گروه گزارش: با مشاهده‌ی میدانی از وضعیت تردد شهروندان در خیابان‌های تبریز به راحتی می‌توان دریافت که رعایت‌ها به حداقل ممکن رسیده و مردم گویی بین گرما و کرونا بی‌تفاوتی به کرونا را انتخاب کرده‌اند. موج چهارم کرونا شوک دیگر بر پیکر سلامت کشور وارد کرد. بعد از یک سال و چندین ماه دوباره برگشتیم به همان روز‌های پر استرس کرونازده، به آمار ۴۰۰ فوت در روز، به نقشه یکدست قرمز رنگ کشور، به پاس کاری مسئولان برای پیداکردن مقصر اصلی بازگشتمان به همان روز‌های اول، به نقطه سر خط و روز از نو با کرونا.

مسئولان، مردم و سهل انگاری آنان اصلی‌ترین دلیل لجام گسیختگی کرونای وحشی در آن روز‌ها بود اما ظاهرا این اوج گیری حتی برای چهارمین بار درس عبرتی برای هیچ یک نشده است! به عبارتی هر سه ماه، روی موج کرونا و دردسرهایش قرار گرفتیم. فروردین ۹۹ موج نخست، مرداد موج دوم، آبان موج سوم و فروردین ۱۴۰۰ موج چهارم. اگر با همین رویه ثابت و اختلاف حدودا سه ماهه پیش رویم، باید اواخر همین ماه یا هفته اول مرداد، چشم انتظار موج پنجم باشیم.

پدیده ای به نام کرونا

موج اول را با موجی از اخبار عجیب  و  غریب کرونا شروع کردیم. با سوپ خفاش خوردن چینی‌ها و دردسر سرفه هایش برای ما. خیلی‌ها همان روز‌های اول، منشأ کرونا و حضورش در کشور را به پرواز‌های شرکت هواپیمایی ماهان و تبادل مسافر بین ایران و چین ارتباط دادند. کرونا کمی دیرتر از سایر شهر‌ها به تبریز رسید و البته شروع کرونا در تبریز برای هیچ کس دور انتظار نبود؛ بنابراین برای موج اول، کسی به دنبال مقصر نبود و همه به دنبال راهی برای حذف ویروس وارداتی چینی بودند.

 روز‌های اول فراگیری کرونا، همه بسیج شده بودند تا کرونا ریشه کن شود. شست وشوی دست‌ها و خوردن دم نوش‌ها و مصرف لیمو اوج گرفت. در موج اول، در و دیوار و آسفالت و بلوکه‌های شهر هم از همت بلندمان برای حذف کرونا بی نصیب نماند. روز‌های اول با خواست مردمی و همراهی شهرداری شست وشوی خیابان‌ها در دستورکار قرار گرفت. با همه این ها، آمارمبتلایان و بستری‌ها هر روز بیشتر از قبل می‌شد. الکل و ماسک در تبریز مثل همه شهر‌های دیگر نایاب شد. نوبت تعطیلی اتوبوس و بازار و مساجد و… شد تا همگان به این باور برسند که با خطری جدی روبرو هستند. و تعطیلات نزدیک به صد در صدی عیدنوروز این باور را به عموم منتقل کرد.

مقصران موج دوم؛ عروس و داماد‌ها و مسافران

اوضاع کرونا در اردیبهشت ۹۹ نه خوب بود نه بد. میزان بستری شدگان و مبتلایان، روند ثابت رو به کاهش به خود گرفت. همین روند از عطش مردم و مسئولان برای پیگیری اخبار کرونا و وضع قوانین کاست. در این شرایط پیش بینی‌های خوش بینانه‌ای درباره اینکه کرونا تاب و تحمل گرما ندارد، مطرح شد. کنار هم قرار گرفتن این موارد با تصمیم برای حذف مرحله به مرحله محدودیت‌ها همراه شد.

این ویروس از اوایل خرداد، جایگاه خاص و راهبردی خود را در میان تیتر یک روزنامه‌ها و سایت‌های خبری از دست داد و نهایت حضورش در اخبار، به همان رفع محدودیت‌ها محدود شد. اما بعد از یک ماه از بازگشایی مکان‌ها با شیب آرام برای عادی شدن شرایط نگذشته بود که مسئولان علوم پزشکی با کرونا و اخبارش به میان رسانه‌ها آمدند؛ اخباری که گویای وضعیت بحرانی کرونا در بیمارستان‌های شهر بود. مسئولان رعایت نشدن پروتکل‌ها ازسوی مردم به دلیل بازگشایی مراکز گوناگون را مقصراصلی اوج گرفتن کرونا ذکر کردند. اوضاع کشور رو به یکدست قرمز شدن گذاشت و کرونا در بیشتر شهر‌ها یکه تاز میدان شد. شرایط بحرانی کرونا به نحوی شد که مسئولان کشوری، استفاده اجباری از ماسک را از ۱۵ تیرماه مصوب کردند.

دغدغه مدرسه رفتن یا نرفتن

از اواخر مرداد کرونا اندکی عقب کشید و آمار ابتلا روند نزولی به خود گرفت. از همان زمان، موضوع دوری بچه‌ها از مدرسه، مشکلات غیرحضوری بودن کلاس‌ها و مشکل ارائه آموزش‌های اجتماعی کودکان به دلیل حاضر نشدن آن‌ها در مدرسه جان گرفت و صاحب نظران و رسانه‌های مختلف از این مشکلات گفتند. هم زمان، موضوع بازگشایی تالار‌ها و ورشکستگی و تعطیلی برخی از اصناف مطرح شد. این بار سالن‌های ورزشی و استخر‌ها نیز توانستند از فهرست محدودیت‌های کرونا خارج شوند و با شرایطی متفاوت با قبل، نظیر کم کردن ظرفیت، فعالیت خود را شروع کنند. مدرسه‌ها نیز از نیمه شهریور بازگشایی شد تا سیاست یک بام و دو هوای محدودیت و حذف برای دومین بار اجرایی شود. همه چیز عادی عادی بود. هفته آخر مهر ماه کرونا با موج هایش از شهر‌های جنوب غربی، خوزستان و اصفهان قد علم کرد و در مدت یک هفته همه کشور را دربرگرفت. در هفته‌های پایانی آبان و اوایل آذر، کرونا در ایران ۳۰ بار رکورد ابتلا و تعداد بستری میزبانان خود را شکست و عبارت «رکورد زنی کرونا» در ایران، کلیدواژه تکراری آن روز‌ها شد.  کرونا در موج سوم تعداد زیادی از بیماران را به کام مرگ کشاند. وزارت بهداشت البته همچنان مردم و سهل انگاری آنان را در ردیف اول مقصران اوج گیری کرونا می‌دانست، هرچند این بار به سردی هوا و هم زیستی سرماخوردگی‌های فصلی با کرونا نیز اشاره می‌کرد.

صف مرغ و جان آدمیزاد!

اما پیش بینی برای موج چهارم از همان ابتدا بر سهمگینی آن استوار بود. این پیش بینی بر اساس برآورد کلی وزارت بهداشت و درمان مبنی بر شروع فصل آنفلوآنزا و سرماخوردگی و ادغام این دو بیماری با کرونا مطرح می‌شد. اوضاع آبی بهمن ماه در شهرها با مشکل کشوری کمبود مرغ و روغن همراه شد. مردم برای خرید مرغ و روغن در صف ایستادند. صف‌های مرغ و جان آدمیزاد با فاصله‌های حذف شده… تا سه روز مانده به پایان شروع سال جدید، مسئولان و مردم سر دو راهی رفتن به سفر یا در خانه ماندن بودند. در نهایت با مشخص شدن آخرین رنگ بندی ها، به مردم برای سفر به شهر‌هایی که قرمز و نارنجی نبودند، اجازه داده شد. از هفتمین روز فروردین، ساعت محدودیت آمدوشد شبانه یک ساعت افزایش یافت. مسئولان ستاد مقابله با کرونا هم به مهار کرونا اشاره کردند. ۱۰ روز بعد، کرونا وحشی‌تر از قبل اوج گرفت. موج چهارم با عبور تعداد مبتلایان از ۲۰ هزار نفر و فوتی‌ها از ۴۰۰ نفر شروع شد و تا به امروز که آمار فوتی ها بیش از ۱۳۷نفر می باشد نسبت به موج های قبلی که آمار فوتی ها زیر  ۵۰ نفر بود فروکش شده به حساب نمی آید. ولی با مشاهده نقشه ی نسبتا زرد کشور گویی زمزمه هایی از موج پنجم به گوش می رسد تا دولت جدید را نیامده در کنار سایر مشکلات کشور درگیر خود کند. اکنون ماییم در میان امواج کرونا و محدودیت‌ها و گلایه‌هایی از جنس رعایت نکردن پروتکل‌ها از سوی مردم، و دوباره نقطه سر خط./ فرزانه اسدزاده