گروه تاریخ: در این که مردم آذربایجان بازماندگان قوم ماد هستند جای هیچ گونه شکی نیست. چون همه منابع علمی و تاریخی و استادان مردم‌شناسی، مردم آذربایجان را بطور مستمر از ریشه مادهای باستان می‌دانند. ده‌ها دلیل ساده و علمی مربوط به ۳۰ قرن گذشته نشان می‌دهد که مردم شمال غرب ایران به مادهای باستان پیوسته‌اند و همه پژوهشگران این را مسلّم می‌دانند. حتی بیشتر تورکولوگ‌ها همچون محمد تقی زهتابی هم پیوسته و صریح اقرار می‌کنند که مردم آذربایجان از اعقاب مادها هستند. اما بحث عجیب و غیر علمی در این میان این که افرادی چون زهتابی در ادامه ادعا می‌کنند که مادها غیر آریایی (ایرانی) بوده‌اند. البته زهتابی و امثال وی به این فرضیه خود هم قانع نشده و در ادامه فرضیه‌ای غیر علمی و غیر تاریخی مطرح کرده و می‌گویند که مادها هم چون سومری‌ها و ایلامی‌ها و… ترک نژاد بوده‌اند و دلیل آن را با یک بنیان غیر علمی دیگر به نام اقوام التصاقی زبان، معرفی می‌کنند!!

آیا مادها ترک نژاد بودند؟

در رابطه با هویت ایرانی مادها و این که آنها هیچ قرابت و ارتباطی با ترک‌ها نداشتند، چنان اسناد محکمی وجود دارد که جای هیچ گونه شک و تردید را باقی نمی‌گذارد و محکم‌ترین مدارک در معرفی هویت مادها نوشتارهای مورخینی هست که در عهد باستان زندگی می‌کردند:

۱- مورخان باستان مانند: هرودوت؛ فرای؛ استرابون؛ پیرنیا و موسا خورنی به صراحت، مادها را «آریایی» خوانده‌اند.

۲- نام شاهان و سرداران ماد که در متون آشوری و یونانی و پارسی‌باستان ذکر گردیده‌اند، همگی به آشکارا «آریایی» هستند. یعنی نام‌هایی به زبان ایرانی هستند. نه آسیانیک یا سامی یا از همه محال‌تر: ترکی !(مانند: فْرَوَرتی، اوُوَخْشَترَ، اَرشْتْی‌وَییگَ، شیدیرپَرنَ، تَخمَ‌سپادَ و…) [کمرون، ص ۱۱۰، ۱۱۷، ۱۳۲؛ بویس، ص ۶-۳۲]

۳- واژگان بازمانده از گویش مادی همگی ایرانی هستند که نشانه‌ی روشن «آریایی» (ایرانی) بودن زبان مادهاست! مانند: Farnah به معنای فر –  Paradayda به معنای پردیس – Vazraka  به معنای بزرگ –  Vispa به معنای همه –  Spaka  به معنای سگ – Mitra  به معنای مهر –  Xshayathia به معنای شاه. [دیاکونوف، ص ۶-۶۵؛ لغت‌نامه‌ی دهخدا، مقدمه، ص۱۰؛ فقیه، ص۱۷۲؛ نیز تصریح «استرابون» به «آریایی» بودن زبان مادها و پیوند و همسانی آن با زبان‌های پارس و بلخ و سغد؛ پیرنیا، ص۱۶۰ و نیز کلام داریوش بزرگ ـ که زبان مادها و پارس ها را در یک گروه قرار می‌دهد درکتیبه‌ی DPg؛ بریان، ص۴۰۸ و ۴۰۶]

۴- بناهای مذهبی (معابد) یافته شده در سکونت‌گاه‌های مادها آشکارا تعلق مذهبی ماد را به اندیشه‌ها و آیین‌های دینی هندوایرانی و شاید زرتشتی، نشان می‌دهد و نه تعلق به «شَمَنیسم» را! [سرفراز و فیروزمندی، ص۶۴، ۵۸،۵۵] حال، با این اوصاف چه گونه می‌توان قوم ماد را که عنوان، زبان و فرهنگ، دین و در یک کلام، تمام هویت‌اش «آریایی»ست را بی هیچ دلیل و سندی، «ترک» دانست؟!

اشتباه باستان شناس فرانسوی و ترک دانستن مادها

در قرن نوزدهم و زمانی که غربی‌ها تازه به کشف دنیای شرق روی آورده بودند، یک محقق فرانسوی به نام Oppert  این حدس را پیش آورد که شاید مادها به اقوام ترک مربوط بوده‌اند و در کتاب خود مادها را به حدس و گمان آلتایی و ترک دانست. اظهار نظر این نویسنده حتی قبل از کشفیات باستان شناسی و سنگ نبشته‌های آشوری و ایلامی و پیش از پیدایش تحقیقات علمی صورت گرفته بود. بعدها با کشف سنگ نبشته‌های ایلامی و آشوری و به دنبال حفریات شوش، اسناد و مدارک جدیدی به دست آمد که به سادگی اشتباه این باستان‌شناس فرانسوی را آشکار کرد و همه محققان و تاریخ شناسان بزرگ و کوچک جهان در قرن ۱۹ و سراسر قرن ۲۰ و حالا در قرن ۲۱ آریایی بودن مادها را اعلام کردند و مطالب تاریخی را ادامه دادند و موضوع کاملا روشن است. در زیر تنها به نوشته دو تن از بزرگترین باستان شناسان، یک ایرانی و یک خارجی اشاره می‌کنیم که اشاره به حدس غلط این فرانسوی کرده‌اند:

۱- مشیرالدوله در کتاب “ایران باستان” که در دهه اول قرن چهاردهم هجری نوشته شده است، پس از بیان اینکه مادها مردمی آریا نژاد بودند، با ارائه اسناد و دلایل معتبر، خطای این خاور شناس فرانسوی را آشکار کرده و نوشته است: «اُپرت در آن زمان که هنوز تحقیقات کافی درباره مادها نشده بود به اشتباه مادها را آلتایی (مغول) پنداشته و اکنون با اکتشاف کتیبه ایلامی بیستون مبنا و پایه و عقیده Oppert باطل شده و دیگر کسی بر آریایی بودن مادها تردید ندارد و محقق است که مادی‌ها شعبه‌ای از آرینهای ایرانی بوده اند.»

۲- دیاکونوف نیز در کتاب تاریخ ماد که حاوی آخرین کشفیات علمی درباره مادها است اظهار نظر اُپرت را در یک بخش مفصل ۲۰ صفحه ای تحت عنوان “زبان شناسی” رد کرده و نوشته است: «اظهار نظر اوپرت کهنه و بی اساس و مردود است، زیرا این اظهار نظر مربوط به زمانی است که هیچ اطلاعی از سنگ نبشته‌های ایلامی و حفریات شوش و دیگر اسناد و دستاوردهای باستانشناسی وجود نداشت».

 در واقع همه مطالب کتاب دیاکونوف و سایر منابع تاریخی و علمی هم گواه آریایی بودن مادها است. اما محمد تقی زهتابی با وجود این که فرضیه‌اش حتی توسط برخی هم‌تباران وی به صراحت رد شد، اما همچنان به گمان و پندار Oppert باقی ماند. وی در این راه به قدری پیش رفت که بعدها حتی ادعای ترک بودن زرتشت پیامبر را هم مطرح کرد.