گروه گزارش: بارش های  کم بهاری و گرمی هوای پیش رو همه نشان از بحرانی به نام کمبود آب می دهد. آنجا که تولید برق هم وابستگی مستقیمی به این مایع حیاتی دارد، پیچیدگی اوضاع را چند برابر می کند. ایران در برزخ آبی گرفتار شده است که گویا پایانی برای آن وجود ندارد. هر روز ابعاد تازه‌ای از بحران آبی و خشکسالی ایران نمایان می‌شود. یک روز خبر کاهش بی‌سابقه بارندگی در نیم قرن اخیر و روز دیگر جیره‌بندی آب در برخی شهرهای ایران، موجب نگرانی مردم درباره آینده این آب و خاک می‌شود.

جای خالی چاره اندیشی

با فرا رسیدن تابستان، عطش این سرزمین نیز بیشتر شده است. تابستانی که براساس پیش‌بینی‌ها یکی از داغ‌ترین تابستان‌های چند دهه اخیر خواهد بود. اما داغی تابستان و عطش آبی، هنگامی رنگ و بوی فاجعه به خود می‌گیرد که بدانیم در یک دوره بلند مدت خشکسالی قرار گرفته و امسال نیز با کاهش بارندگی مواجه بوده‌ایم. خشکسالی در حال حاضر نیمی از کشور را در بر گرفته است و زندگی بیش از ۳۷ میلیون ایرانی را تهدید می‌کند؛ تهدیدی که مسئولان آن را جدی نگرفته‌اند. این آمار و هشدارها را نه‌تنها کارشناسان و فعالان حوزه محیط‌زیست اعلام می‌کنند بلکه مسئولان وزارت نیرو نیز به این مساله اعتراف کرده‌اند. سدهایی که مسئولان روزگاری تصور می‌کردند معجزه‌ای برای دوران خشکسالی باشند و مهم‌ترین دلیل احداث آن‌ها مدیریت منابع آبی کشور بود، هم‌اکنون خالی هستند. و چاره اندیشی برای این مسئله کمتر اتفاق می افتد.

 

آدرس دهی غلط

صرفه جویى به تعبیرى ترسیم آینده در قالب برنامه ریزى صحیح و درست است. بنابراین صرفه جویى کردن به معناى داشتن تفکرى آینده نگرانه است به گونه اى که هم مى توان از زندگى امروز احساس رضایت و هم از آینده خیالى آسوده داشت. اما اینکه چرا صرفه جویی برای مایع حیات در بین ما با وجود تاکید زیاد کم بازخورد است ناشی از شرح‌ندادن دقیق مسئله برای مردم است. تاکیدهای تبلیغاتی برای صرفه جویی در آب همیشه با سوز و گدازهای کمبود آب برای مردم همراه بوده است. هرچند در مواقعی هم همین بحرانی جلوه دادن نحوه مصرف آب در میان بخش خانگی بازخورد مناسب داشته است و مردم را به هدر ندادن آب تشویق کرده اند اما همین مردم که صرفه جویی می کنند ناامید می شوند چرا که روز به روز اوضاع بهتر که نمی شود هیچ رفته رفته وخیم تر هم می شود. دلیل این بی فایده بودن تاکید صرف برای صرفه جویی مردم را می توان از آمارها استنباط کرد چرا که طبق آمارهای موجود، فقط ١٠درصد از کل مصرف سالانه آب در مملکت متعلق به انشعابات شهری و خانگی شان است. حال آنکه اگر بخش خانگی دربست شیر آب مصرفی‌اش را پلمب هم بکند، کلا ١٠درصد صرفه‌جویی خواهد شد. و این می شود آدرس غلط دادن به مردم….

روزانه برای پخش آگهی های تبلیغاتی صرفه جویی در آب در رسانه های ملی میلیاردها تومان صرف می شود که همه ی آنها به نوعی مخاطبشان مردم عادی است در صورتی که دوبرابر از سهم مصرف آب متعلق به صنعت و و مابقی، یعنی حدود ۹۰ درصد سهم کشاورزی است. اما آیا تاکنون انمیشن،تیزر و یا هر نوع آگهی دیگری که به کشاورز هشدار دهد که آب را درست مصرف کند، ساخته شده  و از رسانه ی ملی پخش شده است؟هزینه هایی که باید صرف آگاهی بخشی به کشاورزان، اصلاح شیوه‌های آبیاری سنتی، تغییر هدف‌گذاری محصولات از انواع پرمصرف آبی نظیر سیفی‌جات به محصولاتی کم‌مصرف‌تر و مواردی از این دست شود در پیچ و خم ده درصد آب شرب خانگی گیر کرده و آن را نشانه گرفته است. درصورتی که  مشکل آب باید در بخش کشاورزی و صنعت چاره‌اندیشی و حل شود، البته با گوشه چشمی هم به مصارف خانگی!!

بحران های وابسته به کمبود آب….

تغییرات اقلیمی، الگوی بارش باران و باد‌های موسمی در آسیا را دستخوش تغییر کرده است و پیش بینی می‌شود تا ۸۰ سال دیگر، نیمی از یخچال‌های طبیعی هیمالیا به تمامی از بین بروند. اکنون سالانه چیزی حدود ۸ میلیارد تن یخ تنها در هیمالیا ذوب می‌شود. کشور‌های آسیایی بیش از دیگر کشورها، قربانی این اتفاق تلخ محیط زیستی هستند و بی شک جغرافیای آن‌ها با بلایایی همچون خشک سالی، سیل، نابودی محصولات کشاورزی، طغیان رودخانه ها، طوفان‌های هولناک و گرمای تحمل ناپذیر همراه است. در ایران هم بخش کشاورزی و استفاده غیراصولی از منابع زیرزمینی، ۲ مسئله‌ای هستند که کشور کم آب ما را با بحرانی بی سابقه روبه رو کرده اند. ۸۵ درصد از وسعت کشورمان به واسطه جغرافیای منطقه، دارای اقلیمی خشک و نیمه خشک است و از طرفی ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی استفاده می‌شود و همه این‌ها در حالی است که کشاورزی تنها ۱۵ درصد تولیدات کشور را شامل می‌شود. اگرچه مشکلات محیط زیستی در ایران همواره در زمره مشکلات درجه چندم و کم اهمیت تلقی می‌شوند، اما امروزه این حوزه بیش از پیش، نیازمند توجه مسئولان است. کمبود غذا، فقر، بیماری، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و… تنها بخشی از مشکلاتی هستند که به واسطه گرمایش زمین در کمین انسان هستند. مشکلاتی که اگرچه همه مردم دنیا را درگیر خواهد کرد، اما بروز این بحران‌ها در ایران خشک ما، می‌تواند زمینه ساز بحران‌های شدیدتری باشد./ فرزانه اسدزاده