۞
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پیشخوان » فرهنگ و هنر » گزارش » یادداشت ها
  • شناسه : 24108
  • 30 آبان 1401 - 11:29
  • منبع : فارس
شوخی همسر مدافع حرم با شوهرش: تازه شدی جانباز ۱۰ درصد!
زندگی به سبک شهدا؛

شوخی همسر مدافع حرم با شوهرش: تازه شدی جانباز ۱۰ درصد!

همسر شهید قره‌محمدی می‌گوید: سال ۹۴ یک بار مهدی تماس گرفت و گفت: تا ۳ روز نمی‌توانم تماس بگیرم. هر وقت این حرف را می‌زد، می‌فهمیدیم قرار است عملیات شود. خندیدم و گفتم: زخمی برنگردی‌ها!

خبرصبح/گروه فرهنگ و هنر: «مهدی قره محمدی» در سال ۱۳۵۸ در شهرستان آمل استان مازندران متولد شد. مهدی پس از اتمام تحصیلات به سپاه پاسداران پیوست و وارد گردان ویژه صابرین شد. نیروهای این گردان یکی از زبده‌ترین و آماده‌ترین نیروهای سپاه هستند که برای گذراندن دوراهای آموزشی روزهای سخت و خاصی را پشت سر می گذرانند.

به گزارش فارس؛ سال ۹۴ مهدی برای دفاع از حرم حضرت زینب عازم سوریه شد و دو سال بعد یعنی در سال ۹۶ به شهادت رسید. مریم تاتار همسر این شهید عزیز در برشی از خاطرات زندگی مشترکشان می‌گوید:

سال ۹۴ یک بار تماس گرفت و گفت: تا ۳ روز نمی‌توانم تماس بگیرم. هر وقت این حرف را می‌زد، می‌فهمیدیم قرار است عملیات شود. با شوخی گفتم: زخمی برنگردی‌ها، بیمارستان‌ها جا ندارد. باید بروی گوشه خیابان‌ها روی برانکارد بمانی. دوره‌ای بود که خیلی مجروح می‌آوردند. خندید و گفت: نه برای من اتفاقی نمی‌افتد.

دقیقا سه روز بعد تماس گرفت. خندید و گفت: من بیمارستان بقیهالله(عج) هستم. پرسیدم فقط بگو از چه ناحیه‌ای آسیب دیدی؟ گفت: چیزی نیست یک خراش کوچک روی انگشتم افتاده. گفتم: برای یک خراش کوچک برگشتی رفتی اتاق عمل؟

رفتم ملاقات. خیلی درد داشت. خندیدم و گفتم: ای بابا این که چیزی نیست. تازه ۱۰ درصد جانباز شدی تا ۱۰۰ درصد خیلی مانده. با ناراحتی گفت: باز هم جا ماندم. خمپاره کنارم خورد، اما نمی‌دانم چرا شهید نشدم. گفتم: برای پر کشیدن زود است.

با او شوخی می‌کردم روحیه بگیرد.

راست گفته بود. انگشت اشاره دست راستش آسیب دیده بود، اما آسیبش جدی بود و باید عمل می‌شد. انگشت تیراندازی‌اش بود و مهدی تک تیرانداز بود. به همین دلیل روحیه‌اش را باخته بود و می‌ترسید دیگر نتواند تیراندازی کند. اما با درمان و نذر امام رضا(ع) انگشتی که قرار بود قطع شود، خوب شد.

پایان پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.