گروه سیاست: حال و هوای  انتخابات از ماه ها قبل در فضای مجازی و گفتمان های مردمی به چشم می خورد و  با پایان گرفتن زمان ثبتنام نامزدها شور و حال انتخاباتی بیشتر دامن گرفته است. در این بین اولین چیزی که به ذهن هر اهل خردی می رسد این است که شرکت در انتخابات یک وظیفه است، وظیفه ی خطیر و مهمی که اگر از عهده و انجام آن شانه خالی کنیم باعث تسلط معاندین و دشمنان بر ایران اسلامی شده ایم تسلطی که بر کسی پوشیده نیست. شرکت نکردن مردم در انتخابات باعث تسلط سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی دشمن بر ایران اسلامی می شود. اما همچنان برخی از سر ناامیدی درآمده و سعی در قتل امید مردم دارند. سوالی که پیش می آید این است که آیا شرکت در انتخابات یک حق است یا تکلیف ؟!

انتخابات؛ مهم ترین عرصه ی حضور مردم

انتخابات بعنوان مهم‌ترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می‌شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت‌ها اهمیتی معادل تعیین آینده یک نظام و مملکت را دارد. این امر در صدر اسلام و در زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده‌ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت. شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.

هم حق است و هم تکلیف

در این بین مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است. اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد می‌تواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همه واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی می باشند و نتیجتاً نمی‌توانند از آن سرپیچی کنند.

در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت‌ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب‌های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.

در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند. در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.

در قضیه انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع ماده فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند.

ضمانت اجرا؛ مذهب و معنویت

در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفه شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند. مرور بیانات امام(ره) و رهبری در رابطه با شرکت در انتخابات نمونه هایی بارز از تاکید مراجع دینی برای اولا حضور در انتخابات و دوما دقت در انتخاب، می باشد.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند. بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظام اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود. فرزانه اسدزاده