• امروز : سه شنبه, ۵ تیر , ۱۴۰۳
  • برابر با : Tuesday - 25 June - 2024
0

یک سوال بنیادین درباره شاهنامه فردوسی و آذربایجان

  • کد خبر : 8782
  • 01 شهریور 1399 - 10:36
یک سوال بنیادین درباره شاهنامه فردوسی و آذربایجان

خبر صبح/ گروه سیاست: هیچ منطقه ای به اندازه آذربایجان در شاهنامه مورد تمجید و تحسین فردوسی قرار نگرفته است!! اما چرا برخی محافل وابسته تلاش دارند تا شاهنامه را در نزد مردم آذربایجان منفور و ضد آذربایجانی جلوه دهند؟ جایگاه والای آذربایجان در شاهنامه حکیم توس آنچنان جایگاه والایی برای آذربایجان قائل بوده که […]

خبر صبح/ گروه سیاست: هیچ منطقه ای به اندازه آذربایجان در شاهنامه مورد تمجید و تحسین فردوسی قرار نگرفته است!! اما چرا برخی محافل وابسته تلاش دارند تا شاهنامه را در نزد مردم آذربایجان منفور و ضد آذربایجانی جلوه دهند؟

جایگاه والای آذربایجان در شاهنامه

حکیم توس آنچنان جایگاه والایی برای آذربایجان قائل بوده که این سرزمین را نماد پیروزی وهومنی بر قوای اهریمنی می‌داند. آذربایجان در کلام فردوسی جایگاهی است که در آن رسالت کیخسرو مورد تایید یزدان قرار می‌گیرد. خاک مقدس آذربایجان به این قهرمان ایران زمین نیرو می‌بخشد و او را شایسته فرمان‌روایی می‌سازد. سرآخر نیز پیروزی نهایی او بر دشمنان در آذربایجان رخ می‌دهد ، آری فردوسی در اسطوره کیخسرو نقش منحصر به فردی برای آذربایجان قائل گردیده و این سرزمین را برای همیشه تاریخ ، خاستگاه جنبش‌های ایرانی و تجلی‌گاه پیروزی ایرانیان می‌داند. نقشی که فردوسی برای آذربایجان به تصویر کشیده ، بعدها در طول تاریخ بارها تکرار شده؛ جنبش صفویه از این خطه پدیدار می گردد، نادر در آن بار دیگر طرح امپراتوری بزرگی را می‌ریزد، نهضت مشروطیت ایران نیز از این دیار ظهور کرده و به بزرگ ترین پیروزی‌های خود دست می یابد.

اشعاری پیرامون آذرآبادگان در شاهنامه فردوسی

نخستین خراسان ازو یاد کرد/دل نامداران بدو شاد کرد

دگر بهره زان بد قم و اصفهان/ نهاد بزرگان و جای مهان

وزین بهره بود آذرابادگان/ که بخشش نهادند آزادگان

پادشاهی بهرام گور

وزان جایگه لشکر اندر کشید/ سوی آذرآبادگان پرکشید

چو از پارس لشکر فراوان ببرد/چنین بود رای بزرگان و خرد

که از جنگ بگریخت بهرامشاه/وزان سوی آذر کشیدست راه

پادشاهی خسرو پرویز

بهشتم بیاراست خورشید چهر/سپه را بکردار گردان سپهر

ز درگاه برخاست آوای کوس/هواشد زگرد سپاه آبنوس

سپاهی گزین کرد زآزادگان/ بیام سوی آذرابادگان

پادشاهی کیخسرو شصت سال بود

وز آنجا سوی شهر دیگر شدی/همی با می و تخت و افسر شدی

همی رفت تا آذرابادگان/ابا او بزرگان و آزادگان

گهی باده خورد و گهی تاخت اسپ/ بیامد سوی خان آذرگشسپ

پادشاهی بهرام گور

چو شد ساخته کار آتشکده/ همان جای نوروز و جشن سده

بیامد سوی آذرآبادگان/ خود و نامداران و آزادگان

پرستندگان پیش آذر شدند / همه موبدان دست بر سر شدند

پرستندگان را ببخشید چیز/ وز آتشکده روی بنهاد تیز

پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود

سوی تیسفون رفت گنج و بنه / سپاهی نماند از یلان یک تنه

همه ویژه گردان آزداگان / بیامد سوی آذرآبادگان

سپاهی بیامد ز هر کشوری / ز گیلان و ز دیلمان لشکری

لینک کوتاه : https://khabaresobh.ir/?p=8782

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.