گروه گزارش: آذربایجان خطه ی مردمانی است که دستهایشان بر تار و پود زندگی نقش ماندگار حک می کند. سرزمین هنر و هنرمندپروری که در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود هنرمندان و هنرسازان بسیاری را در دامان پربرکت خود پروریده و تقدیم ایران زمین کرده است و “فرش” میراثی که نه فقط برای آذربایجان، که برای ایران سالها بود افتخار آفرینی می کرد و روزگاری در دنیا  حرف اول را می زد.  هنر ارزشمند و کم نظیری که با سر انگشتان ظریف و مشتاق هزاران بافنده‌ی کوچک و بزرگ از پود عشق بر تار اصالت گره می خورند! اما امروز چنان مورد کم لطفی قرار گرفته است که نه از رونق بازار داخلی خبری است و نه از صادارت آن خبرهای خوش به گوش می رسد!!

فشار حدکثری برای نابودی این صنعت

متأسفانه امروزه صنعت فرش از ابعاد مختلف چنان مورد تهاجم قرار گرفته است که حتی موزه فرش که نمادی از فرهنگ، هنر، دانش و فن‌آوری ایرانی است از بی‌مهری های وارد شده به این صنعت در امان نمانده است. سوالی که شاید خیلی از کسانی که ذره ای دغدغه ی فرهنگ و هنر و صد البته اوضاع اقتصاد ایران را دارند، در ذهنشان هست که چرا این صنعت متولی مشخصی ندارد؟ هنرمندان فعال در حوزه فرش با بلاتکلیفی عجیبی مواجه هستند. و همین امر نیز از عوامل تاثیرگذار در کاهش محبوبیت و حضور فرش ایرانی در سراسر دنیاست. به عنوان مثال برخی از فعالان این عرصه زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند و برخی دیگر تحت نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت فعالیت می‌کنند؛ از این رو نابسامانی بدی در این حوزه وجود دارد.

وقتی برای کالای صادراتی مانند نفت وزارتخانه تشکیل شده ولی برای صنعتی که متعلق به جامعه ایرانی است تلاش خاصی صورت نگرفته است و متولیان  این عرصه تاکنون هیچ پاسخی نسبت به کاهش حضور فرش ایرانی در بازارهای جهانی نداده‌اند، جای تأمل و تعجب بسیار دارد!!!!

حال بیائیم به تمامی مسائل و مشکلات داخلی اعم از نداشتن متولی مشخص، بیمه قالی بافی و وضعیت بازار و اقتصاد ، نقش نامرغوبی مواد اولیه و وجود مافیای وارداتی و… را نیز اضافه کنیم. گویی اصلا دست‌های پشت پرده‌ای وجود دارند که کمر به نابودی این صنعت بسته و نمی‌خواهند صنعت فرش ایران به دوران اوج خود برگردد.

قطع بیمه قالیبافان توجیه ندارد

مشکلات داخلی این صنعت یک طرف، و ناله‌ی قالی بافان اصیل از طرفی دیگر دل و دماغ پیشرفت این صنعت را از بین برده است. قالیبافان خرده پایی که گاها حتی شاغل در صنفی دیگر هستند، و با طمع بیمه وارد این عرصه شده‌اند و در این میان حق کسانی که سالها برای این هنر زحمت کشیده‌اند پایمال شده است. با تصویب طرح بیمه قالی بافی عده‌ای که شاید مهارت کوچکی از این هنر داشتند پا به عرصه گذاشتند تا از این فرصت استفاده کنند. خانه‌داری که بیمه قالی‌بافی واریز می‌کند، آرایشگری که ۱۲ سال سابقه‌ی بیمه قالی بافی دارد و قالی بافی که با یک ماه تاخیر در پرداخت حق بیمه، سالهاست که از آن محروم شده و حتی سابقه‌ی چند ساله‌اش باد هواست…

محمدحسین فرهنگی ،نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر در مجلس شورای اسلامی در این ارتباط می‌گوید: «قطع بیمه قالیبافان به عنوان قشر فعال و زحمتکش جامعه به بهانه پرداخت‌نشدن و تاخیر پرداخت حق بیمه، هیچ توجیهی ندارد. و تداوم این مشکلات با وجود پی‌گیری‌ها و وعده‌های مسئولان ذیربط همچنان ادامه دارد که باید مشکل این قشر مظلوم که یکی از ستون‌های اقتصاد و ارزآوری کشور را یدک می کشند، رفع شود.»

وی می‌افزاید: «حمایت از قشر مستضعف و مظلوم وظیفه هر مسلمان آزاده است قالیبافان نیز مصداق این موضوع هستند که باید مسوولان از آنها حمایت کنند تا انگیزه خدمت و کار در آنها تقویت شود. در این رابطه مجلس در سال ۱۳۸۸ مصوب کرد تا بیمه قالیبافان به صورت «بیست، بیست و هفتم» پرداخت شود،  اما متاسفانه اجرای این قانون بعد از مدتی قطع شده است. قالیبافان سال ها با کمترین توقع و درآمد برای اقتصاد فرش ایران تلاش کرده و می‌کنند اما حتی در خصوص بیمه این قشر کم درآمد وعده‌ها بی نتیجه مانده است. بر این اساس ۲ سوال از وزیر کار مطرح کردم و به رغم قول “شریعتمداری” مبنی بر رفع مشکل، تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و حتی پس از اجرا در بازه زمانی کوتاه مجدد بیمه آنها قطع می شود.»

بنا به این گزارش، فرهنگی چندی پیش در مجلس اظهار کرده بود که در هیچ کجای دنیا چنین مجازات سنگینی برای طبقات محروم جامعه که سلامت خود و سوی چشم خود را به جان خریده و در برابر سودی ناچیز به سمت تولید هنر روی آورده اند، در نظر نمی‌گیرند! عمده سود فروش فرش نصیب صادرکنندگان و فروشندگان است، و نامه‌ها و خواسته هایمان از مسوولان مربوطه تاکنون به جایی نرسیده است!

دیگر صدای دفه‌ی قالی بافان نمی آید!

روزگاری نه چندان دور وقتی از محله های قدیمی تبریز می‌گذشتی، صدای دفه زدن بافندگان از کارگاه‌های کوچک و بزرگ قالی گوش عابران پیاده را نوازش می‌داد! اما امروزه کودکان ما دیگر با صدای تق و توق دفه‌ی کارگاه‌های قالی بافی بیگانه هستند! چون دیگر فرش آذربایجان رفته رفته رو به فراموشی است!  و این همه حاصل بی‌توجهی به صنعت – هنری است که با گوشت و خون ایرانی عجین بود و با نابودی آن وضعیت خیل کثیری از کارگران و بافندگان فرش در هاله‌ای از ابهام خواهد رفت. گویی دیوار کوتاه قالی بافی هر روز بنای کوتاه تر شدن دارد…/ فرزانه اسدزاده