• امروز : سه شنبه, ۵ تیر , ۱۴۰۳
  • برابر با : Tuesday - 25 June - 2024
0

روایتی از ملیجک بازی ناصرالدین شاه

  • کد خبر : 62932
  • 22 خرداد 1403 - 10:13
روایتی از ملیجک بازی ناصرالدین شاه
یکی از کارهای عجیب ناصرالدین شاه که توجیه آن بسیار مشکل است علاقه بیش از حدش به یک دلقک خانگی به نام غلامعلی خان و مشهور به ملیجک بود، پسرك كثيفى كه از سراپاى وجودش نكبت مى‌ريخت و آب دهان و بينى خود را نمى‌توانست جمع كند اما به امر شاه، دربارى مستقل داشت با مزگونچی ها و فراشهای متعدد که دائما بله قربان گو و دست به سينه منتظر فرمانش بودند.

خبر صبح / گروه فرهنگ و ادب: یکی از کارهای عجیب ناصرالدین شاه که توجیه آن بسیار مشکل است علاقه بیش از حدش به یک دلقک خانگی به نام غلامعلی خان ملقب به عزیزالسلطان و مشهور به ملیجک بود، پسرک کثیفى که از سراپاى وجودش نکبت مى‌ریخت و آب دهان و بینى خود را نمى‌توانست جمع کند اما به امر شاه، دربارى مستقل داشت با مزگونچی ها و فراشهای متعدد که دائما بله قربان گو و دست به سینه منتظر فرمانش بودند!
این کودک زشت پیش ناصرالدین شاه چنان عزیز بود که خودش می‌نویسد: در دوشان‌تپه، سخت ناخوش شدم و شاه برای رفع خطر و بیماری از من، ۴۳ روز آنجا متوقف شد و توقف شاه اسباب حیرت همه شده بود…»
ناصرالدین شاه وقتی از فرنگ برگشت گفت: «دو ماهه طهران باید مثل پاریس شود. اول کارى که کرد شب عملجات بسیارى فرستاد سکوهاى بازارها را خراب کردند. وزیر نظام دید این کارها منافى ریاست اوست. رفت خدمت شاه و هرچه گفت شاه اعتنا نکرد. فرمود حکم همان است که کرده‌ام. وزیر نظام، بزرگ خواجه‌هاى حرمسرا را واسطه کرد باز شاه فرمود حکم همان است که کرده‌ام. انیس الدوله را واسطه کرد باز شاه فرمود حکم همان است و واسطۀ هیچکس در این باب قبول نیست..
وزیر نظام از همه جا مأیوس به ملیجک که ۸ یا ۹ ساله بود متوسل شد! رفت خدمت شاه، که ملیجک دیشب تب کرده است و این بواسطۀ آه بیچاره کسبۀ مظلوم است که شما حکم کرده‌اید میرزاعباس خان مهندس‌باشى سکوهاى بازار را خراب کند…»
اینجا بود که به خاطر تب ملیجک، شاه دستور داد سکوهاى مردم را مثل اول بسازند تا به واسطۀ رفع ظلم به بازاریان، خداوند ملیجک را شفا دهد و بدین ترتیب، شاه از پاریس کردن تهران منصرف شد. (یغمایی، اقبال، ‌شهید راه آزادی سید جمال واعظ، ص ۲۰۲)
ملیجک در همه سفرها حتی سفر اروپا همراه شاه بود، شاه املاک بسیار مرغوب حتی دخترش اخترالدوله را نیز بدو داد و عروسی ملیجک چنان باشکوه برگزار شد که چندین نفر بخاطر آن تلف شدند! (مستوفی، ‌شرح زندگانی من، ج ۱، ص ۴۹۹) اما یک مشکل در شب زفاف بود اینکه، بقول اعتمادالسلطنه، ناصرالدین شاه از شدت علاقه اش به او نگذاشته بود ملیجک ختنه شود! شاه می گفت: «امپراطور روس که ختنه نشده مگر پادشاه مملکت روس نیست؟…» (روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه…ص۹۶۱)
اما عروسی بدون ختنه امکان نداشت و اعتمادالسلطنه در خاطراتش می نویسد: «عاقبت با التماسهای پدر و مادر ملیجک و مادر عروس، خاطر ملوکانه راضی شد ملیجک را«سنت» کنند اما ملیجک رضایت نمی داد و به راحتی تسلیم تیغ دلاک نمی شد تا اینکه به عشق وصال دختر ۱۰ ساله شاه و قول شاهانه مبنی بر ازدواج با اخترالدوله، با اکراه پذیرفت.»و بدین ترتیب، ختنه ملیجک بزرگتر اتفاق سال ۱۳۱۱ ق ایران شد. «مجلسی بزرگ آراستند. تمام اطبا را از فرنگی و ایرانی خبر کردند.»
هنگامی که ختنه شد یک کاغذی به دختر شاه نامزدش نوشت بدین مضمون: «این همه جور از برای تو می‌کشم…»
و وقتی «مژده ختنه به شاه دادند انگشتر تخمه مرواریدش را به ملیجک هدیه داد.» (خاطرات اعتماد السلطنه…ص۹۶۱)
در تاریخ ما، عزیزالسلطان یا ملیجک تنها یک طفل زشت سیرت و زشت صورت در دربار ناصرالدین شاه نیست، بلکه قدمتی به درازای تاریخ ما دارد و به مَثَل تبدیل شده و ملیجک یعنی کسی بودن یعنی عزیزکرده کسی بودن است. ملیجک یک آفت در تاریخ ماست، درست نقطه مقابل شایسته سالاری!!

لینک کوتاه : https://khabaresobh.ir/?p=62932

مطالب مرتبط:

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.