهنگی ایران در راستای تعریف هویت و تاریخ‌سازی برای جمهوری آذربایجان آغاز کرده است.

این خبر را خبرگزاری آذرتاج رسانه‌ای کرد و نوشت: «اخیرا انتشارات “هدف” در باکو کتاب “محمدحسین شهریار در خاطرات” را منتشر کرد. این کتاب با پیشگفتار خانم اسمیرا فواد، عضو هیات علمی موسسه ادبیات “نظامی گنجوی” آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان که گردآوری مطالب کتاب را نیز به عهده دارد، منتشر شده است. ریاست این طرح را شمیل صادق ، دکترای فلسفه زبان شناسی و ویراستاری  آن را صبوحی شاهمورسوی به عهده داشته اند.

آذرتاج افزوده است: «این کتاب شامل خاطرات درباره محمدحسین شهریار، شاعر بزرگ آذربایجان است. در ابتدای این مجموعه، خاطرات خود شاعر نیز گنجانده شده است. همچنین نوشته های دختر و برادر و دوستان این شاعر و هنرمندان و ادبا نیز در این کتاب منتشر شده است. در این خاطرات، درباره حوادثی که شهریار از کودکی تا پیری تجربه کرده است، بحث می شود. لحظه لحظه ساعات پایانی عمر این استاد بزرگ سخن و مرگ وی در خاطرات شاهدان به خوانندگان تفهیم می شود. کتاب “شهریار در خاطرات” برای استفاده علاقمندان به شهریارشناسی و بطور کل برای توده گسترده خوانندگان در نظر گرفته شده است.»

همچنین به گزارش آذرتاج، در چارچوب طرح ” سلسله یادبودها” کتابخانه مرکزی منطقه یاسامال اداره کل فرهنگ شهر باکو ، کلیپی به مناسبت ۱۱۵ سالگی شهریار تولید شد. امسال ۱۱۵ سالگی محمدحسین شهریار است و در همین ارتباط این کتابخانه برای یادبود این شاعر از کلیپ ” محمدحسین شهریار-۱۱۵″ رونمایی کرد. در این کلیپ، اطلاعات مربوط به زندگی شهریار، هنر و آثار این شاعر نمایش داده شده است. همچنین در این کتاب، عکس های این شاعر در دوره های مختلف نشان داده شده است.»

سیاست‌های غریب ایران درباره شخصیت‌های فرهنگی

با توجه به سیاست غریبی که در کشور خودمان درباره مفاخر و مشاهیر و فراموشی بیشتر آنها در پیش گرفته شده است، به طوری که حتی یک مستند خوب و تاثیرگذار هم از بیشتر آن‌ها در رسانه ملی پخش نمی‌شود، هیچ فیلم سینمایی از داستان زندگی این مفاخر ساخته نشده و هیچ وقت آن طور که باید به آن‌ها پرداخته نمی‌شود؛ باید هم انتظار داشت تا کشورهای همسایه ما که تا چندی پیش جزوی از جغرافیای تاریخی و فرهنگی ایران بودند، اقدام به تصاحب شخصیت‌های فرهنگی و مصادره به‌مطلوب آنها باشند!

باید برای مفاخرمان چرخه‌ اقتصادی ایجاد کنیم

چندی پیش علی‌رضا دبیرنژاد، موزه‌دار و عضو ایکوم ایران، در ارتباط با مصادره شخصیت‌های فرهنگی و ادبی ایران توسط کشورهای همسایه به ایسنا گفت: «چیزهایی در کشورمان وجود دارد که میراث و افتخار همه کشور است، اما وقتی از آن‌ها هیچ استفاده‌ای نشود، در شرایطی که قابل بهره‌برداری هستند، به سرمایه‌ای برای کشورهای دیگر تبدیل می‌شوند، سرمایه‌های کشورمان از دست می‌روند و سودی ندارند، مانند بذری که وقتی نکاریم به نتیجه و محصولی نمی‌رسد. این مفاخر وقتی به میراث ملموس تبدیل نشوند و از آن‌ها بهره فرهنگی معاصر گرفته نشده و ثبت و ضبط نشوند، وارد حیات چرخه امروزی هم نمی‌شوند.»

دبیرنژاد بخشِ دیگر این روایت را به فریز کردن مفاخر فرهنگی کشور مربوط می‌داند و ادامه می‌دهد: «هجمه و بهره‌برداری دیگران از مفاخر ما با همین برخوردها انجام می‌شود. در کشور این همه مفاخر فرهنگی و دستاوردهای علمی، ادبی و فرهنگی داریم، اما چقدر برای این دستاوردها روش‌های جدیدی پیدا کرده‌ایم که آن‌ها را ثبت و ضبط و از آن‌ها بهره‌برداری کنیم و بتوانیم برای چرخه امروزی از آن‌ها برند جهانی درآوردیم؟»

این موزه‌دار با اشاره به رفتارهای کشور ترکیه در استفاده از برند «مولانا» در طول سال‌های گذشته، ادامه می‌دهد: «ترکیه هرساله با این برند یک چرخه گردشگری برای خود ایجاد می‌کند و از آن برندی جهانی ساخته است. او در ادامه این سوال را مطرح می‌کند که ما از دانشمندان خود از «ابن سینا» گرفته تا «فارابی» در کدام موزه‌های کشور، تجلی، تحقق و نمودی برای این چهره‌های شاخص علمی و ادبی می‌توانیم داشته‌ باشیم؟

دبیرنژاد همچنین به رفتار کشور ترکیه در استفاده از رمان “معصومیت” اورهان پاموک و ایجاد یک چرخه‌ اقتصادی براساس آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «کافی است بشماریم که در ایران چند نویسنده و مفاخر و آثار برجسته داریم، که برای‌شان حتی یک قدم هم برنداشته‌ایم؟ به عنوان مثال چه زمانی آمده‌ایم برای «سندباد» در ایران کاری تولید کنیم، یا پهلوانان و مفاخرمان مانند «پوریای ولی» تا دانشمندانی مثل «زکریای رازی»، «ابن سینا» یا «فارابی» را به بقیه  معرفی کنیم، این در حالی است که متاسفانه بسیاری از شخصیت‌های ما آن طرف شناخته‌شده‌تر از داخل کشور هستند.»

او با تاکید بر این‌که براساس اصول جهانی امروزه هر کشور که برای هر اثری زودتر گام جلو بگذارد، چه ترکیه برای فارابی باشد و چه جمهوری آذربایجان برای نظامی، برای‌شان یک گام رو به جلو است، ادامه می‌دهد: «برای این شخصیت‌ها موزه می‌سازند یا مدال در نظر می‌گیرند، گامی که در ایران برای فارابی در حد یک جشنواره سالانه و یک عنوان تعریف شده و نه بیشتر از آن.»

فردا منتظر مصادره «شاهنامه» باشید

این موزه‌دار با تاکید بر این‌که از فردا باید منتظر “شاهنامه” باشیم که ناگهان کشوری با نام یک موزه یا یک برند یا جشنواره آن را مصادره کند، اظهار می‌کند:‌ «آن‌قدر که امکان دارد تا دیگر کشورها مانند تاجیکستان که با رستم و سهراب زندگی کرده و از آن‌ها فیلم ‌ساخته‌اند با شاهنامه خود را مطرح کند، در ایران امکان‌پذیر نیست. در واقع ما هیچ نوع رویکرد و چشم‌انداز و مدیریتی برای بهره‌برداری و ثبت در این موارد نداریم. مهم است که توجه، سیاست و برنامه‌ای برای بهره‌برداری و برندسازی داشته باشیم، چون ثبت هر شخصیت فقط یک گام برای بهره‌برداری است، نه همه چیزی که باید به آن برسیم.»

شخصیت ها و میراث فرهنگی مورد اختلاف ایران در یونسکو

مرور فهرست وار برخی از مهم ترینِ آثار و چهره های ادبی و تاریخی که به نام ایران و به کام دیگر کشورهای همسایه شده است، می تواند تلنگری باشد بر مسئولانِ میراث فرهنگی کشورمان که بدانند تک تکِ این میراث، بخش های مهمی از پازل تاریخ و ملیت ما هستند که هویت مان را شکل داده اند. ای کاش در حفظ و حراست و ثبت و نگهداری شان، دلسوزتر و پرتلاش تر باشیم:

مولوی : ترکیه

ملانصرالدین: ترک‌ها، عرب‌ها، افغان‌ها، قفقازها، هندی‌ها، پاکستانی‌ها و بوسنیایی ها

شهرزاد قصه گو: عرب ها

فردوسی: افغانستان

فارابی: قزاقستان – ترکیه

نظامی گنجوی: جمهوری آذربایجان

عمر خیام: عرب ها

ابوریحان بیرونی: ترکیه

همچنین درباره سایر فرهنگ‌ها و رسوم ایرانی هم کشورهای همسایه ما بیکار نبوده و برخی از آنها را به نام خود ثبت و ضبط کرده و یا در حال طی مراحل ثبت در یونسکو هستند:

چوگان: جمهوری آذربایجان

قهوه خانه: ترکیه (در حال ثبت)

نان لواش: ارمنستان

موسیقی عاشیقلار: جمهوری آذربایجان

بادگیر: امارت متحده عربی

شب یلدا: جمهوری آذربایجان(در حال ثبت)